خلاصه داستان: فیلم «بروتالیست» یک درام تاریخی حماسی به کارگردانی بریدی کوربت و نویسندگی مشترک او و مونا فاستوُلد است. لاسلو توث (آدرین برودی)، معمار یهودی-مجارستانی و بازمانده هولوکاست، در سال ۱۹۴۷ از اروپای پس از جنگ به آمریکا مهاجرت میکند تا زندگی، حرفه و ازدواجش با ارژبت (فلیسیتی جونز) را بازسازی کند. او در فیلادلفیا نزد پسرعمویش آتیلا، که هویت یهودیاش را پنهان کرده، پناه میگیرد و در کسبوکار مبلمان او کار میکند. لاسلو که با فقر، تبعیض و اعتیاد به هروئین دستوپنجه نرم میکند، با هریسون ون بورن (گای پیرس)، صنعتگر ثروتمند، آشنا میشود که او را برای ساخت مرکزی عظیم به سبک معماری بروتالیستی مامور میکند. این پروژه که نمادی از جاهطلبی لاسلو است، او را به اوج میرساند، اما با هزینههای سنگین عاطفی و اخلاقی، از جمله تنش با ارژبت و مواجهه با فساد ون بورن، همراه میشود. فیلم با فیلمبرداری ویستاویژن، موسیقی دانیل بلامبرگ و بازی درخشان برودی، به موضوعات مهاجرت، رویای آمریکایی، یهودستیزی و تنش بین هنر و سرمایهداری میپردازد و با امتیاز ۹۳٪ در راتن تومیتوز تحسین شده، اما به دلیل طول ۲۱۵ دقیقهای و روایت گاه سرد، نقدهایی هم دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «ارزیابی» یک تریلر علمیتخیلی به کارگردانی فلور فورچون در اولین تجربه کارگردانی بلند خود است که در آیندهای نزدیک و دیستوپیایی رخ میدهد، جایی که به دلیل فروپاشی زیستمحیطی و کمبود منابع، والدگری تحت کنترل شدید دولت است. میا (الیزابت اولسن) و آرین (هیمیش پاتل)، زوجی موفق، برای دریافت مجوز فرزندآوری، باید ارزیابی هفتروزهای را توسط ویرجینیا (آلیشا ویکاندر)، مامور دولتی سرد و مرموز، پشت سر بگذارند. ویرجینیا با آزمونهایی عجیب، از جمله تقلید رفتارهای کودکانه و ایجاد موقعیتهای تنشزا، رابطه میا و آرین را به چالش میکشد و ناامنیهای عمیق آنها را آشکار میکند. این آزمون به کابوسی روانشناختی تبدیل میشود که پایههای رابطه آنها و باورشان به جامعه را متزلزل میکند. فیلم با بازیهای قوی، بهویژه ویکاندر و اولسن، و فضای بصری سرد، به موضوعات والدگری، کنترل اجتماعی و شکنندگی انسان میپردازد، اما به دلیل روایت سردرگم و پایانبندی طولانی، نقدهای متوسطی با امتیاز ۸۳٪ در راتن تومایتوز دریافت کرده است.
خلاصه داستان: فیلم «گوشه تیز» یک تریلر روانشناختی کانادایی-ایرلندی به نویسندگی و کارگردانی جیسون باکستون، اقتباسی از داستان کوتاه راسل وانگرسکی است. جاش مککال (بن فاستر)، مرد خانوادهای که بهتازگی با همسرش راشل (کوبی اسمالدرز) و پسرشان مکس (ویلیام کوسوویچ) به خانهای روستایی در هلیفکس، نوا اسکوشیا، نقل مکان کرده، پس از تصادف مرگبار یک نوجوان مست در پیچ خطرناک مقابل خانهشان، دچار وسواس نجات قربانیان تصادفات بعدی میشود. جاش که از زندگی روزمره و شغلش ناراضی است، با آموزش CPR و حضور در مراسم خاکسپاری قربانیان، بهتدریج از خانوادهاش دور شده و کنترل خود را از دست میدهد. راشل که از رفتارهای او خسته شده، به فکر جدایی میافتد، در حالی که جاش با مخفی کردن اخراجش از کار و جلوگیری از فروش خانه، به فروپاشی روانی نزدیک میشود. فیلم با فیلمبرداری دهه ۷۰مانند گای گادفری، موسیقی استفن مککئون و بازی درخشان فاستر، به موضوعات بحران میانسالی، مردانگی شکننده و مرز بین قهرمانی و خودویرانگری میپردازد، اما به دلیل ریتم کند و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی با امتیاز ۹۳٪ در راتن تومیتوز دریافت کرده است
خلاصه داستان: فیلم «پنجم سپتامبر» یک درام تاریخی-ورزشی آلمانی به کارگردانی تیم فهلباوم است که وقایع گروگانگیری ورزشکاران اسرائیلی در المپیک ۱۹۷۲ مونیخ را از دیدگاه تیم خبری ABC Sports روایت میکند. داستان بر جف (جان ماگارو)، گزارشگر تازهکار، و رئیسش، روون آرلج (پیتر سارسگارد)، متمرکز است که در ابتدا قصد پوشش بازیهای المپیک را داشتند. اما وقتی گروه فلسطینی «سپتامبر سیاه» ۱۱ ورزشکار اسرائیلی را گروگان میگیرد، تیم خبری در اتاق کنترلی پرتنش، بهسرعت پوشش زندهای را برای میلیونها بیننده در سراسر جهان آماده میکند. آنها با ماریان (لئونی بنش)، مترجم آلمانی، همکاری میکنند تا مذاکرات میان گروگانگیرها، پلیس آلمان و مقامات اسرائیلی را رمزگشایی کنند. فیلم با بازسازی دقیق فضای دهه ۷۰، به موضوعات اخلاق رسانهای، فشارهای ژورنالیستی و تأثیرات جهانی این تراژدی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «زندگی دوم» یک اکشن-کمدی-جنایی چینی به کارگردانی سوییچیانگ هو است. داستان درباره لیانگ (یوان چیو)، زنی است که به جرم قتل رئیس یک باند، در زندان پسری به نام «لیتل بین جلی» به دنیا میآورد. وقتی پسر یکساله میشود، او را به پرورشگاه میسپارند و ارتباطشان قطع میشود. سالها بعد، لیانگ از زندان آزاد میشود و گروه اژدهای سبز، برای انتقام، یک قاتل نابینا به نام «گوست» (فیلیپ انگ) را بهعنوان پسر نابینای لیانگ جا میزند تا او را بکشد. لیانگ که به دنبال جبران گذشته و بازسازی رابطه مادر-فرزندی است، با گوست ملاقات میکند. در حالی که گوست قصد انجام ماموریتش را دارد، شرایط غیرمنتظرهای این دو را به هم نزدیک میکند و آنها به یکدیگر کمک میکنند تا خود را رها کرده و به مسیر درست بازگردند. فیلم با طنز استیون چومانند، مبارزات رزمی خلاقانه و درام خانوادگی، به موضوعات رستگاری و روابط میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «ساکرامنتو» یک کمدی-درام آمریکایی به کارگردانی مایکل آنگارانو است که فیلمنامه را با کریس اسمیت نوشته. داستان درباره ریکی (مایکل آنگارانو)، جوانی پرشور و بیقید، است که پس از مرگ پدرش، دوست قدیمیاش گلن (مایکل سرا)، پدری مضطرب که در انتظار تولد فرزندش با همسرش رزی (کریستن استوارت) است، را به سفری جادهای غیرمنتظره از لسآنجلس به ساکرامنتو دعوت میکند. ریکی، که به بهانه پخش خاکستر پدرش گلن را همراه کرده، در واقع میخواهد دوستی قدیمیشان را زنده کند. در این سفر ۳۸۰ مایلی، این دو با اضطرابها، اشتباهات گذشته و تردیدهایشان درباره آینده روبهرو میشوند. با حضور تالی (مایا ارسکین)، فیلم با طنز خشک و لحظات احساسی، به موضوعات دوستی، پدر شدن و سلامت روان میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «راست» یک وسترن آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی جوئل سوزا است. داستان در وایومینگ دهه ۱۸۸۰ جریان دارد و درباره لوکاس هالیستر (پاتریک اسکات مکدرموت)، پسری ۱۳ ساله است که پس از مرگ والدینش، بههمراه برادر کوچکترش جیکوب، برای بقا تلاش میکند. لوکاس بهطور تصادفی یک دامدار محلی را میکشد و به اعدام محکوم میشود. هارلند راست (الک بالدوین)، پدربزرگ غریبه و قانونشکن او، وی را از زندان نجات داده و بهسمت مکزیک فرار میکنند. آنها در این مسیر با مارشال مصمم، وود هلم (جاش هاپکینز)، و شکارچی جایزهبگیر بیرحم، فنتون «واعظ» لنگ (تراویس فیمل)، مواجه میشوند. هارلند برای نجات لوکاس خود را تسلیم وود میکند، اما به دلیل جراحاتش میمیرد و اعدام میشود، در حالی که لوکاس به مکزیک میرسد تا با جیکوب و خالهاش، که پشت نقشه نجات بود، زندگی کند. فیلم با تصاویر خیرهکننده هالینا هاچینز و تمهای خانوادگی، خشونت و رستگاری، تحت تأثیر تراژدی مرگ هاچینز در صحنه فیلمبرداری قرار گرفته است.
خلاصه داستان: فیلم «ریف رف» یک کمدی-جنایی آمریکایی به کارگردانی دیتو مونتیل و نویسندگی جان پولونو است. داستان درباره وینسنت (اد هریس)، یک خلافکار بازنشسته است که با همسر دومش سندی (گابریل یونیون) و پسرخواندهاش دیجی (مایلز جی. هاروی) زندگی آرامی در کلبهای دورافتاده دارد. اما آرامش آنها با ورود غیرمنتظره روث (جنیفر کولیدج)، همسر سابق وینسنت، پسرش روکو (لوئیس پولمن) و دوستدختر باردار روکو، مارینا (امانوئلا پوستاکینی)، بههم میریزد. روکو، که بهخاطر قتل پسر مافیابوس لفتی (بیل مری) برای دفاع از مارینا تحت تعقیب است، از لفتی و قاتلش لانی (پیت دیویدسون) فرار کرده. وینسنت، که خود زمانی گانگستر بوده، باید با گذشتهاش روبهرو شود تا خانوادهاش را از این تهدید مرگبار نجات دهد. فیلم با ترکیبی از طنز تلخ، خشونت و درام خانوادگی، به موضوعات وفاداری و رستگاری میپردازد، هرچند از ضعف در ریتم و عمق شخصیتها رنج میبرد
خلاصه داستان: فیلم «آنفلوانزای ثروت» یک تریلر علمی-تخیلی اسپانیایی به کارگردانی گالدر گازتلو-اوروتیا است. داستان درباره لورا پالمر (مری الیزابت وینستد)، مدیر اجرایی جاهطلب در حال طلاق، است که در اوج موفقیت حرفهایاش قرار دارد. اما یک ویروس عجیب که ابتدا ثروتمندترین افراد، از میلیاردرها تا میلیونرها، را با علامت درخشش دندانها میکشد، جهان را به آشوب میکشد. لورا، که به تازگی سهامش به ۹۰۰ میلیون دلار ارزشگذاری شده، با همسرش (ریف اسپال)، دخترش آنا (دیکسی اگرریکس) و مادرش (لورین براکو) تلاش میکند از این ویروس فرار کند. ثروتمندان برای نجات جانشان داراییهای خود را دور میریزند، اما ویروس همچنان آنها را تعقیب میکند. فیلم با نقد سرمایهداری، به موضوعات بقا، طمع و روابط خانوادگی میپردازد، هرچند گاهی از منطق داستانی و ریتم ضعیف رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «رورسی» یک درام عاشقانه-علمیتخیلی مالزیایی به کارگردانی آدریان ته است. داستان درباره عاکید (بتو کسیاری)، مذاکرهکننده پلیسی است که توانایی سفر در زمان را از پدرش به ارث برده، اما هر بار که به گذشته بازمیگردد، بخشی از عمرش را از دست میدهد. او که به عنوان یک سفرکننده زمانی در ماموریتهایش موفق است، با سارا (شیقین کمال)، مربی آیکیدو، آشنا شده، عاشقش میشود و با او ازدواج میکند. اما وقتی تراژدی خانوادهاش را نابود میکند، عاکید با وجود هزینه سنگین، بارها به گذشته بازمیگردد تا سرنوشت را تغییر دهد. هر تلاش او عواقب غیرمنتظرهای به دنبال دارد و عاکید را مجبور میکند با درد، پشیمانی و پذیرش واقعیت روبهرو شود. فیلم با تمرکز بر عشق، خانواده و فداکاری، داستانی احساسی و تأملبرانگیز ارائه میدهد.