خلاصه داستان: فیلم «روما» به کارگردانی آلفونسو کوارون، کارگردان برجسته مکزیکی، در سال ۲۰۱۸ ساخته شد و به عنوان یکی از شاهکارهای سینمای هنری این دهه شناخته میشود. این فیلم سیاه و سفید که برنده سه جایزه اسکار از جمله بهترین کارگردانی شد، داستانی شخصی و عمیقاً احساسی را روایت میکند که در دهه ۱۹۷۰ در محله روما در مکزیکوسیتی اتفاق میافتد. داستان حول محور کلئو، خدمتکار وفادار یک خانواده طبقه متوسط مکزیکی، میچرخد که با بازی درخشان یالیتزا آپاریسیو به تصویر کشیده شده است. زندگی کلئو با خانوادهای که در آن کار میکند در هم تنیده شده و او شاهد فراز و نشیبهای زندگی آنها، از جمله مشکلات زناشویی پدر و مادر خانواده و چالشهای فرزندانشان است. در همین حال، کلئو با مشکلات شخصی خود نیز دست و پنجه نرم میکند؛ او باردار میشود و همسرش او را ترک میکند و این اتفاقات زندگی او را دگرگون میسازد. کوارون با نگاهی نوستالژیک و دقیق به جزئیات، تصویری زنده و پراحساس از جامعه مکزیک در آن دوران ارائه میدهد و مسائلی چون طبقات اجتماعی، فقر، و نقش زنان در جامعه را به زیبایی بررسی میکند. فیلمبرداری سیاه و سفید و فوقالعاده فیلم، همراه با کارگردانی بینظیر کوارون، «روما» را به تجربهای بصری و عاطفی فراموشنشدنی تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: داستان این فیلم علمی-تخیلی درام که در سال ۲۰۱۸ توسط جولیا هارت ساخته شد، در جهانی پساآخرالزمانی روایت میشود که بیش از یک دهه است باران نیامده و جامعه در بحران بیآبی و فروپاشی قرار دارد. گوگو مباتا-را در نقش روث، زنی سیاهپوست با تواناییهای فراطبیعی بازی میکند که میتواند جهان اطرافش را به اجزای مولکولی تجزیه کند و دوباره آن را بسازد. روث به دلیل ترس از دستگیری توسط مقامات، سالهاست که از خانوادهاش دور مانده و به تنهایی در جامعهای کوچک و خشک زندگی میکند. اما وقتی وضعیت وخیمتر میشود، او مجبور میشود به خانهی مادری خود، بوا (لورین توسین) و دختر جوانش، لیلی (سینیا والاس) بازگردد. در این بازگشت، روث نه تنها با گذشتهی خود روبرو میشود، بلکه باید رازهای خانوادگی و قدرتهای موروثی خود را که از نسلی به نسل دیگر منتقل شدهاند، کشف و کنترل کند. این فیلم با تمرکز بر رابطهی سه نسل از زنان قدرتمند، مفاهیم هویت، میراث و مسئولیت را در قالب یک داستان شخصی و در عین حال حماسی بررسی میکند.
خلاصه داستان: فیلم اکشن و هیجانانگیز «مهمانی هیولا» محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی کریس فون هوفمن است. داستان فیلم حول محور سه سارق حرفهای به نامهای کاسپر، داج و ایلیس میچرخد که برای انجام یک سرقت بزرگ به یک مهمانی خصوصی در یک عمارت مجلل نفوذ میکنند. اما به زودی متوجه میشوند که میزبانان این مهمانی، گروهی از افراد ثروتمند و روانپریش هستند که به دنبال هیجانهای غیرقانونی و مرگبار میگردند. در این مهمانی شوم، قربانیان بیگناه به عنوان بخشی از سرگرمی این افراد ثروتمند شکار میشوند. حالا سارقان به جای انجام سرقت، باید برای نجات جان خود و دیگران با این گروه خطرناک بجنگند و هرچه سریعتر از این جهنم فرار کنند. بازیگران اصلی فیلم شامل جولیان مکماهون، سام استریکلند، ارین موریه، کایلی راجرز، براندون مایکل اسمیت و ایوان استوارت هستند که در نقشهای پیچیده و پرتنش ظاهر شدهاند.
خلاصه داستان: این فیلم مستند به کارگردانی سام بلیر، زندگی حرفهای استیون جرارد، بازیکن افسانهای لیورپول را از دوران کودکی تا تبدیل شدن به یکی از بزرگترین کاپیتانهای تاریخ این باشگاه به تصویر میکشد. فیلم با استفاده از تصاویر آرشیوی ناب، مصاحبههای صمیمی و لحظات پشت صحنه، فراز و نشیبهای دوران حرفهای جرارد، از جمله قهرمانی در لیگ قهرمانان اروپا و ناکامی در کسب عنوان قهرمانی لیگ برتر را روایت میکند. این مستند نه تنها به دستاوردهای ورزشی او میپردازد، بلکه تأثیر عمیق او بر هواداران و ارتباط ویژهاش با شهر لیورپول را نیز به زیبایی به نمایش میگذارد و روایتی الهامبخش از عشق به فوتبال و وفاداری است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: نیکولا سیکس، زنی مرموز و جذاب در لندن، از طریق فال قهوه پیشبینی میکند که به زودی توسط یکی از سه مرد زندگیاش به قتل خواهد رسید. سامیون، نویسندهای که دچار بحران خلاقیت شده، وارد زندگی نیکولا میشود و تصمیم میگیرد داستان مرگ قریبالوقوع او را بنویسد. در این میان، سه مرد مشکوک در زندگی نیکولا حضور دارند: کیت، تاجر ثروتمند و خلافکار؛ گای، بازیکن پروپا قرص کریکت؛ و مارکی، ولگردی خشن و بیثبات. نیکولا با بازی خطرناک خود، این سه مرد را دست میکند و هر یک را به سمت خود جذب میکند، در حالی که میداند یکی از آنها قاتل او خواهد بود. سامیون که شاهد این بازی مرگبار است، سعی میکند همزمان با نوشتن داستان، از وقوع قتل جلوگیری کند. فیلم با بازی امبر هرد در نقش نیکولا سیکس، تئو جیمز، بیلی باب تورنتون و جیم استرجس، بر اساس رمانی از مارتین امیس ساخته شده و ماجرای فریب، شهوت و سرنوشت را در پسزمینه لندن دهه ۸۰ میلادی روایت میکند.
خلاصه داستان: هلگا یک رهبر ارکستر پنجاه ساله و فعال محیط زیست در ایسلند است که زندگی دوگانه دارد. او در طول روز رهبری ارکستر را بر عهده دارد، اما در زمانهای دیگر به صورت مخفیانه به جنگ با صنایع آلاینده میرود و با تخریب خطوط برق، کارخانههای آلومینیوم را از کار میاندازد. در همین حال، او در حال طی کردن مراحل قانونی برای به سرپرستی گرفتن یک دختر یتیم از اوکراین است. وقتی مقامات دولتی برای دستگیری او تلاش میکنند، هلگا باید بین مبارزه برای حفظ محیط زیست و آرزوی مادر شدن یکی را انتخاب کند. این فیلم محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی بندیکت ارلینگزون و با بازی هالورا گایار هانزدوتیر است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۰، خانواده برانسون به شهرک کوچکی در مونتانا نقل مکان میکنند تا زندگی جدیدی را آغاز کنند. جری برانسون (جیک جیلنهال) که همیشه در یافتن شغل ثابت مشکل داشته، سرانجام شغلی به عنوان نگهبان زمین گلف پیدا میکند، اما این شغل درآمد کمی دارد و خانواده را در تنگنا قرار میدهد. وقتی او برای مبارزه با آتش سوزی جنگلی استخدام میشود و خانه را ترک میکند، همسرش جینت (کری مولیگان) و پسر نوجوانشان جو (اد آکسا-بول) را تنها میگذارد. با گذشت زمان، جینت که از زندگی یکنواخت و مشکلات مالی خسته شده، شروع به کار در استخر شنا میکند و در آنجا با وارن میلر (بیل کمپ)، مرد ثروتمند و مسنی آشنا میشود. این آشنایی به رابطهای عاطفی تبدیل میشود و زندگی خانواده را بیش از پیش دچار بحران میکند. جو که شاهد فروپاشی تدریجی زندگی والدینش است، سعی میکند با این شرایط کنار بیاید و در عین حال به دنبال درک معنای واقعی خانواده و وفاداری میگردد. این فیلم که در سال ۲۰۱۸ به کارگردانی پل دانو ساخته شده، داستانی ظریف و احساسی از فروپاشی یک خانواده و تأثیرات آن بر فرزندان را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: نیل آرمسترانگ، خلبان آزمایشی سابق نیروی دریایی و مهندس هوافضا، در سال ۱۹۶۱ به عنوان بخشی از برنامه فضایی جمینای ناسا انتخاب میشود. در حالی که او و همسرش جانت با غم از دست دادن دختر خردسالشان دست و پنجه نرم میکنند، نیل تمام تمرکز خود را بر روی مأموریت خطرناک فرود بر ماه میگذارد. این فیلم به کارگردانی دیمین شزل و با بازی رایان گاسلینگ و کلیر فوی، داستان شخصی و حرفهای این مرد را به تصویر میکشد که در نهایت به اولین انسانی تبدیل شد که بر سطح ماه قدم گذاشت. داستان مملو از تنش، فداکاری و هزینههای انسانی این سفر تاریخی است که در سال ۲۰۱۸ بر اساس زندگینامه جیمز آر. هانسن ساخته شد.
خلاصه داستان: یک گروه والیبال حرفهای به نام "Les Chaudes Lapines" (خرگوشهای داغ) در راه بازگشت از یک مسابقه، وانتی خود را در جنگلی دورافتاده گم میکنند. آنها به یک بار محلی پناه میبرند و با صاحب بار، فردی به نام ژان پیر، و مشتریان عجیب و غریبش مواجه میشوند. به زودی متوجه میشوند که این مکان یک تله مرگبار است و این مردان قصد دارند آنها را به عنوان شکار انسان تعقیب کنند. حالا این دختران ورزشکار باید با استفاده از مهارتهای والیبال، هوش و قدرت تیمی خود برای بقا بجنگند و ثابت کنند که آنها نه تنها قربانی نیستند، بلکه شکارچیانی بیرحم خواهند بود. این کمدی سیاه اکشن محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی اولیویه آفونسو و با بازی گویا ویزنی، آنا ماریا پنک، آلیس دالاپورت و دیگران است.
خلاصه داستان: **Girl** فیلمی درام محصول سال ۲۰۱۸ به کارگردانی لوکاس دونت است که در جشنواره فیلم کن مورد تحسین قرار گرفت. این فیلم داستان لارا، یک نوجوان پانزده ساله تراجنسیتی را روایت میکند که با پشتیبانی پدر دلسوزش، برای تبدیل شدن به یک رقصنده باله حرفهای تلاش میکند. با وجود حمایت خانواده، لارا با چالشهای جسمی و روحی بسیاری روبرو است؛ بدن او با هویتی که در درون احساس میکند همخوانی ندارد و این موضوع فشار زیادی بر او وارد میکند. او در عین حال که تحت هورمون درمانی است، باید با انتظارات سختگیرانه دنیای رقص باله نیز کنار بیاید. بازی ویکتور پولستر در نقش لارا تحسینشده است و فیلم به شیوهای ظریف و تأثیرگذار، مسائل مربوط به هویت جنسیتی، پذیرش خود و مبارزه برای رسیدن به رویاها را به تصویر میکشد.