خلاصه داستان: فیلم «چشم آبی روشن» یک تریلر معمایی-تاریخی به کارگردانی اسکات کوپر و بر اساس رمان لوییس بایارد (2006) است که در سال 1830 در آکادمی نظامی وست پوینت رخ میدهد. داستان درباره آگوستوس لندور (کریستین بیل)، کارآگاه بازنشسته الکلی، است که برای بررسی قتل یک کادت به نام لروی فرای، که به دار آویخته شده و قلبش به طرز وحشیانهای از بدنش خارج شده، استخدام میشود. لندور که از کد سکوت کادتها ناامید شده، از ادگار آلن پو (هری ملینگ)، کادتی عجیب با علاقه به شعر و معما، کمک میگیرد. تحقیقات آنها به خانوادهای مرموز، مارکیسها (گیلیان اندرسون و لوسی بوینتون)، و آیینهای شیطانی مشکوک منتهی میشود. داستان با صحنههایی مانند بازجوییهای لندور در میخانههای سرد، شعرخوانیهای پو، و یک مراسم آیینی پرتنش، به موضوعات انتقام، سوگ و تاریکیهای قلب انسان میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، پیچشهای قابلپیشبینی و پایانبندی ناامیدکننده که به یک فلشبک طولانی وابسته است، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۶/۱۰ در IMDb و ۶۳٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای بیل و ملینگ، فضای سرد و گوتیک، و فیلمبرداری ماسانوبو تاکایاناگی تحسین شدند، اما داستان پراکنده و فقدان هیجان نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «۳۶۵ روز بعدی» یک درام اروتیک لهستانی به کارگردانی باربارا بیاوواس و توماش ماندس، سومین و آخرین قسمت از سهگانه «۳۶۵ روز» بر اساس رمان بلانکا لیپینسکا است. داستان ادامه ماجراهای لورا (آنا-ماریا سیکلوکا) و ماسیمو (میشل مورونه)، گانگستر سیسیلی، را دنبال میکند که پس از ازدواج و از دست دادن فرزندشان در فیلم قبلی، با مشکلات اعتماد و حسادت دستوپنجه نرم میکنند. لورا که از حمله آنا و آدریانو، برادر دوقلوی ماسیمو، جان سالم به در برده، همچنان به ناکو (سیمونه سوسینا)، گانگستری که او را فریب داده بود، فکر میکند. ماسیمو، عزادار مرگ برادرش، با کار غرق شده و لورا با اولگا (ماگدالنا لامپارسکا) به مهمانی و الکل روی میآورد. ناکو که هنوز عاشق لوراست، سعی میکند آنها را از هم جدا کند. داستان با صحنههایی مانند مهمانیهای پرزرقوبرق، رویاهای اروتیک لورا، و گفتوگوی احساسی پایانی در ساحل که ماسیمو از کتاب پدرش نقلقول میکند («اگر چیزی را دوست داری، رهایش کن؛ اگر برگردد، برای همیشه مال توست»), به موضوعات عشق، خیانت و انتخابهای شخصی میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان داستان منسجم، دیالوگهای کلیشهای، و تمرکز بیشازحد روی صحنههای اروتیک (۱۲ صحنه در ۱۱۲ دقیقه)، نقدهای بسیار منفی دریافت کرد (امتیاز ۲.۹/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). موسیقی متن و بازی سوسینا تحسین شدند، اما فیلمنامه بیمعنی، بازیهای ضعیف و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «عهد: بازخوانی تمثیلها» یک درام مسیحی به کارگردانی و نویسندگی پل سیرستاد است که داستان لوک (جوش بکمن)، همراه سفر پل، را در یک دنیای مدرن و دیستوپیایی روایت میکند. لوک که از نگهبانان معبد (Temple Guard) پنهان شده، در حال تحقیق برای گزارش خود درباره عیسی است. او با شاگردان اولیه مانند مریم مجدلیه (پالت پی. ویلیامز) و جیمز عادل (بن ترنر) ملاقات میکند و پنج تمثیل عیسی، از جمله تمثیل بذرها، گنج پنهان و سامری نیکو را بهصورت بازسازیشده در قالب مدرن میشنود. بهعنوان مثال، تمثیل سامری نیکو به داستان یک مرد سیاهپوست که به یک نئونازی کمک میکند، تبدیل شده است. فیلم با صحنههایی مانند تعقیب و گریز توسط نگهبانان، بازسازیهای خلاقانه تمثیلها در محیطی با آسمانخراشها و انبارهای صنعتی، به موضوعات ایمان، آزار و اذیت و قدرت داستانسرایی میپردازد. با این حال، به دلیل لحن بیشازحد احساسی، روایت ناسازگار و فیلمبرداری ضعیف به دلیل بودجه کم (۵۰ هزار دلار)، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۸۰٪ در Rotten Tomatoes). بازسازی تمثیلها، بازیها و خلاقیت با بودجه محدود تحسین شدند، اما داستان پراکنده و شباهت به درسهای کلیسایی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «مرزهای عشق» یک درام اروتیک چکی-لهستانی به کارگردانی توماش وینسکی است که داستان هانا (هانا واگنرووا) و پتر (ماتیاش رزنیچک)، زوجی که پس از سالها زندگی مشترک، با یکنواختی رابطهشان روبهرو شدهاند را روایت میکند. هانا برای احیای رابطه، فانتزیهای جنسی خود را با پتر به اشتراک میگذارد، و این گفتوگوی ساده به آزمایشی غیرمنتظره با روابط غیرتکهمسری منجر میشود. آنها با شرکای جدید مانند واندا (الیسکا کرنکووا) و ویت (مارتین هافمن) وارد روابط جنسی میشوند، اما هانا بهتدریج قوانین توافقشده را زیر پا میگذارد و مرزهای رابطه را بیش از حد گسترش میدهد. فیلم با صحنههایی مانند فیلمبرداریهای موبایلی صمیمی توسط شخصیتها، لحظات پرتنش حسادت، و فلشبکهای احساسی، به موضوعات صداقت، حسادت، و محدودیتهای آزادی در عشق میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، تمرکز بیشازحد روی فیلمبرداری نزدیک با موبایل، و پایانبندی غمانگیز، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۵/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). بازیهای واگنرووا و رزنیچک، فضای واقعی رابطه، و کاوش جسورانه تابوهای روابط تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و لحن سنگین نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «آخ، لعنتی!» یک کمدی-ترسناک آلمانی به کارگردانی لوکاس رینکر است که داستان فرانک (توماس نیهوس)، یک معمار را دنبال میکند که در یک توالت قابلحمل (دکسی) در یک سایت ساختمانی که قرار است منفجر شود، به هوش میآید، در حالی که بازویش با میلهای فلزی سوراخ شده است. او تنها یک ساعت فرصت دارد تا از این «زندان آبی» فرار کند، در غیر این صورت همراه با تخریب سایت منفجر خواهد شد. در حین تلاشهای ناامیدانه برای نجات خود، فرانک متوجه میشود که شهردار فاسد، هورست (گدئون بورکهارد)، او را به دلیل اختلافات شخصی در این موقعیت قرار داده و حالا خانوادهاش، از جمله ماری (اولگا فون لوکوالد)، در خطر هستند. داستان با صحنههایی مانند تلاشهای خلاقانه و خونین فرانک برای فرار، دیالوگهای طنز سیاه مانند «اینجا پر از کثافت است»، و لحظات سورئال مانند حضور یک خرگوش تصادفی، به موضوعات بقا، انتقام و حماقت انسانی میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند پس از ۴۵ دقیقه، بازیهای اغراقآمیز، و پایانبندی غیرمنسجم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb و ۴۹٪ در Rotten Tomatoes). فیلمبرداری خلاقانه، طنز سیاه، و جلوههای گور تحسین شدند، اما داستان پراکنده و تلاش ناکام برای واقعی جلوه دادن موقعیت نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «سرزمین خدا» یک تریلر نئو-وسترن به کارگردانی جولیان هیگینز است که بر اساس داستان کوتاه «نور زمستان» نوشته جیمز لی بورک ساخته شده است. داستان درباره ساندرا گوئیدری (تندیوی نیوتن)، استاد دانشگاه سیاهپوستی است که پس از مرگ مادرش، تنها در منطقهای دورافتاده و برفی در مونتانا زندگی میکند. او که پیشتر افسر پلیس در نیواورلئان بود، پس از تجربه تبعیض و فاجعه طوفان کاترینا به این منطقه نقلمکان کرده است. وقتی ساندرا دو شکارچی سفیدپوست، ناتان (جوریس جارسکی) و ساموئل (جفرسون وایت)، را به دلیل ورود غیرمجاز به ملکش مورد بازخواست قرار میدهد، تنشها بالا میگیرد. این رویارویی ساده به یک نبرد ارادهای تبدیل میشود که با نژادپرستی، جنسیتزدگی و خشونتهای خرد در دانشگاه و شهر همراه است. داستان با صحنههایی مانند سوزاندن خاکستر مادر ساندرا، درگیری در یک کلیسا، و شلیکهای نهایی، به موضوعات سوگ، نژادپرستی، و چرخههای خشونت میپردازد. با این حال، به دلیل ریتم کند، فیلمنامه پراکنده، و پایانبندی مبهم، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). بازی نیوتن، فیلمبرداری درخشان و فضای سرد و پرتنش تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و شخصیتهای تکبعدی نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «کلاسیکو» یک کمدی-عاشقانه فرانسوی به کارگردانی ناتانائل گود و آنتونی مارسیانو است که در پسزمینه رقابت فوتبالی بین پاری سن ژرمن (PSG) و المپیک مارسی (OM) روایت میشود. داستان درباره سامی (احمد سیلا)، یتیمی که در مارسی کارمند سادهای در ورزشگاه OM است و از یتیمخانهای حمایت میکند که در کودکی در آن بزرگ شده است. وقتی یتیمخانه به دلیل بدهی در آستانه تعطیلی قرار میگیرد، سامی و کودکان تصمیم میگیرند با گرفتن سلفی با جام قهرمانی لیگ قهرمانان اروپا (متعلق به OM در سال ۱۹۹۳) در اینستاگرام پول جمع کنند. اما جام توسط هواداران PSG دزدیده میشود. سامی، که به دلیل ترومای کودکی هرگز از مارسی خارج نشده، برای بازگرداندن جام به پاریس سفر میکند و در آنجا با لیزا (آلیس بلیدی)، هوادار PSG، آشنا میشود. او با هویت جعلی به گروه هواداران PSG نفوذ میکند و با موقعیتهای طنزآمیز مانند رقص در مهمانیها و درگیری با هواداران رقیب مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند سرقت جام، نزاعهای خندهدار در استادیوم، و رابطه عاشقانه سامی و لیزا، به موضوعات هویت، وفاداری و آشتی بین رقبا میپردازد. با این حال، به دلیل سوراخهای داستانی، طنز گاه کلیشهای، و پایانبندی قابلپیشبینی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb و ۶۰٪ در Allociné). بازی احمد سیلا، حضور افتخاری فوتبالیستها مانند ژان-کلود بیلونگ، و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف و کمبود عمق در شخصیتهای فرعی نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «پس از همیشه شاد» یک درام عاشقانه به کارگردانی کستیل لاندون و چهارمین قسمت از مجموعه فیلمهای «افتر» بر اساس رمانهای آنا تاد است. داستان ادامه رابطه پرتنش تسا یانگ (جوزفین لنگفورد) و هاردین اسکات (هیرو فینس-تیفین) را دنبال میکند که پس از اتفاقات فیلم قبلی در لندن و نیویورک رخ میدهد. تسا و هاردین با افشای رازهای خانوادگی و گذشتهای آشوبناک روبهرو میشوند: هاردین متوجه میشود کریستین (راب استس)، نامزد مادرش، ممکن است پدر واقعی او باشد، در حالی که تسا با مشکلات خانوادگی و بیماری پدرش، ریچارد (اتانا دیلون)، دستوپنجه نرم میکند. رابطه آنها با حسادت، جداییها و تصمیمات احساسی مانند نقلمکان تسا به نیویورک و تلاش هاردین برای بازسازی زندگیاش آزمایش میشود. داستان با صحنههایی مانند درگیریهای عاشقانه، مونتاژهای احساسی در باران، و لحظات عروسی و مرگ، به موضوعات عشق، بخشش و رشد شخصی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان تکراری، دیالوگهای کلیشهای، و فقدان عمق در شخصیتهای فرعی مانند ونس (استفن مویر)، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۴.۶/۱۰ در IMDb و ۱۶٪ در Rotten Tomatoes). شیمی بین لنگفورد و فینس-تیفین و موسیقی متن تحسین شدند، اما فیلمنامه ضعیف، ریتم کند، و پایانبندی باز نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «یک افسانه در نهایت» یک موزیکال فانتزی-خانوادگی به کارگردانی، نویسندگی و تهیهکنندگی اریک پیتر کارلسون است که از آثار جیم هنسون و دیزنی الهام گرفته شده است. داستان درباره اسکای (امیلی شنات)، یک دانشآموز دبیرستانی منزوی است که پس از مرگ پدرش با غم و اندوه دستوپنجه نرم میکند و در مدرسه با همسالانش سازگار نیست. او هنگام تماشای یک نمایش عروسکی در مدرسه، بهطور جادویی به پادشاهی خیالی سلستیا منتقل میشود، جایی که بهعنوان پرنسس ژنو شناخته میشود. اسکای باید برای نجات پدرش، پادشاه (گابریل بورافاتو)، از دست جادوگر شرور، مادام میزِرابل (بریجت ویندر)، و دستیاران طنزش سفری پرماجرا را آغاز کند. او با شخصیتهایی مانند کورنلیس (تیموتی ان. کوپاچ)، عروسکهای حیوانی شبیه خرس عروسکی، و موجودات عجیب مواجه میشود. فیلم با استفاده از انیمیشن، عروسکگردانی، و تغییر به فیلمبرداری سیاهوسفید، به موضوعات سوگ، خودشناسی و قدرت تخیل میپردازد. با این حال، به دلیل داستان آشوبناک، دیالوگهای بیشازحد توضیحی، آهنگهای ضعیف، و جلوههای ویژه غیرحرفهای، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۳.۲/۱۰ در IMDb و ۹۲٪ Popcornmeter در Rotten Tomatoes). بازی ویندر، عروسکها، و پیام عاطفی درباره پذیرش فقدان تحسین شدند، اما کارگردانی آماتور، بازیهای ضعیف، و داستان غیرمنسجم نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «۳۶۵ روز: این روز»، یک درام اروتیک لهستانی به کارگردانی باربارا بیاوواس و توماش ماندس، دنبالهای بر فیلم «۳۶۵ روز» (۲۰۲۰) و بر اساس دومین رمان از سهگانه بلانکا لیپینسکا است. داستان با ازدواج لورا (آنا-ماریا سیکلوکا) و ماسیمو (میشل مورونه)، مافیای سیسیلی، آغاز میشود. لورا پس از تصادفی که در پایان فیلم اول رخ داد، فرزندش را از دست داده و این راز را از ماسیمو مخفی میکند، زیرا میترسد او به دنبال انتقام باشد. تنها دوست صمیمی لورا، اولگا (ماگدالنا لامپارسکا)، به عروسی در ایتالیا میآید، زیرا ماسیمو نگران افشای هویت مافیاییاش در برابر خانواده لورا است. در ماه عسل، لورا احساس بیحوصلگی میکند و با ناکو (سیمونه سوسینا)، باغبان جذاب و عضو باند مافیایی رقیب، آشنا میشود که سعی در ج کسب قلب او دارد. پیچشهای داستانی شامل افشای وجود آدریانو، برادر دوقلوی نادان ماسیمو، و آنا، معشوقه او، میشود که نقشهای برای نابودی لورا و ماسیمو میکشند. فیلم با صحنههایی مانند مونتاژهای اروتیک، خریدهای لوکس، و درگیریهای مافیایی، به موضوعات خیانت، حسادت و روابط پرتنش میپردازد. با این حال، به دلیل فقدان داستان منسجم، دیالوگهای ضعیف، و تمرکز بیشازحد بر صحنههای اروتیک (۱۱ صحنه در ۱۱۱ دقیقه)، نقدهای بسیار منفی دریافت کرد (امتیاز ۲.۷/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). بازیگران، موسیقی متن، و فیلمبرداری در سیسیل تحسین شدند، اما فیلمنامه بیمنطق، بازیهای ضعیف، و شباهت به «پنجاه سایه گری» نقد شدند