خلاصه داستان: دکتر بن بیس و خبرنگار آلیکس مارتن به دلیل لغو پرواز، مجبور به سوار شدن به هلیکوپتر خصوصی میشوند که در نتیجه تصادف در کوهستان برفی گیر افتاده و تنها باقی میمانند. با کمبود غذا و در معرض سرما، آنها مجبور میشوند تا با یکدیگر همکاری کنند تا زنده بمانند و از این موقعیت خطرناک عبور کنند.
خلاصه داستان: دکتر بن بیس و خبرنگار آکسون وندلی در حالی که در یک فرودگاه گیر افتادهاند، تصمیم میگیرند با یک هواپیمای خصوصی پرواز کنند. اما در راه، هواپیما در کوهستان برفی سقوط میکند و آنها تنها و مجروح در آنجا گیر میافتند. با کمبود غذا و آب و در شرایط سخت طبیعی، آنها مجبور میشوند با یکدیگر همکاری کنند تا زنده بمانند و راهی برای نجات پیدا کنند. در این بین، رابطه آنها از دوستی به عشق تبدیل میشود و آنها با شجاعت و امید به زندگی ادامه میدهند.
خلاصه داستان: یک دانشمند پس از کشته شدن در زمانی کوتاه پس از ارائه دستگاهی نوآورانه که قادر به استخراج، ضبط و پخش خاطرات افراد است، یکی از دوستان نزدیکش برای رفع این رمز و راز و کشف قاتل واقعی وارد عمل میشود. Rememory یا خاطرهسازی، فیلمی در ژانر معمایی-علمی-تخیلی محصول ۲۰۱۷ است که با بازی پیتر دینکلیج و جولیا اورموند ساخته شده است.
خلاصه داستان: در ادامه سریال ترسناک Siccin، داستان در ادامه رویدادهای قبلی قرار دارد و شخصیتهای جدیدی را معرفی میکند که درگیر جادوگری و نیروهای ماورا الطبیعه میشوند. این بار، یک خانواده جوان در یک روستای دوردست با رویدادهای مرموز و ترسناکی مواجه میشوند که به تدریج واقعیت تلخ و تاریکی را در مورد گذشته آنها آشکار میکند. با استفاده از جادو و طلسمهای قدیمی، آنها تلاش میکنند تا از دست قدرتهای شیطانی خلاص شوند، اما هر قدم آنها به عمق تاریکی بیشتری میکشد.
خلاصه داستان: در سریال Electric Dreams، هر قسمت داستان مستقل و منحصربهفردی را روایت میکند که بر اساس آثار فلسفهپردازی و داستانهای علمی-تخیلی فیلیپ ک. دیک ساخته شده است. این داستانها در آیندهای نزدیک یا دور جریان مییابند و به موضوعاتی مانند هوش مصنوعی، واقعیت مجازی، کنترل ذهن، و تأثیر تکنولوژی بر زندگی انسان میپردازند. هر قسمت با بازیگران و شخصیتهای متفاوت، جهانهای متفاوتی را به تصویر میکشد که باعث میشود مخاطب در هر بار تماشا، به دنیایی کاملاً جدید و متفاوت وارد شود.
خلاصه داستان: در یک دبیرستان، رومان هانتر، یک مأمور پلیس، دخترش روی (زندگی) را از بیمارستان به خانه میبرد. روی در حالی که از اعتیاد به مواد مخدر بهبود مییابد، به مدرسه باز میگردد و با جولز و اوون و کتی و کتنیس و لکسی و نت و مککی و لوئیس و جیا و آشتر و فث و کلاید و کلی و دیگران آشنا میشود. روی در حالی که با جولز دوست میشود، با نت که یک ورزشکار محبوب است، دوست میشود و او را به یک مهمانی دعوت میکند. در مهمانی، روی مواد مخدر مصرف میکند و با نت رابطه جنسی برقرار میکند. روز بعد، روی از نت میخواهد که رابطهشان را پنهان نگه دارد، اما او موافقت نمیکند. روی به جولز میگوید که نت را دوست دارد، اما جولز به او میگوید که نت او را دوست ندارد. روی به نت میگوید که او را دوست ندارد و او را ترک میکند. روی به جولز میگوید که او را دوست دارد و آنها یک رابطه عاشقانه شروع میکنند.
خلاصه داستان: جک رایدز، یک سرباز دریایی سابق که به عنوان راننده فراری کار میکند، در یک سرقت بانک درگیر میشود. وقتی سرقت به اشتباه پیش میرود و همکارانش او را فریب میدهند، جک مجبور میشود با ماشین پر از پول و تهدید به جان دخترش، در یک شب خطرناک درگیر نگهبانان بانک، پلیس و دزدان دیگر شود تا زنده بماند و دخترش را نجات دهد.
خلاصه داستان: در این فیلم، یک مکانیک جوان در یک شهر کوچک در آلمان با مشکلات مالی و خانوادگی روبرو میشود. او به دلیل نیاز به پول سریع، در یک شبکه غیرقانونی حمل مواد مخدر در میان شهرها شرکت میکند. با گذر زمان، او به تدریج در این دنیای خطرناک غرق میشود و باید با پیامدهای اخلاقی و جسمی تصمیماتش روبرو شود. در حالی که تلاش میکند زندگی خود را کنترل کند، او متوجه میشود که راه فرار از این وضعیت بسیار سختتر از آن است که تصور میکرد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۷، دو فضاپیمای وویجر به سوی سیارههای بیرونی منظومه شمسی پرتاب شدند. این مأموریت تاریخی، که به عنوان یکی از بزرگترین دستاوردهای بشریت در علم و فضا شناخته میشود، به کاوش در اطراف مشتری، زحل، اورانوس و نپتون انجامید. فضاپیماهای وویجر حاوی یک پیام از زمین در قالب یک نوار طلایی بودند که اطلاعاتی درباره بشر و زمین را برای هر موجودی که ممکن است آنها را پیدا کند، حمل میکردند. این مستند، شاهد سفر حیرتانگیز این فضاپیماها و داستان انسانهایی که این مأموریت را زندگی کردند، است.
خلاصه داستان: میبینیم که بورگ رئیسجمهور بهدنبال راهی برای گسترش تعطیلات در سرزمین ترولها است تا آنها را به شادی و رقص واقعی وارد کند. او تصمیم میگیرد که ترولها را به یک سفر خاص به شهر بزرگ ببرد تا تجربهای متفاوت داشته باشند. در این سفر، ترولها با فرهنگ و سبک زندگی مردم شهر آشنا میشوند و با چالشهای جدیدی روبرو میشوند. در نهایت، آنها یاد میگیرند که شادی واقعی از درون میآید و تنها در یک روز خاص محدود نیست.