خلاصه داستان: "قفل در" داستان جو کیونگ-مین رو روایت میکنه، یه کارمند بانک که توی یه آپارتمان تکاتاقی تنها زندگی میکنه. یه روز که از سر کار برمیگرده، متوجه میشه در قفل آپارتمانش باز مونده. بعد از عوض کردن رمز قفل، شب موقع خواب صدایی میشنوه که انگار یکی داره سعی میکنه قفل رو باز کنه. کیونگ-مین که حسابی ترسیده، به پلیس زنگ میزنه، ولی اونا جدی نمیگیرنش. چند روز بعد، با پیدا کردن ردپاهای عجیب توی خونهش و شروع یه قتل مرموز، میفهمه دیگه امن نیست و خودش دست به کار میشه تا راز این ماجرا رو بفهمه. این فیلم که بازسازی "Sleep Tight" اسپانیاییه، پر از تعلیق، ترس و حس ناامنی توی فضای خونهست.
خلاصه داستان: "روز ورشکستگی ملی" داستان بحران مالی کره جنوبی توی سال ۱۹۹۷ رو روایت میکنه. هان شی-هیون، یه تحلیلگر بانک کره، یه هفته قبل از ورشکستگی پیشبینی میکنه که اقتصاد کشور قراره فروبپاشه و با تیمش سعی میکنه جلوی فاجعه رو بگیره. از اون طرف، یون جونگ-هاک، یه سرمایهگذار زیرک، از این موقعیت برای سود بردن استفاده میکنه، در حالی که گپ-سو، یه کارگر ساده، با تعطیلی کارخانهش درگیر مشکلات میشه. این فیلم یه درام پرتنش درباره تصمیمهای سخت و تأثیرات بحران رو آدمای مختلفه.
خلاصه داستان: "جذابیت شیطانی" داستان گونگ ما سونگ رو روایت میکنه، یه پزشک نابغه و وارث شرکت سونوو که متخصص اعصاب جمجمهست. زندگی براش خوب پیش میره تا اینکه توی یه تصادف ماشین، موقع کمک به یه زن، دچار فراموشی کوتاهمدت میشه و حافظهش فقط یه روز دووم میاره. هر شب قبل خواب،
خلاصه داستان: "اتاق اونجو" داستان شیم اونجو رو روایت میکنه، یه زن خوداشتغال که بعد از بردن یه پروژه بزرگ بهعنوان طراح تحریریه، سعی میکنه زندگیش رو از نو تعریف کنه. اون که با کار زیاد و تنهایی دستوپنجه نرم میکنه، با سو مینسوک، یه طراح داخلی جوونتر، آشنا میشه که به زندگیش نور و امید میاره. این سریال با حالوهوای آروم و گرمش، ماجراهای اونجو رو توی بازسازی خونه و زندگیش نشون میده.
خلاصه داستان: شش قبیله بزرگ درگیر یک مناقشه بیپایان هستند که در میانه آن، یک داستان عاشقانه تلخ شکل میگیرد. در شب ماه کامل، نشانه شکوفه هلو بر روی پوست جینگنان ظاهر میشود؛ زنی با زیبایی افسانهای که گفته میشود هرکس با او ازدواج کند، قدرت تسلط بر دنیا را به دست خواهد آورد. اما در دنیایی که توسط طمع و جنگ کنترل میشود، آیا عشق میتواند راهی برای نجات یا نابودی باشد؟
خلاصه داستان: داستان درباره یه کاراگاه به اسم کیم هیونگ-مینه که با یه قاتل به اسم کانگ ته-او روبهرو میشه. هیونگ-مین که قبلاً افسر مواد مخدر بوده، با ته-او توی یه رستوران ملاقات میکنه، اما همون موقع ته-او به جرم قتل دوستدخترش دستگیر میشه. چند ماه بعد، ته-او از زندان به هیونگ-مین زنگ میزنه و ادعا میکنه که شش نفر دیگه رو هم کشته، ولی مدرکی نیست و پلیس بهش شک داره. هیونگ-مین با کمک همکارش شروع به تحقیق میکنه و کمکم میفهمه که ته-او داره با حقیقت بازی میکنه تا از مجازات فرار کنه. این فیلم که بر اساس یه داستان واقعی ساخته شده، پر از کشمکش روانی و تلاش برای پیدا کردن عدالته.
خلاصه داستان: "صلیب" داستان کانگ اینگیو رو روایت میکنه، یه پزشک نابغه که پدرش ۱۳ سال پیش به قتل رسیده. اون برای گرفتن انتقام از قاتل، پزشکی رو انتخاب میکنه و داوطلبانه توی زندان کار میکنه، جایی که قاتل پدرش زندانیه. توی این مسیر، با گو جونگهون، یه جراح معروف، و گو جیاین، هماهنگکننده پیوند اعضا، همراه میشه و با رازهای تاریک و پیچیده روبهرو میشه.
خلاصه داستان: داستان درباره دو نفر به نامهای یون نا-مو و گیل ناک-وون است که در کودکی اولین عشق همدیگه بودن. نا-مو پسری ساکت و مرموز بود که پدرش یک قاتل زنجیرهای روانی بود، و ناک-وون دختری شاد و پر از محبت، فرزند یک بازیگر معروف. عشقشون با قتل پدر و مادر ناک-وون به دست پدر نا-مو به پایان میرسه. سالها بعد، نا-مو که حالا چائه دو-جین نام داره، یک کاراگاه شده و ناک-وون که حالا هان جائه-یی هست، بازیگریه که با گذشته دردناکش کنار میاد. اونا دوباره همدیگه رو پیدا میکنن و سعی میکنن زخمهاشون رو التیام بدن.
خلاصه داستان: "قهوه، لطفاً" داستان لی سول بی رو روایت میکنه، یه دختر چاق و مهربون که دستیار یه نویسنده وبتونه. اون عاشق قهوههای یه کافیشاپ خاصه که صاحبش، ایم هیون وو، یه باریستای خوشتیپه. یه روز، سول بی یه قهوه جادویی میخوره و به یه دختر زیبا تبدیل میشه! حالا با این ظاهر جدید، دنبال عشق و اعتماد به نفس میگرده، اما نمیدونه این تغییر چقدر دووم داره.
خلاصه داستان: "حالا با اشتیاق تمیز کن" داستان جانگ سون گیول رو روایت میکنه، یه مدیر خوشتیپ شرکت نظافت که وسواس تمیزی داره و از میکروبا متنفره. اون با گیل اوه سول، یه دختر شلخته و پرانرژی که دنبال کار میگرده، روبهرو میشه. اوه سول توی شرکتش استخدام میشه و این دو که مثل آب و آتیشن، کمکم به هم نزدیک میشن و با عشق و خنده، دنیای همدیگه رو عوض میکنن.