خلاصه داستان: یون یو-جونگ، بازیگر معروفی که بعد از شایعات ۱۵ سال پیش نمیتونه با کسی قرار بذاره، با چا وو-هیون، متخصص پوست جذاب ولی بیعلاقه به قرار عاشقانه، آشنا میشه. اونا بهخاطر یه رسوایی، یه قرارداد جعلی میبندن که وانمود کنن عاشق همن. این رابطه نمایشی کمکم به احساسات واقعی تبدیل میشه، اما شایعات گذشته و یه مثلث عاشقانه با هان جه-کیونگ، دوست قدیمی، کارو پیچیده میکنه. سریال پر از کمدی رمانتیک و درام عاطفیه که قصه عشق و غلبه بر گذشته رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: "وقتی تو رو دوست دارم باد شیرینه" داستان هوآن هوآن، یه دختر سرکش که بهخاطر سختگیریهای پدرش از خونه فرار کرده، رو روایت میکنه. اون با چی خون، یه مدیرعامل سرد و بااستعداد که قدرت تلهپورت داره، آشنا میشه. چی خون وقتی از قدرتش استفاده میکنه سردردای شدیدی میگیره و فقط فنگ شوآنگ شوآنگ، یه نقاش، میتونه درمانش کنه. هوآن هوآن که با شوآنگ شوآنگ اشتباه گرفته میشه، وارد زندگی چی خون میشه و این دو کمکم عاشق هم میشن. سریال پر از کمدی رمانتیک، فانتزی و سوءتفاهمه که عشق رو مثل نوری تو چشمای عاشق نشون میده. با بازی گائو هانیو و چن یومی، این قصه عاشقانه با شخصیتهای متنوع مثل مدیرعامل مغرور و قهرمان گرم، یه داستان شیرین و سرگرمکنندهست، هرچند بعضیها میگن داستانش گاهی زیادی سادهست.
خلاصه داستان: "جوانی مبارز" داستان ژانگ شیائو یو، یه تازهکار توی دنیای شرکتها، رو روایت میکنه که بهعنوان دستیار لین روی، مدیر فروش یه شرکت معروف لوازم آرایشی به اسم SW، استخدام میشه. لین روی بهخاطر موفقیتهاش توی فروش، از هیئتمدیره شرکت توی فرانسه توجه گرفته و گزینه بعدی برای جایگزینی رئیس فعلی، شو وانتینگ،ه. اما شو وانتینگ که نمیخواد جاشو از دست بده، رقیب لین روی، فانگ جینگ، رو بهعنوان مدیر یه بخش جدید استخدام میکنه تا تعادل قدرت رو حفظ کنه. شیائو یو وسط این سیاستهای پیچیده دفتری گیر میافته، اما با استعداد و پشتکارش نهتنها دووم میاره، بلکه پیشرفت میکنه، کلیشهها رو به چالش میکشه و بهعنوان یه زن حرفهای خودشو ثابت میکنه. اون توی این مسیر عشق واقعیشم پیدا میکنه. این سریال که یه درام محیط کار سال ۲۰۲۱ به کارگردانی مو شیائو جیهست، پر از رقابت، رشد شخصی و داستانهاییه که قدرت زنان توی دنیای حرفهای رو نشون میده، هرچند بعضیها میگن عنوان "جوانی" به داستان پر از شخصیتهای جاافتاده نمیخوره.
خلاصه داستان: "فنگ شویی" داستان پارک جه-سانگ، یه استاد پونگسو (فنگ شویی کرهای) رو روایت میکنه که توی دوره چوسان میتونه زمینهایی با انرژی خوب برای خونه، مغازه و قبر پیدا کنه که به باور مردم، قبر مناسب میتونه برای نسلهای بعدی شانس و قدرت بیاره. وقتی جه-سانگ توطئهای درباره قبر ولیعهد رو فاش میکنه، خانوادش رو تو یه آتشسوزی عمدی که خانواده قدرتمند کیم راه انداختن از دست میده. سیزده سال بعد، هونگسون دِوونگون، یه اشرافی از یه خاندان سقوطکرده، به جه-سانگ پیشنهاد میده تا با هم خانواده کیم رو از قدرت بندازن. اونا دنبال یه زمین نادر میرن که میگن دو پادشاه از یه خانواده تولید میکنه، اما اهدافشون از این زمین کمکم با هم فرق میکنه. این فیلم که پر از درام تاریخی، اکشن و پیچشهای سیاسیه، با بازی قوی چو سونگ-وو و جیسونگ، نگاهی عمیق به فنگ شویی و نقشش تو سرنوشت و قدرت داره، هرچند بعضی نقدها میگن شخصیتهای فرعی مثل گروه استادای پونگسو زیاد استفاده نشدن و داستان میتونست جمعوجورتر باشه.
خلاصه داستان: "اگه بمیری خوشحال میشم" داستان لی رو-دا، یه کارمند ساده و مهربون توی یه شرکت، رو روایت میکنه که از رئیسش، بک جینسانگ، بهخاطر رفتار مغرورانه و بداخلاقش متنفره. جینسانگ، سرپرست تیم، همیشه فکر میکنه حق با اونه و با کارمنداش بد برخورد میکنه. شبی تو ۱۴ آوریل، رو-دا خواب میبینه جینسانگ با کامیون تصادف میکنه و میمیره. وقتی صبح بیدار میشه، میفهمه هنوز ۱۴ آوریله و تو یه حلقه زمانی گیر افتاده! رو-دا حالا باید هر روز تلاش کنه جینسانگ رو از مرگ نجات بده تا حلقه زمانی بشکنه. این وسط، با کانگ جونهو، یه همکار خوشقلب، و بقیه اعضای تیم همراه میشه و کمکم میفهمه جینسانگ گذشته سختی داشته که رفتارش رو توضیح میده. این سریال که از یه وبتون به همین اسم اقتباس شده، پر از کمدی، فانتزی، عاشقانه و درسهای زندگیه که با طنز مشکلات محیط کار و روابط انسانی رو نشون میده. شیمی بین رو-دا و جینسانگ، که از نفرت به درک متقابل میرسه، حسابی درخشانه.
خلاصه داستان: "سرنوشت و خشم" داستان گو هه-را، یه زن باهوش و زیبا که بهخاطر مشکلات خانوادگی (خودکشی نافرجام خواهرش و مرگ پدرش) توی موقعیت سختی گیر افتاده، رو روایت میکنه. اون که تنها راه فرارش رو پول میبینه، به ته این-جون، پسر دوم یه شرکت کفشسازی، نزدیک میشه تا با نیتهای پنهانی زندگیش رو عوض کنه. این-جون، که عاشق هه-را میشه، باور داره این عشق سرنوشتشه. اما وقتی هه-را میفهمه خانواده این-جون با خودکشی خواهرش ارتباط دارن، توی دوراهی عشق و انتقام گیر میافته. داستان با خیانت، توطئه و روابط پیچیده خانوادگی پیش میره و چهار شخصیت اصلی—هه-را، این-جون، جین ته-اوه و چا سو-هیون—رو توی یه ملودرام پر از عشق، خشم و رستگاری نشون میده. این سریال که آخرین پروژه درام ویژه آخر هفته SBS بود، با فضای بوسان و موسیقی متن قوی (مثل ویولنهای احساسی)، یه قصه واقعی و پرتنش از عشقهای ناگزیر و انتقام ارائه میده، هرچند بعضیها از کند بودن داستان و تصمیمهای احمقانه هه-را انتقاد کردن.[](https://en.wikipedia.org/wiki/Fates_&_Furies_%28TV_series%29)[](https://www.kdramalove.com/FatesFuries.html)
خلاصه داستان: "برخورد" داستان چا سو-هیون رو روایت میکنه، دختری از یه خانواده سیاسی که بعد از یه ازدواج بدون عشق با پسر یه خانواده پولدار—که فقط به نفع پدر سیاستمدارش بوده—طلاق میگیره. اون که همیشه زندگیش رو بقیه کنترل کردن، توی یه سفر کاری به کوبا با کیم جین-هیوک، یه پسر ساده و آزاد که با شغلای پارهوقت زندگیش رو میچرخونه، آشنا میشه. این دو که انگار هیچ نقطه مشترکی ندارن، با یه برخورد اتفاقی به هم نزدیک میشن و تصمیم میگیرن یه زندگی معمولی رو کنار بذارن تا با هم باشن. وقتی برمیگردن کره، سو-هیون مدیرعامل هتلی میشه که جین-هیوک اونجا کار میکنه و رابطهشون با فشارای اجتماعی و خانوادگی آزمایش میشه. این سریال پر از عاشقانه، درام و لحظههای لطیفه که با فیلمبرداری قشنگ توی کوبا و کره قاطی شده.
خلاصه داستان: "شب ابدی" داستان نینگ چه رو روایت میکنه، یه پسر جوون که بعد از قتلعام خانوادش توسط یه ژنرال بیرحم، تنها بازمانده میشه. اون با هوش و مهارتش توی طبیعت زنده میمونه و با یه دختر بچه که از توی یه توده جنازه پیدا کرده و اسمش رو به خاطر یه خال برگمانند روی پاش، سنگسنگ (به معنی توت) گذاشته، بزرگ میشه. این دو که از اون روز جدا نشدنی شدن، راهشون به پایتخت امپراتوری تانگ میرسه. نینگ چه توی آکادمی رزمی عضو میشه و میفهمه سنگسنگ، تجسم دوباره یونگیهست، یه موجود افسانهای که گفته شده با اومدنش، دنیا رو به هرجومرج میبره. وقتی نیروهای شرور سعی میکنن قدرت مرموز سنگسنگ رو تصاحب کنن، نینگ چه باید همهچیز رو به خطر بندازه تا ازش محافظت کنه و انتقام خانوادش رو بگیره. این سریال که از رمان "جیانگ یه" نوشته مائو نی اقتباس شده، پر از ماجرا، فانتزی و رزمه.
خلاصه داستان: "خروج" داستان دو کانگ-سو رو روایت میکنه، یه رباخوار ۳۳ ساله که توی یه زندگی پر از غم و بدهی گیر افتاده. مادرش، لی این-سوک، وقتی اون بچه بوده بهخاطر خشونت و اعتیاد پدرش، دو جونگ-مان، از خونه فرار کرده. کانگ-سو که بهخاطر بدهیای پدرش مجبور شده برای شرکت شینسونگ کار کنه، فقط یه آرزو داره: پیدا کردن مادرش و زندگی شاد. وقتی دیگه از زندگیش ناامید میشه، یه آگهی میبینه که میگه "میخوای شاد بشی؟" و با یه ذره امید به آزمایشگاه بلیس میره تا توی یه شبیهسازی شادی رو تجربه کنه. ولی میفهمه شادی به قیمت ۳۰۰ هزار دلار تموم میشه و تصمیم میگیره این پول رو از رئیسش، هوانگ ته-بوک، بدزده. توی این مسیر، با واقعیت تلخ و انتخابای سخت روبهرو میشه تا بفهمه شادی واقعیش کجاست. این سریال پر از درام، احساس و سؤالای عمیق درباره خوشبختیه.
خلاصه داستان: "اوه، مرموز" داستان کیم جونگ-سام رو روایت میکنه، مردی که به اشتباه به جرم قتل متهم و به مرگ محکوم شده و ۱۰ سال توی زندان میمونه. اون یه روز از زندان فرار میکنه و به شکلی عجیب هویت یه پلیس جعلی به اسم اوه ایل-سونگ رو میگیره. جونگ-سام دنبال یه مخفیگاه با ۱۰۰ میلیارد وون (حدود ۱۰۰ میلیون دلار) میگرده که قراره بهش یه هویت جدید بده. توی این مسیر با جین جین-یونگ، یه کارآگاه باهوش که دنبال حقیقت مرگ پدرش شده، آشنا میشه. این سریال پر از کمدی، درام و ماجراهای پلیسیه که با پیچشهای داستانی قاطی شده.