خلاصه داستان: فیلم «پنجم سپتامبر» یک درام تاریخی-ورزشی آلمانی به کارگردانی تیم فهلباوم است که وقایع گروگانگیری ورزشکاران اسرائیلی در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ را از دیدگاه تیم خبری ABC Sports روایت میکند. داستان بر جف (جان ماگارو)، گزارشگر تازهکار، و رئیسش، روون آرلج (پیتر سارسگارد)، متمرکز است که در ابتدا قصد پوشش بازیهای المپیک را داشتند. اما وقتی گروه فلسطینی «سپتامبر سیاه» ۱۱ ورزشکار اسرائیلی را گروگان میگیرد، تیم خبری در اتاق کنترلی پرتنش، بهسرعت پوشش زندهای را برای میلیونها بیننده در سراسر جهان آماده میکند. آنها با ماریان (لئونی بنش)، مترجم آلمانی، همکاری میکنند تا مذاکرات میان گروگانگیرها، پلیس آلمان و مقامات اسرائیلی را رمزگشایی کنند. فیلم با بازسازی دقیق فضای دهه ۷۰، به موضوعات اخلاق رسانهای، فشارهای ژورنالیستی و تأثیرات جهانی این تراژدی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «زندگی دوم» یک اکشن-کمدی-جنایی چینی به کارگردانی سوییچیانگ هو است. داستان درباره لیانگ (یوان چیو)، زنی است که به جرم قتل رئیس یک باند، در زندان پسری به نام «لیتل بین جلی» به دنیا میآورد. وقتی پسر یکساله میشود، او را به پرورشگاه میسپارند و ارتباطشان قطع میشود. سالها بعد، لیانگ از زندان آزاد میشود و گروه اژدهای سبز، برای انتقام، یک قاتل نابینا به نام «گوست» (فیلیپ انگ) را بهعنوان پسر نابینای لیانگ جا میزند تا او را بکشد. لیانگ که به دنبال جبران گذشته و بازسازی رابطه مادر-فرزندی است، با گوست ملاقات میکند. در حالی که گوست قصد انجام ماموریتش را دارد، شرایط غیرمنتظرهای این دو را به هم نزدیک میکند و آنها به یکدیگر کمک میکنند تا خود را رها کرده و به مسیر درست بازگردند. فیلم با طنز استیون چومانند، مبارزات رزمی خلاقانه و درام خانوادگی، به موضوعات رستگاری و روابط میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «ساکرامنتو» یک کمدی-درام آمریکایی به کارگردانی مایکل آنگارانو است که فیلمنامه را با کریس اسمیت نوشته. داستان درباره ریکی (مایکل آنگارانو)، جوانی پرشور و بیقید، است که پس از مرگ پدرش، دوست قدیمیاش گلن (مایکل سرا)، پدری مضطرب که در انتظار تولد فرزندش با همسرش رزی (کریستن استوارت) است، را به سفری جادهای غیرمنتظره از لسآنجلس به ساکرامنتو دعوت میکند. ریکی، که به بهانه پخش خاکستر پدرش گلن را همراه کرده، در واقع میخواهد دوستی قدیمیشان را زنده کند. در این سفر ۳۸۰ مایلی، این دو با اضطرابها، اشتباهات گذشته و تردیدهایشان درباره آینده روبهرو میشوند. با حضور تالی (مایا ارسکین)، فیلم با طنز خشک و لحظات احساسی، به موضوعات دوستی، پدر شدن و سلامت روان میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «راست» یک وسترن آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی جوئل سوزا است. داستان در وایومینگ دهه ۱۸۸۰ جریان دارد و درباره لوکاس هالیستر (پاتریک اسکات مکدرموت)، پسری ۱۳ ساله است که پس از مرگ والدینش، بههمراه برادر کوچکترش جیکوب، برای بقا تلاش میکند. لوکاس بهطور تصادفی یک دامدار محلی را میکشد و به اعدام محکوم میشود. هارلند راست (الک بالدوین)، پدربزرگ غریبه و قانونشکن او، وی را از زندان نجات داده و بهسمت مکزیک فرار میکنند. آنها در این مسیر با مارشال مصمم، وود هلم (جاش هاپکینز)، و شکارچی جایزهبگیر بیرحم، فنتون «واعظ» لنگ (تراویس فیمل)، مواجه میشوند. هارلند برای نجات لوکاس خود را تسلیم وود میکند، اما به دلیل جراحاتش میمیرد و اعدام میشود، در حالی که لوکاس به مکزیک میرسد تا با جیکوب و خالهاش، که پشت نقشه نجات بود، زندگی کند. فیلم با تصاویر خیرهکننده هالینا هاچینز و تمهای خانوادگی، خشونت و رستگاری، تحت تأثیر تراژدی مرگ هاچینز در صحنه فیلمبرداری قرار گرفته است.
خلاصه داستان: فیلم «ریف رف» یک کمدی-جنایی آمریکایی به کارگردانی دیتو مونتیل و نویسندگی جان پولونو است. داستان درباره وینسنت (اد هریس)، یک خلافکار بازنشسته است که با همسر دومش سندی (گابریل یونیون) و پسرخواندهاش دیجی (مایلز جی. هاروی) زندگی آرامی در کلبهای دورافتاده دارد. اما آرامش آنها با ورود غیرمنتظره روث (جنیفر کولیدج)، همسر سابق وینسنت، پسرش روکو (لوئیس پولمن) و دوستدختر باردار روکو، مارینا (امانوئلا پوستاکینی)، بههم میریزد. روکو، که بهخاطر قتل پسر مافیابوس لفتی (بیل مری) برای دفاع از مارینا تحت تعقیب است، از لفتی و قاتلش لانی (پیت دیویدسون) فرار کرده. وینسنت، که خود زمانی گانگستر بوده، باید با گذشتهاش روبهرو شود تا خانوادهاش را از این تهدید مرگبار نجات دهد. فیلم با ترکیبی از طنز تلخ، خشونت و درام خانوادگی، به موضوعات وفاداری و رستگاری میپردازد، هرچند از ضعف در ریتم و عمق شخصیتها رنج میبرد
خلاصه داستان: فیلم «آنفلوانزای ثروت» یک تریلر علمی-تخیلی اسپانیایی به کارگردانی گالدر گازتلو-اوروتیا است. داستان درباره لورا پالمر (مری الیزابت وینستد)، مدیر اجرایی جاهطلب در حال طلاق، است که در اوج موفقیت حرفهایاش قرار دارد. اما یک ویروس عجیب که ابتدا ثروتمندترین افراد، از میلیاردرها تا میلیونرها، را با علامت درخشش دندانها میکشد، جهان را به آشوب میکشد. لورا، که به تازگی سهامش به ۹۰۰ میلیون دلار ارزشگذاری شده، با همسرش (ریف اسپال)، دخترش آنا (دیکسی اگرریکس) و مادرش (لورین براکو) تلاش میکند از این ویروس فرار کند. ثروتمندان برای نجات جانشان داراییهای خود را دور میریزند، اما ویروس همچنان آنها را تعقیب میکند. فیلم با نقد سرمایهداری، به موضوعات بقا، طمع و روابط خانوادگی میپردازد، هرچند گاهی از منطق داستانی و ریتم ضعیف رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «رورسی» یک درام عاشقانه-علمیتخیلی مالزیایی به کارگردانی آدریان ته است. داستان درباره عاکید (بتو کسیاری)، مذاکرهکننده پلیسی است که توانایی سفر در زمان را از پدرش به ارث برده، اما هر بار که به گذشته بازمیگردد، بخشی از عمرش را از دست میدهد. او که به عنوان یک سفرکننده زمانی در ماموریتهایش موفق است، با سارا (شیقین کمال)، مربی آیکیدو، آشنا شده، عاشقش میشود و با او ازدواج میکند. اما وقتی تراژدی خانوادهاش را نابود میکند، عاکید با وجود هزینه سنگین، بارها به گذشته بازمیگردد تا سرنوشت را تغییر دهد. هر تلاش او عواقب غیرمنتظرهای به دنبال دارد و عاکید را مجبور میکند با درد، پشیمانی و پذیرش واقعیت روبهرو شود. فیلم با تمرکز بر عشق، خانواده و فداکاری، داستانی احساسی و تأملبرانگیز ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «ملکه رینگ» یک درام ورزشی-بیوگرافیک آمریکایی به کارگردانی اش آویلدسن است که زندگی میلدرد برک (امیلی بت ریکاردز)، کشتیگیر حرفهای زن پیشگام، را روایت میکند. در دورانی که کشتی زنان در بسیاری از ایالات آمریکا غیرقانونی بود، میلدرد، مادری مجرد از شهری کوچک، با استقامت و شجاعت وارد این ورزش مردانه میشود. او با غلبه بر تبعیض، رقبا و مشکلات شخصی، از جمله رابطه پیچیده با مدیر و همسر سابقش بیلی وولف (جاش لوکاس)، به اولین ورزشکار زن میلیون دلاری تاریخ و طولانیترین قهرمان کشتی تبدیل میشود. فیلم با حضور کشتیگیرانی مثل تونی استورم و کمیل، به موضوعات پشتکار، شکستن موانع جنسیتی و توانمندسازی زنان میپردازد و با طراحی صحنه و لباسهای دقیق، حالوهوای دهههای ۱۹۳۰ تا ۱۹۵۰ را بازسازی میکند.
خلاصه داستان: فیلم «حضور» یک تریلر روانشناختی-ترسناک آمریکایی به کارگردانی استیون سودربرگ و نویسندگی دیوید کوپ است. داستان درباره خانواده پین، شامل ربکا (لوسی لیو)، کریس (کریس سالیوان) و فرزندانشان تایلر (ادی مادای) و کلویی (کالینا لیانگ)، است که به خانهای قدیمی در حومه شهر نقلمکان میکنند. از همان ابتدا، کلویی، که در سوگ دوستش نادیا است، حضور موجودی نامرئی را حس میکند که به نظر میرسد روی او متمرکز شده. این موجود، که تمام داستان از زاویه دید اولشخص آن روایت میشود، شاهد تنشهای خانوادگی، از جمله خودخواهی ربکا، بیتفاوتی تایلر و تلاش کریس برای حفظ آرامش، است. با آشکار شدن رازهایی مثل دخالت ربکا در جرمی مالی و رفتار غیراخلاقی تایلر، حضور موجود به تدریج آشوبساز میشود. فیلم با تمرکز بر اندوه، گناه و پویایی خانواده، داستانی عاطفی را در قالب معمای ماوراءطبیعه ارائه میدهد، هرچند گاهی از ضعفهای روایی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «پارتنوپی» یک درام فانتزی ایتالیایی-فرانسوی به کارگردانی پائولو سورنتینو است. داستان درباره پارتنوپی (سلسته دالا پورتا)، زنی زیبا و مرموز است که در سال ۱۹۵۰ در آبهای ناپل متولد میشود و نامش را از سیرن اسطورهای که ناپل به نام اوست، میگیرد. او در جوانی، که تابستانهای طولانیاش را در ناپل و کاپری میگذراند، با شیفتگی دیگران از جمله برادرش ریموندو (دانیله رینزو) و دوستش ساندینو (داریو آیتا) روبهرو میشود. پارتنوپی، دانشجوی باهوش انسانشناسی، با استادش دووتو ماروتا (سیلویو اورلاندو) رابطهای عمیق برقرار میکند و با شخصیتهایی مثل جان چیور (گری اولدمن)، نویسنده آمریکایی، و گرتا کول (لوئیزا رانیری)، بازیگر ناپلی، آشنا میشود. او که بین بازیگری و تحصیل مردد است، با عشق، تراژدی و آیینهای عجیب مثل معجزه خون سن جنارو مواجه میشود. فیلم با تصاویری خیرهکننده، به کاوش در زیبایی، عشق و معنای زندگی میپردازد، هرچند گاهی فاقد عمق داستانی است.