خلاصه داستان: کو هانا، بزرگترین فرزند خانواده و تنها نانآورشان، ناگهان پی میبرد که دختر واقعی این خانواده نیست. او درمییابد خانوادهای که او را بزرگ کرده، در حقیقت دشمنان والدین واقعیاش بوده و از او برای رسیدن به اهداف شوم خود سوءاستفاده کردهاند. حالا، پس از این کشف تلخ، او تصمیم میگیرد برای انتقام دست به کار شود…
خلاصه داستان: کشور کره پس از رهایی از استعمار ژاپن، به نخستین میدان جنگ سرد تبدیل میشود. در این میان، حضور یک پایگاه نظامی آمریکایی در این سرزمین تأثیر عمیقی بر زندگی سه نوجوان سردرگم داستان میگذارد و سرنوشت آنها را دستخوش تغییر میکند...
خلاصه داستان: این سریال دربارهی یک بازیگر نیمهوقت و ناامید یک برنامهی گفتوگو محور و یک تماشاچی مرد خونسرد است که از ناتوانی در تشخیص احساسات (الکسیتایمیا) رنج میبرد. این دو شخصیت با وجود تفاوتهایشان به هم نزدیک میشوند و به تدریج شروع میکنند به یکدیگر کمک کردن تا زخمهای روحیشان را التیام بخشند. در این مسیر، هر کدام با چالشهای شخصی و احساسی خود مواجه میشوند که آنها را به امتحانهایی سخت میکشاند. با این حال، روابط آنها به جایی میرسد که سوالاتی درباره احساسات واقعی و عواقب آنها به میان میآید، و این ممکن است آیندهی رابطهشان را تحت تأثیر قرار دهد...
خلاصه داستان: لیو میانتانگ، باهوش و قاطع، به عنوان اولین رهبر یانگشان، مردم را برای مجازات شروران، ترویج نیکی و اجرای عدالت رهبری میکرد. اما در حملهای که از سوی نیروهای شرور صورت گرفت، به شدت زخمی شد و توسط سوی شینگژو، شاهزاده هواییانگ نجات یافت. وقتی لیو میانتانگ به هوش آمد، هیچ خاطرهای از یانگشان نداشت و سوی شینگژو را به اشتباه شوهر خود تصور کرد. اما وقتی هویتهای واقعی آنها فاش میشود، آیا میتوانند با صداقت با آن روبرو شوند و سختیها را کنار هم تحمل کنند؟ داستانی از هویت، حقیقت و عشق در پسزمینهای از جنگ و فریب در انتظار آنهاست.
خلاصه داستان: پانزده سال پیش، مادر "یینگ هه منگ" به ناحق توسط خاندان "یه" به قتل متهم و اعدام شد. حالا دختر تصمیم میگیرد تا حقیقت را کشف کرده و از قاتلان مادرش انتقام بگیرد. برای رسیدن به هدفش، نقشه میکشد تا به عنوان همسر دوم وارد خاندان "یه" شود. در این مسیر، رابطه او با شوهرش، "یه بو هان"، که ابتدا پر از بیاعتمادی و نقشههای پنهانی علیه یکدیگر است، به تدریج به همکاری برای فاش کردن حقیقت تبدیل میشود و در این میان، عشق غیرمنتظرهای بین آنها شکل میگیرد...
خلاصه داستان: سریال «قلب سیاه» یک درام عاشقانه-انتقامی است که در جو خیرهکننده کاپادوکیه رخ میدهد. داستان حول محور سورمو میچرخد، مادری جوان که فرزندانش را رها کرده و زندگی جدیدی با خانواده ثروتمندش ساخته است. فرزندانش، ملک و نوح، با کشف هویت مادرشان، به دنبال او میروند و در این مسیر با رازهای خانوادگی، عشق و انتقام روبهرو میشوند. داستان با فضای پرشور و دراماتیک، به موضوعاتی مانند خانواده، خیانت و جستجوی هویت میپردازد. تصاویر بصری کاپادوکیه و روابط پیچیده خانوادگی سریال را به تجربهای جذاب و احساسی تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: زمانی که یک وکیل متهم به قتل شده و دستگیر میشود، تصمیم میگیرد درحالی که در زندان به سر میبرد، با کمک یک کلاهبردار، قاتل واقعی را پیدا کند...
خلاصه داستان: در جنوب معبد دالی، «فنگ یی» بهواسطه یک پرونده جنایی با «منگ شی ژو» آشنا شد. این آشنایی باعث شد که آنها استاد و شاگرد شوند و با هم به شکار هیولا بپردازند. درست زمانی که رابطهشان عمیقتر میشد، پادشاه شیاطین شخصاً ظاهر شد و «منگ شی ژو» را با وسوسه درونیاش تحت کنترل خود درآورد. در این میان، «فنگ یی» متوجه شد که اکسیر شیطانیای که «منگ شی ژو» سالها پیش از دست داده بود، در بدن خودش قرار دارد.
خلاصه داستان: لین یی یانگ، نابغه سابق اسنوکر حرفه ای، در یک شب طوفانی با بازیکن محبوب، یین گوئو ملاقات میکند. این دو با کمک پسر عموی یین گو با یکدیگر آشنا شدند. لین یی یانگ زمانی یک نابغه معروف اسنوکر بود اما در یک مسابقه به دلیل اعتراض به پنالتی، ناخواسته داور را آزار داد. او از این قضاوت راضی نبود و مستقیماً بازنشستگی خود را اعلام کرد و اسنوکر حرفه ای را کنار گذاشت. اما…