خلاصه داستان: فیلم «الویس» یک درام-موزیکال بیوگرافیک به کارگردانی باز لورمن است که زندگی الویس پریسلی (آستین باتلر)، پادشاه راکاندرول، را از کودکی تا اوج شهرت در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ روایت میکند، با تمرکز بر رابطه پیچیدهاش با مدیر برنامهاش، کلنل تام پارکر (تام هنکس). داستان از دیدگاه پارکر، که در سال ۱۹۹۷ در بستر مرگ به گذشته نگاه میکند، روایت میشود. الویس در توپلو، میسیسیپی، در فقر بزرگ میشود و تحت تأثیر موسیقی آفریقایی-آمریکایی بیل استریت ممفیس قرار میگیرد. پارکر، یک دلال کارناوالی، او را کشف کرده و با قراردادهای سختگیرانه، او را به ستارهای جهانی تبدیل میکند، اما با گرفتن ۵۰٪ از درآمدهایش و اجبار به امضای قراردادهای خالی، الویس را تحت کنترل درمیآورد. داستان با صحنههایی مانند اجراهای پرشور الویس با آهنگهایی مثل «American Trilogy»، درگیری با سناتور جیم ایستلند به دلیل حرکات رقص تحریکآمیز، خدمت سربازی در آلمان، ملاقات با پریسیلا (اولیویا دیجونگ)، و مرگ مادرش گلدیس به دلیل اعتیاد به الکل، به موضوعات شهرت، استثمار و از دست دادن معصومیت میپردازد. الویس پس از بازگشت از سربازی به هالیوود و لاسوگاس کشیده میشود، اما اعتیاد و فشارهای پارکر او را به فروپاشی میرساند. با این حال، به دلیل سبک بصری شلوغ لورمن، روایت آشوبناک، و تمرکز بیشازحد بر پارکر، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۷۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی باتلر (نامزد اسکار بهترین بازیگر)، موسیقی متن با آهنگهایی از دوجا کت و کیسی ماسگریوز، و فیلمبرداری مندی واکر تحسین شدند، اما بازی هنکس (با لهجه غیرطبیعی) و عدم عمق در شخصیت پریسیلا نقد شدند. فیلم با بودجه ۸۵ میلیون دلار، ۲۸۸ میلیون دلار فروش جهانی داشت و در جشنواره کن ۲۰۲۲ تشویق ۱۲ دقیقهای دریافت کرد
خلاصه داستان: فیلم «کمپ آرام: فیلم» یک انیمیشن کمدی-ماجراجویی ژاپنی به کارگردانی یوشیاکی کیوگوکو و بر اساس مانگای «یورو کمپ» اثر آفرو است که توسط استودیو C-Station تولید و توسط شوچیکو توزیع شد. داستان پس از سالها از وقایع سریال انیمه رخ میدهد و درباره نادشیکو کاگامیهارا (یومری هاناموری)، رین شیما (نائو تویاما)، چیاکی اوگاکی (سایوری هارا)، آئوی اینویاما (آکی تویوساکی) و انا سایتو (ریه تاکاهاشی) است که حالا بزرگسال شدهاند و مشاغل و مسئولیتهای خود را دارند. چیاکی، که برای سازمان گردشگری یاماناشی کار میکند، با پیشنهادی برای بازسازی یک زمین متروکه در یاماناشی به سراغ رین، ویراستار مجله در ناگویا، میرود. رین پیشنهاد میدهد این زمین به کمپ تبدیل شود. گروه با تجدید دیدار، با لباسهای کار شروع به چمنزنی، برنامهریزی و ساخت کمپ از صفر میکنند و خاطرات دوران دبیرستان و کلوب فعالیتهای فضای باز را زنده میکنند. داستان با صحنههایی مانند برنامهریزی در ایزاکایا، شوخیهای نوستالژیک درباره کمپینگ، و پایانبندی آرام کنار آتش کمپ، به موضوعات دوستی، نوستالژی و همکاری میپردازد. فیلم بهعنوان اثری مستقل طراحی شده و نیازی به تماشای سریال ندارد. با این حال، به دلیل ریتم کند و تمرکز زیاد بر جزئیات روزمره، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۶/۱۰ در IMDb و ۸۸٪ در Rotten Tomatoes). صداپیشگی، انیمیشن رنگارنگ و موسیقی متن (مانند «Sun Is Coming Up» از آساکا) تحسین شدند، اما داستان ساده و فقدان اوجگیری دراماتیک نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «دوگانه» یک کمدی سیاه علمی-تخیلی به کارگردانی و نویسندگی رایلی استارنز است که در ۱۵ آوریل ۲۰۲۲ توسط RLJE Films اکران شد. داستان در آیندهای نزدیک رخ میدهد، جایی که سارا (کارن گیلان)، زنی الکلی و افسرده با رابطهای سرد با دوستپسرش پیتر (بیولا کوال) و مادرش (مایجا پائونیو)، پس از بیدار شدن با تخت پر از خون، متوجه بیماری لاعلاجش میشود. او برای کاهش غم عزیزانش، خود را کلون میکند. کلون او، «سارای دوگانه»، که قرار است جایگزینش شود، بهسرعت با پیتر و مادرش ارتباط بهتری برقرار میکند و شخصیتی مستقل پیدا میکند. پس از ده ماه، سارا بهطور معجزهآسا بهبود مییابد، اما درخواست غیرفعالسازی کلونش رد میشود، زیرا کلون حق حیات پیدا کرده است. این موضوع به دوئلی قانونی و مرگبار منجر میشود که سارا باید طی یک سال برای آن آماده شود. او با مربی رزمی، ترنت (آرون پال)، تمرین میکند. داستان با صحنههایی مانند تمرینات مبارزهای طنزآمیز، رقص هیپهاپ با ترنت، و پایانبندی غیرمنتظره که سارای دوگانه با ادعای اصلی بودن پیروز میشود، به موضوعات هویت، مرگ و فردیت میپردازد. با این حال، به دلیل لحن یکنواخت، بازیهای بیروح (بهجز گیلان)، و فقدان عمق روانشناختی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۸/۱۰ در IMDb و ۷۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی دوگانه گیلان، فضای دیستوپیایی و طنز تلخ تحسین شدند، اما داستان سطحی و پایانبندی سردرگمکننده نقد شدند.[](https://en.wikipedia.org/wiki/Dual_%282022_film%29)[](https://www.rottentomatoes.com/m/dual_2022)
خلاصه داستان: فیلم «نرو» یک درام عاشقانه ترکی به کارگردانی اوزان آچیکتان و نویسندگی سامی برات مارچالی است که در ۱۱ نوامبر ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره سمیح (بوراک دنیز)، مردی ۳۰ و چند ساله است که بهطور ناگهانی توسط نامزدش دفنه (دیلان چیچک دنیز) ترک میشود. سمیح که در آپارتمان مشترکشان تنها مانده، در جستوجوی پاسخهایی درباره دلایل جدایی، به گذشته رابطهشان و رفتارهای خودش بازمیگردد. داستان از طریق فلشبکهای ظریف و غیرخطی، رابطه آنها را کاوش میکند، از جمله اولین ملاقات پرتنششان در یک بار که با رفتار تکانشی سمیح (تلاش برای بوسیدن دفنه بدون مقدمه) همراه بود. سمیح با مرور خاطراتی از لحظات شاد، مانند رقص و سفرهای مشترک، و لحظات بحرانی، مانند امتناع او از همراهی دفنه در مراسم خاکسپاری مادربزرگش یا بیتفاوتیاش به پیشنهاد مهاجرت به آلمان، به تدریج متوجه اشتباهاتش، مانند خودخواهی و بیتوجهی به نیازهای دفنه، میشود. داستان با صحنههایی مانند گشتوگذار سمیح در خیابانهای استانبول، گفتوگو با دوستان مشترک مانند بریل (براک توزوناتاچ) و رئیسش جیدا (جیدا دوونجی)، و تلاش ناکام او برای ارتباط با زنان دیگر، به موضوعات قلب شکسته، خوداندیشی و پیچیدگیهای روابط مدرن میپردازد. در پایان، سمیح که از ردیابی پروفایلهای اجتماعی دفنه دست میکشد، با نقلمکان از آپارتمان مشترک، قدمی برای رهایی از گذشته برمیدارد، اما پایان باز فیلم سؤالاتی درباره آینده او باقی میگذارد. با این حال، به دلیل شروع بحثبرانگیز (صحنهای با مضمون تعرض)، داستان قابلپیشبینی، و لحن گاهی بیشازحد احساسی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۵.۲/۱۰ در IMDb و بدون امتیاز رسمی در Rotten Tomatoes). بازی بوراک و دیلان دنیز، جابجایی روان بین زمان حال و گذشته، و فیلمبرداری شهری تحسین شدند، اما فیلمنامه تکراری و فقدان نوآوری در ژانر نقد شدند
خلاصه داستان: فیلم «دون ژوان» یک درام-کمدی-موزیکال فرانسوی-بلژیکی به کارگردانی سرژ بوزون است که در بخش «نخستینهای کن» جشنواره کن ۲۰۲۲ به نمایش درآمد. داستان درباره لوران (طاهر رحیم)، بازیگر تئاتری است که نقش دون ژوان، فاتح افسانهای قلب زنان، را بازی میکند. او در روز عروسیاش توسط نامزدش، ژولی (ویرژینی افیرا)، در پای محراب رها میشود و پس از آن، در هر زنی که ملاقات میکند، تصویر ژولی را میبیند. لوران برای ترمیم قلب شکسته و غرورش، سعی میکند با پیشبردهای موزیکال و نمایشی، زنان را فریب دهد، اما هیچکس به او پاسخ مثبت نمیدهد. در همین حال، در تئاتر، بازیگر اصلی زن استعفا میدهد و ژولی، نامزد سابق لوران، بهعنوان جایگزین وارد میشود و تنشهای عاطفی را تشدید میکند. داستان با صحنههایی مانند آوازخوانی لوران در باران، اجراهای تئاتری با آهنگهای بنجامین اسدرافو، و دیالوگهای طنزآمیز درباره عشق و خودشیفتگی، به موضوعات عشق، شکست عاطفی، و نقد مردانگی سمی در عصر #MeToo میپردازد. با این حال، به دلیل لحن گاه بیشازحد روشنفکرانه، ریتم ناهموار، و فقدان احساسات عمیق، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۴.۶/۱۰ در IMDb و ۴۴٪ در Rotten Tomatoes). بازی رحیم و افیرا، طراحی صحنه مجلل، و بازسازی خلاقانه افسانه دون ژوان تحسین شدند، اما داستان پیچیده و برخی اجراهای موزیکال ضعیف نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ساخته شد و تنها ۱۳۴,۸۹۵ دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «سگ» یک کمدی-درام جادهای آمریکایی به کارگردانی مشترک چانینگ تیتوم و رید کارولین، در اولین تجربه کارگردانی هر دو، و بر اساس داستانی از کارولین و برت رودریگز است. داستان درباره جکسون بریگز (چانینگ تیتوم)، یک رنجر سابق ارتش آمریکا با اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) و آسیب مغزی، است که برای بازگشت به خدمت نظامی تلاش میکند اما به دلیل شرایطش رد میشود. او برای دریافت تأیید از کاپیتان جونز (لوک فوربز)، مأموریت مییابد تا لولو، یک سگ نظامی بلژین مالینویز که به دلیل تروما پس از مرگ صاحبش، رایلی، غیرقابلکنترل شده، را از پایگاه لویس-مککورد در واشنگتن به مراسم تشییع جنازه رایلی در نوگالس، آریزونا ببرد. لولو قرار است پس از مراسم به پایگاه وایت سندز برده شده و به دلیل رفتار پرخاشگرانهاش معدوم شود. بریگز و لولو در یک فورد برونکو ۱۹۸۴ سفری پرماجرا در امتداد ساحل اقیانوس آرام آغاز میکنند که شامل خرابکاری لولو در ماشین، حمله به یک پزشک به دلیل آموزش نظامیاش، و درگیری با یک همسایه به دلیل سوءتفاهم است. صحنههایی مانند تلاش بریگز برای فریب دادن یک هتل لوکس با تظاهر به نابینایی، ملاقات با نوآ (ایتن سوپلی)، رنجر سابق که برادر لولو را نجات داده، و لحظات احساسی مانند خواندن «کتاب عشق من» لولو، به موضوعات تروما، شفای عاطفی و دوستی میپردازد. با این حال، به دلیل لحن ناهماهنگ، طنز گاه نامناسب (مانند صحنهای با دو زن به نامهای بلا و زویی)، و فقدان عمق در برخی شخصیتهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۶.۵/۱۰ در IMDb و ۷۷٪ در Rotten Tomatoes). بازی تیتوم، فیلمبرداری نیوتن توماس سیگل و موسیقی توماس نیومن تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و برخی صحنههای غیرمنطقی (مانند حمله نژادپرستانه لولو) نقد شدند. فیلم با بودجه ۱۵ میلیون دلار، ۸۵ میلیون دلار فروش جهانی داشت و در ۱۸ فوریه ۲۰۲۲ اکران شد
خلاصه داستان: فیلم «دکتر استرنج در چندجهانی دیوانگی» یک اکشن-فانتزی ابرقهرمانی آمریکایی به کارگردانی سم ریمی و نویسندگی مایکل والدرون است که دومین فیلم از سری دکتر استرنج و بخشی از دنیای سینمایی مارول (MCU) است. داستان درباره دکتر استفن استرنج (بندیکت کامبربچ)، جادوگر اعظم، است که پس از اتفاقات «مرد عنکبوتی: راهی به خانه نیست» با عواقب باز کردن چندجهانی دستوپنجه نرم میکند. او با واندا ماکسیموف/اسکارلت ویچ (الیزابت اولسن)، که به دلیل از دست دادن فرزندانش در «وانداویژن» در جستجوی نسخهای از آنها در چندجهان است، درگیر میشود. استرنج با کمک وانگ (بندیکت وانگ)، جادوگر اعظم کامار-تاج، و آمریكا چاوز (خوچیتل گومز)، دختری با توانایی سفر بین جهانها، به دنبال متوقف کردن وانداست که تحت تأثیر کتاب داركهولد دیوانه شده است. داستان با صحنههایی مانند نبرد با موجودات چندجهانی مانند گارگانتوس، سفر به زمین-۸۳۸ با حضور ایلومیناتی (شامل پروفسور ایکس با بازی پاتریک استوارت و رید ریچاردز با بازی جان کرازینسکی)، و رویارویی با نسخههای دیگر استرنج، به موضوعات فداکاری، خیر و شر، و پذیرش واقعیت میپردازد. با این حال، به دلیل داستان شلوغ، شخصیتپردازی ناکافی برای چاوز، و جلوههای ویژه بیشازحد، نقدهای متفاوتی دریافت کرد (امتیاز ۷.۳/۱۰ در IMDb و ۷۴٪ در Rotten Tomatoes). کارگردانی ریمی، بازیهای کامبربچ و اولسن، موسیقی دنی الفمن، و سبک ترسناک تحسین شدند، اما فیلمنامه پراکنده و پایانبندی شتابزده نقد شدند. فیلم با بودجه ۲۰۰ میلیون دلار ساخته شد و ۹۵۵.۸ میلیون دلار فروش جهانی داشت.
خلاصه داستان: فیلم «کد نیم بانشی» یک تریلر اکشن آمریکایی به کارگردانی جان کییز و نویسندگی متیو راجرز است که در ۱ ژوئیه ۲۰۲۲ در سینماها و بهصورت آنلاین منتشر شد. داستان درباره کالب (آنتونیو باندراس)، قاتل سابق دولتی که مخفیانه زندگی میکند، است که پس از آنکه شاگردش، دلایلا ملقب به بانشی (جیمی کینگ)، متوجه جایزه ۱۰ میلیون دلاری برای سر او میشود، دوباره ظاهر میشود. بانشی، که پس از مرگ پدرش در ماموریتی به دست آنتونی گرین (تامی فلاناگان)، مزدور بیرحم، به قاتل قراردادی تبدیل شده، برای محافظت از کالب و کشف حقیقت با او متحد میشود. کالب که تحت نام مستعار صاحب میخانهای به نام Old Well Tavern در Simsbury، کانکتیکات، زندگی میکند، رازی درباره خانوادهاش، از جمله دختر ۱۸ سالهاش هیلی (کاترین دیویس)، فاش میکند. داستان با صحنههایی مانند نفوذ بانشی با دو اسلحه به یک هتل برای ترور یک نماینده کنگره، نبردهای تنبهتن در خانه کالب، و استفاده از نارنجک توسط هیلی، به موضوعات انتقام، خیانت و اتحاد میپردازد. با این حال، به دلیل فیلمنامه کلیشهای، کارگردانی ضعیف، ویرایش آشوبناک، استفاده از جلوههای ویژه ضعیف مانند خون CGI، و فقدان عمق در شخصیتها، نقدهای منفی دریافت کرد (امتیاز ۳.۷/۱۰ در IMDb و ۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی باندراس و کینگ، صحنههای اولیه اکشن و موسیقی متن تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی، فیلمبرداری تیره و کمبود خلاقیت نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ساخته شد و تنها ۱۷۳,۰۱۹ دلار فروش جهانی داشت
خلاصه داستان: فیلم «انتخاب کن یا بمیر» یک تریلر ترسناک بریتانیایی به کارگردانی توبی میکینز در اولین تجربه کارگردانی بلندش و نویسندگی سایمون آلن است که در ۱۵ آوریل ۲۰۲۲ در نتفلیکس منتشر شد. داستان درباره کایلا (ایولا اوانز)، دانشجوی انصرافی است که برای پرداخت بدهیهایش و مراقبت از مادر معتادش (آنجلا گریفین)، یک بازی ویدیویی متنی دهه ۸۰ به نام CURS>R را که جایزهای ۱۲۵,۰۰۰ دلاری دارد، پیدا میکند. او با کمک دوست برنامهنویسش، آیزاک (آسا باترفیلد)، بازی را شروع میکند، اما به زودی متوجه میشود این بازی نفرینشده است و انتخابهایش واقعیت را تغییر میدهند و پیامدهای مرگباری دارند. داستان با صحنههایی مانند انتخابهای وحشتناک در کافه (مثل خوردن شیشه توسط پیشخدمت)، توهمات مرتبط با مرگ برادر کایلا، و نبرد نهایی با منطق عجیب، به موضوعات ناامیدی، حرص و بقا میپردازد. رابرت انگلند (صداپیشه) و ادی مارسان (در نقش هال، کلکسیونری که ابتدا بازی را امتحان میکند) حضور دارند. با این حال، به دلیل داستان پراکنده، شخصیتپردازی ضعیف و پایانبندی ناامیدکننده، نقدهای متوسطی دریافت کرد (امتیاز ۴.۸/۱۰ در IMDb و ۳۰٪ در Rotten Tomatoes). بازی اوانز، موسیقی لیام هاولت (از گروه پرادیجی) و ارجاعات نوستالژیک به بازیهای دهه ۸۰ تحسین شدند، اما فیلمنامه غیرمنسجم، فقدان وحشت واقعی و جلوههای بصری ضعیف نقد شدند. فیلم با بودجه محدود ساخته شد و در هفته اول در فهرست ۱۰ فیلم برتر نتفلیکس قرار گرفت، اما به سرعت فراموش شد.