خلاصه داستان: جولز و جوش، زوج جوانی که به تازگی ازدواج کردهاند، تصمیم میگیرند در یک خانه کوهستانی منزوی زندگی کنند تا از استرس شهر فرار کنند. اما زندگی آنها در این محیط آرام به سرعت به یک کابوس تبدیل میشود وقتی جوش دچار یک بیماری مرموز میشود که او را در خانه حبس میکند. جولز مجبور میشود با تنهایی و ترس در این مکان دورافتاده مواجه شود و تلاش کند راز بیماری همسرش را کشف کند.
خلاصه داستان: در داستان "غیرقابل لمس"، یک مرد ثروتمند معلول به نام فیلیپ، پس از تصادفی که او را از کمر به پایین فلج کرده، به دنبال پرستاری شخصی میگردد که بتواند به او کمک کند. در نهایت، یک جوان بیسواد و سابقه جنایی به نام دریس، با وجود عدم تجربه و آموزش لازم، به عنوان پرستار او انتخاب میشود. این دو شخصیت متفاوت، با وجود تفاوتهای فرهنگی و اجتماعی زیاد، رابطهای عمیق و صمیمانه برقرار میکنند که زندگی هر دو را به طرز شگفتانگیزی تغییر میدهد. فیلم بر اساس داستان واقعی درماندول پیری، یک مرد معلول فرانسوی، و پرستارش عبدال سلطانی است.
خلاصه داستان: جورج، مردی که به دنبال یک جکت چرمی منحصربهفرد است، با خرید آن وارد یک مسیر خطرناک میشود. جکت او را به یک جهان سرگرمکننده و ترسناک میکشاند، جایی که واقعیت و خیال پیچیده میشوند و او مجبور میشود با عواقب وحشتناک تصمیماتش روبرو شود.
خلاصه داستان: بعد از گذشت ۲۰ سال از آخرین کارش، معمار مشهور برنادت بروکویست به دلیل بیماری روانی خود، از زندگی عادی دور شده و به یک خانهدار تبدیل میشود. او با مشکلات روانی و اجتماعی مواجه است و در نهایت تصمیم میگیرد به جستجوی هویت و هدف خود ادامه دهد.
خلاصه داستان: یک خانواده ساده در خانه خود به سر میبرند که یک روز ناگهان یک ببر بزرگ و گرسنه به خانه آنها میآید و با خانواده دوست میشود. ببر تمام غذاهای خانه را میخورد و خانواده مجبور میشوند با او همراهی کنند تا او را به خانه ببرها بازگردانند. این ماجرا باعث میشود خانواده به درک عمیقتری از دوستی و مهماننوازی دست یابند.
خلاصه داستان: در این فیلم کمدی، تکان دادن سه دوست نوجوان در سن ۱۲ ساله در مدرسه ابتدایی است که در پی یک دعوت به یک مهمانی مهم، به دنبال یادگیری رمز عشق و رابطه جنسی هستند. آنها با سرعت خود را در ماجراجوییهایی قرار میدهند که شامل دزدیدن مواد مخدر، فرار از دختران نوجوان و تلاش برای بازگشت به خانه قبل از اینکه والدینشان متوجه شوند، میشود. در طول این سفر، آنها درک میکنند که رشد کردن ممکن است به اندازهای که فکر میکردند آسان نباشد.
خلاصه داستان: مربی بسکتبال یک مدرسه دبیرستانی در یک شهر کوچک، پس از شکست تیمش در مسابقات، تصمیم میگیرد تا تمرکز خود را به دنبال کردن یک ورزشباز جدید برای تیمش بگذارد. او با یک دختر نوجوان مواجه میشود که علاقهای به ورزش ندارد اما با تشویق و پشتیبانی او، او آماده میشود تا در مسابقات شرکت کند و خود را به چالش بکشد. این مسیر، او را به درک عمیقتری از خود و تواناییهایش میرساند.
خلاصه داستان: في عام 1962، تم تحويل رجل يدعى كلودييل إلى زومبي على يد رجل دين فودو، وتم استعباده في مزرعة للسكر. بعد سنوات، تم إعطاؤه جرعة مضادة للسموم، وعاد إلى الحياة الطبيعية. في الوقت الحاضر، تستكشف مراهقة فرنسية تدعى ميليسا أصول الفودو بعد انضمامها إلى مدرسة داخلية مرموقة، حيث تكتشف صلة غامضة بين ماضي كلودييل وحاضرها.
خلاصه داستان: در داستان "کودکی که میخواست پادشاه باشد"، یک پسر نوجوان به نام آلیکس بریطانی با کشف شمشیر اسطورهای اکسکالیبر در سنگ، به طور ناگهانی درگیر ماجراجویی بزرگی میشود. او با کمک دوستانش و شخصیت اسطورهای مرلین، باید جلوی شرور باستانی و جادویی را بگیرد و جهان را از تاریکی نجات دهد. آلیکس باید با شجاعت و هوش خود، نقش پادشاه آرثر را بازی کند و تیمی از جنگجویان جوان را برای مبارزه با نیروهای شیطانی تشکیل دهد. این فیلم ماجراجویی و فانتزی سال 2019، داستان الهامبخشی از شجاعت، دوستی و ایمان به خود را روایت میکند.
خلاصه داستان: در این فیلم کمدی-رمانتیک، دو خواهر باهوش و سنتی به نامهای الیور و ماریا به عنوان برگزارکنندگان مراسمهای تعطیلات کریسمس، در یک شرکت بزرگ، مشغول به کار میشوندهند. با آمدن یک مدیر جدید خشک و بیتجربه به نام ادوارد، اوضاع کمی دشوار میشود. الیور با ادوارد درگیر میشود، در حالی که ماریا با یکی از مدیران شرکت به نام جک، که شبیه شخصیت جان ویبر در رمان «احساس و حساسیت» اثر جین آستن است، عشق میورزد. در نهایت، هر دو خواهر به دنبال عشق و موفقیت در زندگی شخصی و حرفهای خود هستند.