خلاصه داستان: در یک شهر ساحلی کوچک به نام بریستول کاور، زندگی مردم به وحشت و هراس تبدیل میشود وقتی که دختری با قدرتهای مرموز و صدای جادویی ظاهر میشود. او یک پری دریایی واقعی است که به دنبال انتقام از انسانها برای آزار و شکار نسل خود به این شهر آمده است. در حالی که مردم شهر تلاش میکنند راز این موجود مرموز را کشف کنند، دوستان جوانی با او رابطه برقرار میکنند و درگیر جنگ خونین میان پریان دریا و انسانها میشوند. در این سریال، مرز بین خیر و شر محو میشود و هر کس مجبور میشود تصمیم بگیرد که در این نبرد کدام طرف را انتخاب میکند.
خلاصه داستان: در دنیایی آیندهای، جامعهای کامل و مطیع بر اساس تقسیم طبقاتی سختگیرانه ساخته شده است. در این دنیا، عشق، خانواده و تفکر فردی ممنوع هستند و مردم با استفاده از دارو و برنامهریزی ژنتیکی به سعادت وفادار شدهاند. اما وقتی دو نفر از طبقات مختلف به یکدیگر علاقهمند میشوند، سیستم آغاز به بشکستن میکند و آنها مجبور میشوند بین وفاداری به جامعه و دنبال کردن احساسات خود انتخاب کنند.
خلاصه داستان: در این فیلم انیمیشن کمدی، دوستی بین شگردی و سگش شگفتانگیز، سکوبی-دو، به تصویر کشیده میشود. هنگامی که آنها با دیوید و ولما به یک باشگاه جهانی میپیوندند، با یک توطئه شیطانی برای آزادی سگ شیطانی، کریمدور، مواجه میشوند. با کمک دوستان جدیدشان، فلینستونها و جتسونها، آنها باید جهان را از تهدید وحشتناک این سگ نجات دهند.
خلاصه داستان: یک دختر نابینا به نام ریکا پس از تصادف مرگباری که خانوادهاش را از بین برد، زندگیاش را از دست داده است. او تنها به یادآوری آن شب وحشتناک و تصادفی که همه چیز را تغییر داد، میپردازد. اما زمانی که او با ریکو، مرد جوانی که پیشینهای تاریک دارد، آشنا میشود، او آرامش و امیدی را در زندگیاش احساس میکند که سالها آن را ندیده بود. ریکا به تدریج به یاد میآورد که آن شب چه اتفاقی افتاده و متوجه میشود که ریکو میتواند کلید گذشتهاش باشد.
خلاصه داستان: در سریال «خانه گلها»، یک خانواده ثروتمند و مشهور در مکزیک، زندگی خود را با یک رستوران موفق و یک فلاور شاپ اداره میکنند. اما زمانی که پدر خانواده در حال مرگ است و مادر خانواده، پس از کشف رازهایی در مورد گذشته شوهرش، تصمیم میگیرد خانواده را دوباره متحد کند، همه چیز دچار تغییر میشود. خانواده گلها باید با مشکلات شخصی، رازهایی که مدتها پنهان بودهاند و روابط پیچیدهای که میان اعضای خانواده وجود دارد، مواجه شوند. این سریال به دنبال نشان دادن تضادهایی است که در یک خانواده ظاهراً عالی وجود دارد و چگونه این تضادها میتوانند زندگی آنها را به هم بریزند.
خلاصه داستان: کیم نوکس، دختری جوان و منزوی، در یک جزیره اسکاتلندی با مادرش زندگی میکند. پس از یک شوخی در یک بار که به طور غیرمنتظره منجر به جنگ بین دو گروه تروریستی میشود، او با دو برادر مرد، دین و دیو، آشنا میشود. کیم برای تسویه حساب با قاتل پدرش، که او را به دروغ متهم به جاسوسی کرده بود، به همراه آنها سفر میکند. اما زمانی که پدر دین به قتل میرسد و کیم متهم میشود، او مجبور میشود تا با کمک دوستان جدیدش، در یک ماجراجویی هیجانانگیز و خطرناک، گریزان از دست قانون و دشمنان خود باشد.
خلاصه داستان: در سفری به مصر، هانا، یک مردمسال سیساله، به شهر لوکسور میآید تا از گذشتهاش به عنوان یک باستانشناس دیدن کند. در این سفر، او با افرادی از گذشرهاش ملاقات میکند و با خاطرات و احساساتی که مدتها درون خودش نگه داشته بود، مواجه میشود. در حین گشت و گذار در آثار باستانی و خیابانهای این شهر، هانا به تأمل و بررسی زندگی خود میپردازد و سعی میکند تصمیمات گذشتهاش را درک کند و آیندهاش را بازنگری کند.
خلاصه داستان: جولی و فانتومها داستان جولی، یک نوجوان استعدادمند موسیقی است که پس از مرگ مادرش، تمایلی به نواختن موسیقی ندارد. او با سه فانتوم موسیقیدان از دهه ۱۹۹۰ آشنا میشود و با کمک آنها، دوباره به موسیقی و زندگی خود بازمیگردد. این سریال موزیکال کمدیای در ۹ قسمت، ماجراهای جولی و دوستانش را در مسیر بازسازی گروه موسیقی و یافتن هویت و اعتماد به نفس به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در این فیلم کمدی-رمانتیک، ماریا، یک برنامهریز عروسی بیتجربه، با چالشهایی روبرو میشود که هنگام برنامهریزی یک ازدواج بزرگ و پیچیده در بروکسل پیش میآید. او باید با خانوادههای دو طرف، دوستان و خانواده خود هماهنگی کند و در نهایت یاد میگیرد که عشق واقعی ممکن است در جایی نزدیکتر از آنچه فکر میکرد، پنهان باشد.
خلاصه داستان: در داستان «چگونه یک همسر خوب باشیم»، مارتین، یک زن جوان در دهه ۱۹۶۰، زندگی خود را در یک خانهی حومهای سنتی میگذراند. او به دقت دستورالعملهای یک کتاب آموزش زندگی خانگی را دنبال میکند تا همسر و مادر ایدهآل باشد. اما با شروع به تجربه خوابهای مرموز و حواسپرتیهای عجیب، مارتین شروع به شک کردن در زندگیاش میکند. آیا او واقعاً همسر خوبی است یا اینکه دستورالعملهایی که پیروی میکند، او را به یک زندگی خالی و محدود تنزل دادهاند؟