خلاصه داستان: "سرآشپز سیندرلا" داستان یه شیائو مای رو روایت میکنه، یه سرآشپز امروزی که عاشق غذاهای سنتی چینیه و موقع یه آزمایش آشپزی به زمان قدیم سفر میکنه. اون توی بدن یه دختر بیمصرف به اسم یه جین ژوان بیدار میشه و خیلی زود توسط راهزنا ربوده میشه. اونجا با شیا چون یو، رهبر راهزنا که توی واقع یه جاسوس مخفی برای پادشاست، روبهرو میشه. این دو با یه ازدواج تقلبی شروع میکنن، و جین ژوان با مهارت آشپزی و هوش امروزیش قلب همه، از جمله چون یو رو، به دست میاره.
خلاصه داستان: داستان درباره یک مشاور به نام چا وو-کیونگ است که زندگی آرامی داره تا اینکه با حوادث مرموزی روبهرو میشه. اون با کانگ جی-هون، یک کاراگاه سختکوش، آشنا میشه و با هم شروع به تحقیق درباره مرگهای عجیب و مرموز میکنن که به نظر میرسه به بچهها و گذشتههای پنهان ربط داره. این سریال پر از راز، احساسات عمیق و پیچیدگیهای روانشناختیه که لایهلایه حقیقت رو آشکار میکنه.
خلاصه داستان: داستان درباره دو کاراگاه باهوش به نامهای چون جین-یونگ و کیم دان است که درگیر پروندههای پیچیده قتل میشوند. چون جین-یونگ، یک کاراگاه نخبه با مهارتهای تحلیلی فوقالعاده، و کیم دان، که توانایی ویژهای در دیدن حقیقت پشت مرگ افراد دارد، با هم همکاری میکنند تا رازهای پشت یک سازمان مرموز و جنایات زنجیرهای را کشف کنند. این سریال پر از تعلیق، معماهای روانشناختی و لحظات احساسی است که گذشته دردناک شخصیتها را با تحقیقاتشان گره میزند.
خلاصه داستان: "قهرمان" داستان سونگ هو رو روایت میکنه، یه سوارکار معروف که توی یه حادثه بیناییش رو از دست میده و زندگیش نابود میشه. اون با یه اسب آسیبدیده به اسم وو بک آشنا میشه که مثل خودش توی گذشته گیر کرده. این دو با هم دوباره راهشون رو پیدا میکنن و توی یه مسابقه بزرگ، امید و شجاعتشون رو به همه نشون میدن.
خلاصه داستان: ازال و کنعان عاشق یکدیگر هستند و در شهر کوچکی کنار دریا زندگی میکنند. آنها در آستانه ازدواج هستند و رؤیای یک زندگی ساده و شاد را در سر میپرورانند. اما با ورود وکسل دمیر، مردی ثروتمند و قدرتمند که شیفته هازال میشود، همه چیز تغییر میکند. وکسل برای به دست آوردن هازال دست به هر کاری میزند و زندگی عاشقانه او و کنعان را به کابوسی تبدیل میکند.
این سریال پر از عشق، خیانت و انتقام است و سرنوشت شخصیتها بارها به شکل غافلگیرکنندهای تغییر میکند.
خلاصه داستان: "سوختن" داستان جونگ سو رو روایت میکنه، یه نویسنده جوون که با هه می، دختری از محله قدیمیش، دوباره روبهرو میشه. وقتی هه می از سفر برمیگرده و بن، یه مرد مرموز و ثروتمند، رو با خودش میاره، جونگ سو حسادت و کنجکاویش گل میکنه. بعد از یه حرف عجیب بن درباره "سوزوندن گلخونهها" و گم شدن ناگهانی هه می، جونگ سو توی یه سرگردونی پر از راز و تردید گیر میافته.
خلاصه داستان: "بوری" داستان بوری، یه دختر ۱۱ ساله رو روایت میکنه که توی یه خانواده ناشنوا تنها کسیه که میتونه بشنوه. اون توی یه روستای آروم زندگی میکنه و همیشه سعی داره به خانوادش کمک کنه، اما یه روز آرزو میکنه کاش ناشنوا بود تا مثل اونا باشه. این تصمیم ساده، زندگی خودش و خانوادش رو به مسیرهای غیرمنتظرهای میبره.
خلاصه داستان: "عشق خونین" داستان چی ژوئه رو روایت میکنه که توی اواخر سلسله تانگ به یه روسپیخانه فروخته میشه. اون بهطور اتفاقی وارد شهر مرموز قاتلان زن به اسم گوی هوا میشه و اسم جدیدش وان می میشه. اون که حالا قاتل شده، توی ماموریتهای خطرناک گیر میافته و با چانگ آن، مردی که مثل سایه ازش محافظت میکنه، همراه میشه. این دو توی توطئهای بزرگ برای قدرت درگیر میشن.
خلاصه داستان: «شوالیه سیاه» یک داستان عاشقانه درباره زنی است که منتظر عشق زندگیاش است و مردی که حاضر است برای محافظت از عشقش هر کاری بکند. این داستان بیش از دویست سال را در بر میگیرد. مون سو-هو یک تاجر با قلبی پاک است، اما هیچوقت خودش واقعیاش را به کسی نشان نمیدهد، جز به جونگ هه-را، یک کارمند آژانس مسافرتی که هرگز به خارج از کشور سفر نکرده. سو-هو و هه-را در کودکی مثل خواهر و برادر در خانه هه-را بزرگ شدند، اما بعدها از هم جدا شدند. آنها پس از بزرگ شدن دوباره همدیگر را ملاقات میکنند و عشق به سراغشان میآید، انگار که سرنوشت باشد. آیا عشقشان با وجود تمام اتفاقات متزلزل دوام خواهد آورد؟
خلاصه داستان: این سریال بیان کننده داستان زندگی افرادیست که شرایط بدی دارند. شین دونگ یوپ قبلا یه ستاره معروف بوده اما الان هیچی نیست. جونگ سانگ هون یه پدر تنهاست که کار غیر قانونی انجام میده و ایم چونگ اه که یک مادر چینی-کره ای تنهاست…