خلاصه داستان: فیلم «مادر/اندروید» یک علمی-تخیلی-تریلر به کارگردانی متسون تاملین و نویسندگی او است که در ۱۷ دسامبر ۲۰۲۱ توسط هولو منتشر شد. داستان در آیندهای آخرالزمانی رخ میدهد که اندرویدها علیه انسانها شورش کردهاند. جورجیا (کلوئی گریس مورتز)، که باردار است، با دوستپسرش سام (آلگی اسمیت) تلاش میکند از منطقه جنگی به بوستون، منطقهای امن، فرار کند تا فرزندشان را نجات دهد. آنها با اندرویدهای مرگبار و انسانهای خائن مواجه میشوند. داستان با صحنههایی مانند فرار در جنگل، مخفی شدن در پایگاه نظامی، و فداکاریهای جورجیا، به موضوعات مادرانگی، بقا و امید میپردازد. بازی مورتز و فضای پرتنش تحسین شدند، اما داستان کلیشهای و پایانبندی مبهم نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «پس از سقوط» یک درام عاشقانه به کارگردانی کاستیل لاندون و نویسندگی شارون سوبوئیل، بر اساس رمانی از آنا تاد، است که در ۱ اکتبر ۲۰۲۱ منتشر شد. داستان ادامه رابطه پرتنش تسا یانگ (جوزفین لنگفورد) و هاردین اسکات (هیرو فاینس-تیفین) است. تسا برای کارآموزی به سیاتل نقل مکان میکند، اما اسرار خانوادگی هاردین، از جمله رابطه با پدرش (راب استس) و مادرش (لوئیز لومبارد)، و حسادتها، رابطه آنها را تهدید میکند. داستان با صحنههایی مانند دعواهای عاشقانه، افشای گذشته هاردین، و تصمیمات کلیدی تسا، به موضوعات عشق، خیانت و رشد شخصی میپردازد. بازی لنگفورد و فاینس-تیفین تحسین شد، اما داستان تکراری و دیالوگهای کلیشهای نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «لال سینگ چادا» یک درام-کمدی هندی به کارگردانی آدویت چاندان و نویسندگی آتول کولکارنی است که اقتباسی از «فارست گامپ» (۱۹۹۴) ساخته رابرت زمکیس و بر اساس رمان وینستون گروم است و در ۱۱ اوت ۲۰۲۲ اکران شد. داستان درباره لال سینگ چادا (عامر خان)، مردی سادهدل با ضریب هوشی پایین است که در قطار زندگیاش را برای مسافران روایت میکند. او در پنجاب با مادرش (مونا سینگ) بزرگ شده و عاشق دوست دوران کودکیاش، روپا (کارینا کاپور)، است. لال در ارتش خدمت میکند، قهرمان دوومیدانی میشود و در رویدادهای تاریخی هند، از جمله عملیات ستاره آبی و جنگ کارگیل، حضور دارد. داستان با صحنههایی مانند دویدنهای طولانی لال، ملاقات با شاهرخ خان جوان، و لحظات عاشقانه با روپا، به موضوعات عشق، سادگی و استقامت میپردازد. بازی خان و سینگ، موسیقی پرتام و بازسازی هندی تحسین شدند، اما شباهت زیاد به نسخه اصلی و بازی اغراقآمیز خان نقد شدند. فیلم با بودجه ۱.۸ میلیارد روپیه، ۱.۲۹ میلیارد روپیه فروش داشت و با جنجالهای سیاسی مواجه شد
خلاصه داستان: فیلم «تراژدی مکبث» یک درام تاریخی-تراژیک به کارگردانی جوئل کوئن و نویسندگی او بر اساس نمایشنامه ویلیام شکسپیر است که توسط A24 و Apple TV+ در ۱۴ ژانویه ۲۰۲۲ منتشر شد. داستان درباره مکبث (دنزل واشنگتن)، نجیبزاده اسکاتلندی، است که پس از پیشگویی سه جادوگر (کاترین هانتر) مبنی بر پادشاه شدنش، با تشویق همسرش لیدی مکبث (فرانسیس مکدورمند) دست به قتل پادشاه دانکن (برندان گلیسون) میزند. این تصمیم او را به سوی جنون، گناه و سقوط میکشاند. داستان با صحنههایی مانند گفتوگوی جادوگران در مه، قتل در تاریکی، و ضیافت شبحمانند بنکو (کوری هاوکینز)، به موضوعات جاهطلبی، سرنوشت و تبعات اخلاقی میپردازد. فیلم با سبک بصری مینیمال و سیاهوسفید، الهامگرفته از اکسپرسیونیسم آلمانی، تحسین شد، اما به دلیل ریتم کند و دیالوگهای سنگین شکسپیری برای برخی غیرقابل دسترس بود (امتیاز ۷.۱/۱۰ در IMDb و ۹۲٪ در Rotten Tomatoes). بازی واشنگتن و مکدورمند (نامزد اسکار)، فیلمبرداری برونو دلبونل و طراحی صحنه استفان دوخانت تحسین شدند، اما داستان قابلپیشبینی و فقدان نوآوری در اقتباس نقد شدند. فیلم نامزد سه جایزه اسکار شد و با بودجه ۲۰ میلیون دلاری، ۳.۲ میلیون دلار فروش داشت.
خلاصه داستان: فیلم یک اکشن-تریلر فنلاندی به کارگردانی آکو لوهایمیس و بر اساس رمان «6/12» نوشته ایلکا رمِس است. داستان درباره مکس تانر (یاسپر پکونن)، مامور امنیتی، است که در روز استقلال فنلاند (۶ دسامبر) با حملهای تروریستی به کاخ ریاستجمهوری مواجه میشود. در این حمله، رئیسجمهور و مهمانان برجسته گروگان گرفته میشوند. تانر بهعنوان مذاکرهکننده بحران گروگانگیری وارد عمل میشود و بهزودی متوجه میشود که هدف اصلی این حمله، بیثبات کردن امنیت اروپا است. داستان با صحنههایی از مذاکرات پرتنش، تیراندازیها، و افشاگریهای سیاسی، به موضوعات امنیت ملی، شجاعت، و توطئههای ژئوپلیتیکی میپردازد. فیلم به دلیل صحنههای اکشن و ارتباط با مسائل سیاسی روز تحسین شد، اما برخی بازیهای مکانیکی و حفرههای داستانی را نقد کردند
خلاصه داستان: فیلم یک درام به کارگردانی مگان پارک است. داستان درباره وادا (جنا اورتگا)، دانشآموزی است که پس از تجربه یک تیراندازی در مدرسه، با ترومای روانی دستوپنجه نرم میکند. او با دوستان و خانوادهاش، از جمله میا (مدی زیگلر)، رابطهای جدید برقرار میکند و تلاش میکند با غم و اندوه کنار بیاید. داستان با صحنههایی از زندگی روزمره پس از حادثه، گفتگوهای احساسی، و کاوش در روابط، به موضوعات تروما، بهبودی، و دوستی میپردازد. فیلم به دلیل بازی اورتگا و داستان حساس تحسین شد، اما برخی داستان را بیشازحد ساده نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک درام به کارگردانی جاستین چون است. داستان درباره آنتونیو لبلانک (جاستین چون)، یک مهاجر کرهای-آمریکایی است که در لوئیزیانا با همسرش کتی (آلیشیا ویکاندر) و دخترخواندهاش زندگی میکند. وقتی او با خطر اخراج از آمریکا به دلیل مشکلات مهاجرتی روبرو میشود، باید برای ماندن با خانوادهاش مبارزه کند. داستان با صحنههایی از زندگی خانوادگی، درگیریهای قانونی، و تلاش برای ارتباط با گذشتهاش، به موضوعات هویت، مهاجرت، و خانواده میپردازد. فیلم به دلیل داستان احساسی و بازیهای قوی تحسین شد، اما برخی ریتم کند و پایانبندی را نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک درام بیوگرافی به کارگردانی رینالدو مارکوس گرین است. داستان درباره ریچارد ویلیامز (ویل اسمیت)، پدر ونوس و سرنا ویلیامز، است که با عزمی راسخ دو دخترش را در محلهای فقیرنشین برای تبدیل شدن به ستارگان تنیس جهان تربیت میکند. او با برنامهریزی دقیق و فداکاری، با چالشهای مالی، اجتماعی، و خانوادگی روبرو میشود. داستان با صحنههایی از تمرینات سخت تنیس، درگیریهای خانوادگی، و موفقیتهای اولیه ونوس و سرنا، به موضوعات جاهطلبی، خانواده، و پشتکار میپردازد. فیلم به دلیل بازی اسمیت و داستان الهامبخش تحسین شد، اما برخی ریتم کند و تمرکز بیشازحد روی ریچارد را نقد کردند.
خلاصه داستان: فیلم یک ترسناک-هیجانی به کارگردانی اسکات دریکسون و بر اساس داستانی از جو هیل است. داستان درباره فینی (میسون تامز)، پسری ۱۳ ساله در دهه ۱۹۷۰، است که توسط یک قاتل زنجیرهای معروف به «گرابر» (ایتان هاوک) ربوده و در زیرزمینی زندانی میشود. فینی از طریق تلفنی مرموز در دیوار با ارواح قربانیان قبلی گرابر ارتباط برقرار میکند که به او کمک میکنند تا برای فرار تلاش کند. داستان با صحنههایی از آدمربایی، مکالمات ماورایی، و تلاشهای فینی برای بقا، به موضوعات شجاعت، بقا، و رویارویی با ترس میپردازد. فیلم به دلیل بازی هاوک و فضای پرتنش تحسین شد، اما برخی پایانبندی را ساده یافتند.
خلاصه داستان: فیلم یک درام لهستانی به کارگردانی بارتوش بلاشچیک است. داستان درباره گریگورز، پسری ناشنوا که در خانوادهای فقیر زندگی میکند. وقتی والدینش متوجه استعداد موسیقی او میشوند، او را به مدرسهای موسیقی میفرستند، اما گریگورز با چالشهای عاطفی و اجتماعی روبرو میشود. او با کمک معلمش و کشف پیانوی سوناتا، راهی برای بیان احساساتش پیدا میکند. داستان با صحنههایی از تمرینهای موسیقی، روابط خانوادگی پرتنش، و لحظات کشف خود، به موضوعات هنر، معلولیت، و رشد شخصی میپردازد. فیلم به دلیل داستان احساسی و بازیهای قوی تحسین شد، اما برخی ریتم کند را نقد کردند.