خلاصه داستان: این سریال داستان نوجوانانی را به تصویر میکشد که در دوره حساس بلوغ جسمی و عاطفی قرار دارند و با تغییرات هورمونی در بدنشان روبهرو میشوند. در این دوران، احساسات و نگرانیهای مختلفی تجربه میکنند که اغلب خام و واقعی هستند. این درام به نمایش میگذارد که چگونه این نوجوانان با دغدغههای مختلف زندگی، از جمله روابط عاشقانه، فشارهای اجتماعی، و جستجو برای هویت شخصی دست و پنجه نرم میکنند. داستانهای عاشقانه و پیچیدگیهای احساسی آنها در این سنین، جزء جداییناپذیر از تجربه بلوغ است که با لحظات پر از امید، شک، و کشفهای جدید همراه است.
خلاصه داستان: در یک روز زمستانی، هنگامی که یک ببر از باغ وحش فرار می کند، زندگی کیونگ یو (Lee Jin wook) کاملا تغییر میکند. در حالیکه تازه شغلش رو از دست داده، نامزدش اون رو از خونش بیرون میکنه و کیونگ یو با یک چمدان و بدون جایی برای رفتن نامزد قبلی خودش رو که حالا یه رمان نویس شده ملاقات میکند …
خلاصه داستان: یک درام رمز و راز که حول پدری می چرخد که مرتکب یک عمل غیر اخلاقی در تلاش برای نجات زندگی دخترش می شود. سه سال بعد ، اقدامات او به تعقیب او باز می گردد و او را در یک حلقه زمان بی پایان به دام می اندازد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۸۷، کره جنوبی توسط یک دولت نظامی اداره میشود، یک دانشجوی کالج طی بازجویی پلیس شکنجه و کشته میشود. مقامات دولتی برای سرپوش گذاشتن به مرگ سریع عمل میکنند و بدن را میسوزانند؛ اما علیرغم تلاش مستمر...
خلاصه داستان: مادر مجرد کارن کلارک الکس ، مانی (یک پرستار بچه یا یک جفت) را برای کمک به دو پسر جوان خود استخدام می کند ، هرگز گمان نمی کند که الکس برنامه های دیگری داشته باشد و خانواده خود را به عنوان خودش می خواهد ، حتی اگر او برای رسیدن به هدف خود مجبور به قتل شود.
خلاصه داستان: سریال پسر و دختر قرن بیستم، داستان سه دختر جوان است که در سومین دهه زندگی شان هستند. یک از آنها یک بازیگر و خواننده برجسته است، دیگری یک مهماندار هواپیماست که به شدت عاشق غذاست و همیشه در رژیم به سر می برد و نفر سوم یک وکیل جوان است. این سه نفر برخلاف ظاهر و موفقیتشان همیشه روحشان درگیر استرس و فشار است. آنها در یک آپارتمان در روستای اوکسو دانگ زندگی می کنند و در تلاش هستند تا آرامش و عشق و صمیمتی که در نوجوانی داشته اند را بار دیگر زنده کنند.
خلاصه داستان: زمانی که هابک برای پیدا کردن یه سنگ جادویی به زمین میاد از سو آه که یه روانپزشک هست میخواد تا بهش کمک کنه. خانواده سو آه برای نسل ها به خدای آب خدمت کردند اما مشکل اینجاست که خود سو آه اعتقادی به این کار نداره همه چیز وقتی جالب میشود که الهه آب ، خدای باد و خدای کوچک خودشان را نشان میدهند…