خلاصه داستان: "قهوه، لطفاً" داستان لی سول بی رو روایت میکنه، یه دختر چاق و مهربون که دستیار یه نویسنده وبتونه. اون عاشق قهوههای یه کافیشاپ خاصه که صاحبش، ایم هیون وو، یه باریستای خوشتیپه. یه روز، سول بی یه قهوه جادویی میخوره و به یه دختر زیبا تبدیل میشه! حالا با این ظاهر جدید، دنبال عشق و اعتماد به نفس میگرده، اما نمیدونه این تغییر چقدر دووم داره.
خلاصه داستان: "حالا با اشتیاق تمیز کن" داستان جانگ سون گیول رو روایت میکنه، یه مدیر خوشتیپ شرکت نظافت که وسواس تمیزی داره و از میکروبا متنفره. اون با گیل اوه سول، یه دختر شلخته و پرانرژی که دنبال کار میگرده، روبهرو میشه. اوه سول توی شرکتش استخدام میشه و این دو که مثل آب و آتیشن، کمکم به هم نزدیک میشن و با عشق و خنده، دنیای همدیگه رو عوض میکنن.
خلاصه داستان: "سرآشپز سیندرلا" داستان یه شیائو مای رو روایت میکنه، یه سرآشپز امروزی که عاشق غذاهای سنتی چینیه و موقع یه آزمایش آشپزی به زمان قدیم سفر میکنه. اون توی بدن یه دختر بیمصرف به اسم یه جین ژوان بیدار میشه و خیلی زود توسط راهزنا ربوده میشه. اونجا با شیا چون یو، رهبر راهزنا که توی واقع یه جاسوس مخفی برای پادشاست، روبهرو میشه. این دو با یه ازدواج تقلبی شروع میکنن، و جین ژوان با مهارت آشپزی و هوش امروزیش قلب همه، از جمله چون یو رو، به دست میاره.
خلاصه داستان: داستان درباره یک مشاور به نام چا وو-کیونگ است که زندگی آرامی داره تا اینکه با حوادث مرموزی روبهرو میشه. اون با کانگ جی-هون، یک کاراگاه سختکوش، آشنا میشه و با هم شروع به تحقیق درباره مرگهای عجیب و مرموز میکنن که به نظر میرسه به بچهها و گذشتههای پنهان ربط داره. این سریال پر از راز، احساسات عمیق و پیچیدگیهای روانشناختیه که لایهلایه حقیقت رو آشکار میکنه.
خلاصه داستان: داستان درباره دو کاراگاه باهوش به نامهای چون جین-یونگ و کیم دان است که درگیر پروندههای پیچیده قتل میشوند. چون جین-یونگ، یک کاراگاه نخبه با مهارتهای تحلیلی فوقالعاده، و کیم دان، که توانایی ویژهای در دیدن حقیقت پشت مرگ افراد دارد، با هم همکاری میکنند تا رازهای پشت یک سازمان مرموز و جنایات زنجیرهای را کشف کنند. این سریال پر از تعلیق، معماهای روانشناختی و لحظات احساسی است که گذشته دردناک شخصیتها را با تحقیقاتشان گره میزند.
خلاصه داستان: "قهرمان" داستان سونگ هو رو روایت میکنه، یه سوارکار معروف که توی یه حادثه بیناییش رو از دست میده و زندگیش نابود میشه. اون با یه اسب آسیبدیده به اسم وو بک آشنا میشه که مثل خودش توی گذشته گیر کرده. این دو با هم دوباره راهشون رو پیدا میکنن و توی یه مسابقه بزرگ، امید و شجاعتشون رو به همه نشون میدن.
خلاصه داستان: ازال و کنعان عاشق یکدیگر هستند و در شهر کوچکی کنار دریا زندگی میکنند. آنها در آستانه ازدواج هستند و رؤیای یک زندگی ساده و شاد را در سر میپرورانند. اما با ورود وکسل دمیر، مردی ثروتمند و قدرتمند که شیفته هازال میشود، همه چیز تغییر میکند. وکسل برای به دست آوردن هازال دست به هر کاری میزند و زندگی عاشقانه او و کنعان را به کابوسی تبدیل میکند.
این سریال پر از عشق، خیانت و انتقام است و سرنوشت شخصیتها بارها به شکل غافلگیرکنندهای تغییر میکند.
خلاصه داستان: "سوختن" داستان جونگ سو رو روایت میکنه، یه نویسنده جوون که با هه می، دختری از محله قدیمیش، دوباره روبهرو میشه. وقتی هه می از سفر برمیگرده و بن، یه مرد مرموز و ثروتمند، رو با خودش میاره، جونگ سو حسادت و کنجکاویش گل میکنه. بعد از یه حرف عجیب بن درباره "سوزوندن گلخونهها" و گم شدن ناگهانی هه می، جونگ سو توی یه سرگردونی پر از راز و تردید گیر میافته.
خلاصه داستان: "بوری" داستان بوری، یه دختر ۱۱ ساله رو روایت میکنه که توی یه خانواده ناشنوا تنها کسیه که میتونه بشنوه. اون توی یه روستای آروم زندگی میکنه و همیشه سعی داره به خانوادش کمک کنه، اما یه روز آرزو میکنه کاش ناشنوا بود تا مثل اونا باشه. این تصمیم ساده، زندگی خودش و خانوادش رو به مسیرهای غیرمنتظرهای میبره.
خلاصه داستان: "عشق خونین" داستان چی ژوئه رو روایت میکنه که توی اواخر سلسله تانگ به یه روسپیخانه فروخته میشه. اون بهطور اتفاقی وارد شهر مرموز قاتلان زن به اسم گوی هوا میشه و اسم جدیدش وان می میشه. اون که حالا قاتل شده، توی ماموریتهای خطرناک گیر میافته و با چانگ آن، مردی که مثل سایه ازش محافظت میکنه، همراه میشه. این دو توی توطئهای بزرگ برای قدرت درگیر میشن.