خلاصه داستان: فیلم «سوورین» یک تریلر جنایی-درام به کارگردانی کریستین سوگال است که با الهام از تیراندازیهای پلیس ممفیس غربی در سال ۲۰۱۰ ساخته شده است. داستان درباره جری کین (نیک آفرمن)، یک پدر تنها و بیکار، و پسر نوجوانش جو (جیکوب ترمبلی) است که به جنبش شهروند سوورین، گروهی افراطی و ضددولت، باور دارند. جری که قوانین را توهمی میداند، با سمینارهای خودخوانده درباره حقوق مالکیت و اجتناب از مالیات، جو را با ایدئولوژی خود پرورش میدهد. آنها در سفرهایشان در غرب میانه آمریکا، با رئیس پلیس محلی، جان بوچارت (دنیس کواید)، درگیر میشوند. داستان با صحنههایی مانند رویارویی پرتنش در بازرسی ترافیکی، سمینارهای جری در متلهای ارزان، و تلاش جو برای تجربه زندگی عادی مانند عاشق شدن، به موضوعات افراطگرایی، رابطه پدر و پسر، و پیامدهای باورهای خطرناک میپردازد. تنشها زمانی بالا میگیرد که یک درگیری مسلحانه منجر به تعقیب و گریز گسترده و پایانی غمانگیز میشود. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامه آشوبناک، و عدم کاوش عمیق در زمینه جنبش سوورین، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۴/۱۰ در IMDb و ۹۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای آفرمن و ترمبلی، فضای تلخ، و کارگردانی متمرکز تحسین شدند، اما داستان پراکنده و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «یونیت ۲۳۴» یک اکشن-تریلر آمریکایی به کارگردانی اندی تنانت و نویسندگی درک استاینر است که با عنوان «یونیت ۲۳۴: قفلشده» نیز شناخته میشود. داستان درباره لوری سالتایر (ایزابل فورمن)، زنی ۲۵ ساله با مدارک هنرهای زیبا و فلسفه است که در تأسیسات انبار خانوادگیاش در حومه شهر، به تنهایی شیفت شب کار میکند. در شبی طوفانی، او مردی بیهوش به نام کلیتون (جک هیوستون) را در یونیت ۲۳۴ پیدا میکند که به تخت جراحی زنجیر شده و یک کلیهاش برداشته شده است. لوری متوجه میشود این مکان بهعنوان اتاق عمل مخفی یک باند قاچاق اعضای بدن استفاده میشده. وقتی گروهی جنایتکار به رهبری جولز (دان جانسون)، با هدف بازپسگیری کلیتون برای برداشتن کلیه دیگرش، وارد انبار میشوند، لوری و کلیتون در بازی موشوگربهای مرگبار گرفتار میشوند. لوری با استفاده از هوش و دانشش از محیط انبار، تلههایی مثل قفسههای درحال سقوط و زنگهای هشدار میسازد. در نهایت، با شجاعت و تیزهوشی، لوری با یک تکه شیشه شکسته از چنگ جولز فرار کرده و او را از پای درمیآورد. فیلم با فضاسازی پرتنش، بازی قوی فورمن و تمهای بقا و شجاعت، یک تریلر جمعوجور ارائه میدهد، هرچند از نقصهای داستانی و تکراری بودن برخی صحنهها رنج میبرد
خلاصه داستان: فیلم «فهرست شیطان صفتان آقای اسکروج» یک اسلشر ترسناک-کمدی آمریکایی به کارگردانی و نویسندگی جیک هلگرن است که در ژانر فیلمهای ترسناک کریسمسی جای میگیرد. داستان درباره گروهی از دوستان قدیمی دانشگاه است که پانزده سال پس از مرگ یکی از دوستانشان، گلن، در حین اجرای نمایش «سرود کریسمس» در کالج، برای تجدید دیدار در کلبهای زمستانی گرد هم میآیند. این گروه، شامل تبی (اسکای کویین)، کلسی (کیم والن)، چندلر (لیز فنینگ)، تاکر (آدام بوچی) و جولیان (علی ظهیری)، با رازها، حسادتها و شوخیهای تلخ گذشته روبهرو میشوند. اما وقتی قاتلی با ماسک وحشتناک ابنزر اسکروج (جاناتان رزنتهال) شروع به کشتن آنها یکییکی میکند، وحشت جای جشن را میگیرد. قاتل با هدایای اسکروجمانند و پیامهایی که به مرگ گلن مرتبط است، آنها را هدف قرار میدهد. فیلم با لنزهای آنامورفیک قدیمی فیلمبرداری شده و با طنز خودآگاه، ارجاعات به اسلشرهای کلاسیک دهه ۸۰، جلوههای خونین و فضای کریسمسی پرزرقوبرق، به موضوعات انتقام و رازهای گذشته میپردازد، هرچند پایان قابلپیشبینی و انگیزه ضعیف قاتل از نقاط ضعف آن است.
خلاصه داستان: فیلم «ملعون» یک ترسناک-فولکلور ایسلندی-ایرلندی به کارگردانی توردر پالسون و نوشته جیمی هانیگان است که در قرن نوزدهم جریان دارد. داستان درباره اوا (اودسا یانگ)، بیوهای جوان است که پس از مرگ همسرش ماگنوس، اداره یک پایگاه ماهیگیری دورافتاده در ایسلند را بر عهده دارد. در زمستانی سخت، او و خدمهاش، از جمله هلگا (شیوون فینران)، دانیل (جو کول) و هکون (تورلوف کانوری)، شاهد غرق شدن یک کشتی خارجی در نزدیکی ساحل هستند. آنها به دلیل کمبود غذا و خطر، تصمیم میگیرند به بازماندگان کمک نکنند، اما وقتی برای جمعآوری اموال به کشتی میروند، با چند بازمانده مواجه شده و درگیری مرگباری رخ میدهد. پس از این تصمیم، اوا و گروهش با حوادث ماوراءطبیعه، از جمله حضور دراگر (Draugr)، موجودی زامبیمانند از افسانههای ایسلندی که میتواند تغییر شکل دهد، گرفتار میشوند. دراگر با نفوذ به ذهن آنها، باعث جنون و مرگ تدریجیشان میشود. فیلم با فضای سنگین، سینماتوگرافی خیرهکننده و تمهای گناه، بقا و اخلاق، تجربهای ترسناک و تأملبرانگیز ارائه میدهد، هرچند پایان آن برای برخی مبهم و ناامیدکننده است.
خلاصه داستان: فیلم «کلاغ» یک اکشن-فانتزی-ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی روپرت سندرز و بر اساس کامیک جیمز اوبار از سال ۱۹۸۹ است. داستان درباره اریک دراون (بیل اسکاشگورد)، جوانی معتاد با گذشتهای آشوبزده، است که در یک مرکز بازپروری با شلی (افکیای توییگز)، موسیقیدانی با مشکلات مشابه، آشنا میشود. آنها عاشق هم شده و فرار میکنند، اما وقتی شلی ویدیویی افشاگرانه علیه وینسنت روگ (دنی هیوستون)، ارباب جنایتکار با قدرتهای شیطانی که روح انسانها را به جهنم میفرستد، دریافت میکند، هر دو به قتل میرسند. اریک در برزخ توسط کرونوس (سامی بوعجیلا)، راهنمای ارواح، فرصتی برای بازگشت به دنیای زندگان و گرفتن انتقام مییابد تا روح شلی را نجات دهد. او با کمک کلاغی عرفانی به «کلاغ» تبدیل شده و با قدرتی که او را نامیرا میکند، به شکار روگ و افرادش میرود. اما وقتی متوجه میشود شلی تحت کنترل ذهن روگ مرتکب جنایتی شده، عشقشان به چالش کشیده میشود. اریک با قربانی کردن خود برای نجات شلی، با روگ در عمارت اپرا روبهرو میشود. فیلم با اکشنهای خونین، موسیقی قوی و تمهای عشق و انتقام، بازسازی مدرنی از نسخه ۱۹۹۴ است، هرچند از ضعفهای داستانی و کمبود شیمی بین زوج اصلی رنج میبرد.
خلاصه داستان: فیلم «وانیا» یک درام تکنفره است که اقتباسی رادیکال از نمایشنامه «عمو وانیا» اثر آنتون چخوف است. داستان درامی خانوادگی را روایت میکند که حول محور ایوان (وانیا) میچرخد، مردی که زندگیاش را وقف مدیریت املاک خانوادگی کرده، اما احساس میکند تلاشهایش نادیده گرفته شده است. او با شخصیتهایی مانند النا، همسر زیبای برادرش، پروفسور الکساندر، سونیا، دختر الکساندر، و دکتر مایکل درگیر روابط پیچیدهای میشود. این اقتباس تکنفره، که در آن یک بازیگر تمام نقشها را ایفا میکند، با تمرکز بر دیالوگهای احساسی و طنز تلخ، به موضوعات امید، پشیمانی، عشق نافرجام و پیچیدگیهای احساسات انسانی میپردازد. داستان در عمارتی روستایی رخ میدهد و با صحنههایی مانند مونولوگهای وانیا و بحثهای خانوادگی، فضای تئاتری زندهای را منتقل میکند. با این حال، به دلیل ریتم کند در بخشهای ابتدایی و چالشهای ذاتی یک اجرای تکنفره، مانند دشواری در تمایز برخی شخصیتها، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. اجرای اصلی، طراحی صحنه مینیمال و انتقال موفق از تئاتر به سینما تحسین شدند، اما داستان متراکم و فقدان تعامل چندبازیگری نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «لنگدراز» یک تریلر وحشت-جنایی است که داستان لی هارکر، مأمور جوان و بااستعداد افبیآی را دنبال میکند که در دهه ۱۹۹۰ مأموریت مییابد تا پرونده قاتل زنجیرهای مرموزی به نام لنگدراز را حل کند. این قاتل مسئول قتلعام چندین خانواده در اورگن است، جایی که پدران، بدون حضور فیزیکی قاتل در صحنه، خانوادههایشان را کشته و سپس خودکشی کردهاند. تنها سرنخ، نامههایی با امضای «لنگدراز» است که حاوی نمادهای شیطانی و کدهای رمزنگاریشده است. لی که تواناییهای شهودی غیرمعمولی دارد، با سرپرستش، کارتر، و سرنخهایی مانند عروسکهای تسخیرشده، به تدریج ارتباط شخصی خود با قاتل را کشف میکند. داستان با فلشبکهایی به سال ۱۹۷۴، صحنههای پرتنش مانند رویارویی در فروشگاه، و فضایی وهمآلود، به موضوعات شیطانپرستی، تروما و قربانی شدن میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه پراکنده، پایانبندی ناگهانی و عدم تمرکز بین وحشت ماورایی و تریلر جنایی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. فضای بصری دهه ۷۰، موسیقی متن و بازیهای اصلی تحسین شدند، اما داستان کمعمق و فقدان تعلیق کافی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مار سفید: شناور» یک انیمیشن کمدی-فانتزی-عاشقانه چینی و سومین قسمت از سهگانه «مار سفید» است که بر اساس افسانه چینی «مار سفید» ساخته شده. داستان درباره شیائوبای (با صداپیشگی ژانگ ژ)، مار سفید اهریمنی، است که پس از ۵۰۰ سال انتظار، شوان (تیانشیانگ یانگ)، تناسخ معشوقش آکسوان، را در پل شکسته پیدا میکند. شیائوبای و خواهرش شیائوچینگ (تانگ شیائوشی) در کوچههای شهر مخفی شده و زندگی شادی با شوان و برادرشوهرش لی گونگفو (ژانگ هه) آغاز میکنند. اما فاهای (لیو کونگ)، راهب بودایی که معتقد است اهریمنها نباید با انسانها باشند، سعی در جدایی آنها دارد و جان شوان را به خطر میاندازد. فیلم با انیمیشن خیرهکننده، صحنههای اکشن مانند نبردهای جادویی، و موسیقی عاشقانه، به موضوعات عشق ممنوعه، وفاداری و تعادل یین و یانگ میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت با داستانهای قبلی، طرح غیرمنسجم، شخصیت شرور یکبعدی فاهای، و پایانبندی که شوان را به دلیل از دست دادن «جوهره زندگی» ضعیف میکند، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۶.۹/۱۰ در IMDb، ۸۰٪ در راتن تومیتوز). طراحی بصری، صداپیشگی ژانگ ژ، و حالوهوای عاشقانه تحسین شدند، اما داستان تکراری و عدم انسجام سهگانه نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «ده روز یک مرد کنجکاو» (به ترکی: Meraklı Adamın 10 Günü) یک تریلر جنایی-درام ترکی به کارگردانی اولوچ بایراکتار و نویسندگی مهمت اروغلو و داملا سریم است که سومین قسمت از مجموعه «ده روز» پس از «ده روز یک مرد خوب» و «ده روز یک مرد بد» محسوب میشود. این فیلم که بر اساس رمانی از مهمت اروغلو ساخته شده و در ۷ نوامبر ۲۰۲۴ در نتفلیکس منتشر شد، داستان صادق عادل اوزچال (نجات ایشلر)، وکیلی که حالا نویسندهای ناموفق است، را دنبال میکند. صادق که در استانبول زندگی میکند، پس از رد شدن رمانش به دلیل «عدم هیجان»، به دنبال سوژهای برای کتاب جدیدش، درگیر پرونده ناپدید شدن موتنا، یک بلاگر معروف، میشود. تحقیقات او از طریق گفتوگو با افرادی مانند شازیه (صنای گورلر)، گوزین، و دوستپسر موتنا، متلیک (رضا کوجااوغلو)، او را به شبکهای خطرناک از گمانهزنیهای املاک و جنایتهای مرتبط با یوکسل زینچیرلی، مدیر یک شرکت، میکشاند. صادق با کمک حسو و زینل، و رابطهای بحثبرانگیز با پینار (ایلایدا آکدغان)، با ماجراهایی مرگبار مواجه میشود که شامل قتل، باجگیری و فریب است. فیلم با طنز گاهبهگاه، صحنههای اکشن مانند تیراندازی، و موسیقی متن، به موضوعات جاهطلبی، رستگاری و اخلاقیات میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، داستان پیچیده، فیلمنامه ضعیف، و رابطه عاشقانه غیرقابلباور صادق و پینار که به نظر برخی منتقدان «مردمحور» است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۵۸٪ در راتن تومیتوز، ۵.۷/۱۰ در IMDb). بازی ایشلر و آکدغان، کارگردانی شیک و تصاویر زیبای استانبول تحسین شدند، اما شخصیتپردازی صادق بهعنوان کارآگاهی بیاثر و پایانبندی گنگ نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «روباه و خرگوش جنگل را نجات میدهند» (به هلندی: Vos & Haas redden het bos) یک انیمیشن ماجراجویی-درام محصول مشترک هلند، بلژیک و لوکزامبورگ به کارگردانی ماشا هالبرستاد و نویسندگی فابی هولسبوس است که بر اساس مجموعه کتابهای «فوس و هاس و رئیس جنگل» نوشته سیلویا فاندن هیده ساخته شده است. داستان درباره روباه (دن رنتون اسکینر) و خرگوش (ترزا گالاگر)، دو دوست صمیمی، است که در جنگلی با دوستانشان زندگی میکنند. یک روز، آنها متوجه غیبت جغد (جیمی کوین) میشوند و در جستجوی او، دریاچهای عظیم را کشف میکنند که قبلاً وجود نداشته است. این دریاچه نتیجه سد عظیمی است که سگ آبی (الکس کلاسن)، موجودی خودخواه، با کمک دو موش صحرایی ساخته و جریان رودخانه را متوقف کرده است. با بالا آمدن آب و تهدید به سیل، روباه و خرگوش با دوستانشان، از جمله پنگوئن (ایلسه وارینگا)، برای نجات جنگل و یافتن جغد تلاش میکنند. فیلم با انیمیشن سهبعدی شبیه به استاپموشن، آهنگهای شاد، و طنز ساده، به موضوعات دوستی، حفاظت از محیطزیست و همکاری تیمی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده، شخصیتپردازی محدود، و دیالوگهای بیشازحد آموزشی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (۸۰٪ در راتن تومیتوز از ۵ نقد، ۵.۹/۱۰ در IMDb). طراحی بصری، صداپیشگی گالاگر و کوین، و پیام زیستمحیطی تحسین شدند، اما داستان خطی و کمبود جذابیت برای بزرگسالان نقد شدند. فیلم در جشنواره برلیناله ۲۰۲۴ (بخش Generation Kplus) به نمایش درآمد و نامزد خرس کریستالی شد.