خلاصه داستان: فیلم «ببر: داستان یک شکارچی قدیمی» یک درام اکشن-تاریخی کرهای به کارگردانی پارک هون-جونگ است که در سال ۲۰۱۵ اکران شد. داستان در سال ۱۹۲۵، در کره تحت اشغال ژاپن، رخ میدهد. چون مان-دوک (چوی مین-سیک)، شکارچی افسانهای که پس از حادثهای غمانگیز که در آن به اشتباه همسرش را هنگام شکار ببری عظیمالجثه کشته، تفنگش را کنار گذاشته و با پسر نوجوانش، سوک، در کلبهای نزدیک کوه جیرسان به جمعآوری گیاهان دارویی مشغول است. ژنرال ژاپنی حاکم، که به جمعآوری پوست ببر بهعنوان نماد سلطه فرهنگی وسواس دارد، مصمم است تا آخرین ببر کره، یک ببر یکچشم ۴۰۰ کیلوگرمی معروف به «ارباب کوهستان»، را شکار کند. گو-کیونگ (جونگ مان-سیک)، شکارچی بیرحم کرهای، به همراه گروهی برای کسب جایزه، ببر را تعقیب میکنند و حتی همسر و دو تولهاش را میکشند. مان-دوک که در گذشته توله یکچشم را نجات داده بود، از پیوستن به شکار امتناع میکند. اما وقتی سوک، که به دنبال کسب جایزه برای ازدواج با دختری است، در شکار گو-کیونگ به ببر زخم میزند و خود کشته میشود، مان-دوک برای رویارویی نهایی با ببر وارد عمل میشود. فیلم با تصاویر خیرهکننده، جلوههای CGI بینقص ببر، موسیقی جو یونگ-ووک و بازی قدرتمند چوی مین-سیک، به مضامین مقاومت کرهای، رابطه انسان و طبیعت، و رستگاری میپردازد، اما برخی به دلیل ریتم کند نیمه اول و خشونت زیاد آن را نقد کردهاند. فیلم در Rotten Tomatoes امتیاز ۱۰۰٪ از ۷ نقد کسب کرد و با بودجه ۱۲ میلیون دلار، ۱۱ میلیون دلار فروش داشت.
خلاصه داستان: فیلم «مرد در برابر مار: داستان بلند و پیچیده نیبلر» یک مستند است که داستان تیم مکوی، یک گیمر معمولی از آیووا را روایت میکند که در سال ۱۹۸۴، با یک سکه و بیش از ۴۴ ساعت بازی بیوقفه، اولین نفری در تاریخ شد که در بازی آرکید نیبلر، نسخه اصلی بازی «مار» معروف در گوشیهای نوکیا، به امتیاز یک میلیارد رسید. این دستاورد او را به قهرمانی محلی تبدیل کرد که حتی روزی به نام «روز تیم مکوی» در شهر اوتوموا نامگذاری شد. بیست و پنج سال بعد، شایعاتی درباره امتیازی بالاتر توسط یک قهرمان کیکبوکسینگ ایتالیایی به نام انریکو زانتی منتشر میشود که اعتبار رکورد تیم را زیر سؤال میبرد. تیم که حالا میانسال و از نظر جسمی آماده نیست، تصمیم میگیرد برای بازپسگیری رکوردش در مقابل رقبایی مانند دواین ریچارد تلاش کند. داستان با صحنههایی از بازیهای ماراتنگونه، تصاویر آرشیوی دهه ۸۰ و انیمیشنهای طنز، به موضوعات پشتکار، رقابت و نوستالژی فرهنگ آرکید میپردازد. با این حال، به دلیل شباهت زیاد به مستند «پادشاه کنگ» و تمرکز بیشازحد روی تیم بدون عمق کافی در تاریخچه بازی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. شخصیتهای واقعی، فضای نوستالژیک و داستان الهامبخش تیم تحسین شدند، اما ریتم کند و کمبود اطلاعات درباره خود نیبلر نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «جوی» یک درام بیوگرافی-کمدی است که داستان جوی مانگانو، زنی خلاق و مصمم را روایت میکند که در لانگ آیلند نیویورک با مادرش، مادربزرگش، پدر مطلقهاش و دو فرزندش زندگی میکند. جوی که از کودکی ایدههای نوآورانهای مانند اختراعات ساده داشته، با مشکلات مالی و خانوادگی دستوپنجه نرم میکند. او پس از ناامیدی از شغلهای کمدرآمد و زندگی آشوبناک خانوادگی، یک زمینشوی معجزهآسا (Miracle Mop) اختراع میکند که زندگیاش را تغییر میدهد. جوی با کمک سرمایهگذاری از دوست خانوادگی و مذاکره با شبکه خرید خانگی QVC، محصولش را به بازار معرفی میکند، اما با چالشهایی مانند خیانت شریک تجاری، مشکلات تولید و رقابتهای تجاری مواجه میشود. داستان با صحنههایی مانند ارائه جوی در QVC و رویارویی با پدرش در بالتیمور، به موضوعات پشتکار، استقلال زنان و موفقیت در برابر موانع میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پراکنده، لحن ناهماهنگ بین کمدی و درام، و شخصیتپردازی ضعیف نقشهای فرعی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. بازی اصلی، طراحی صحنه دهه ۹۰ و پیام الهامبخش تحسین شدند، اما فیلمنامه شلوغ و پایانبندی عجولانه نقد شدند.
خلاصه داستان: فیلم «درون و بیرون» یک انیمیشن کمدی-درام است که داستان رایلی، دختری ۱۱ ساله را دنبال میکند که با نقلمکان خانوادهاش از مینهسوتا به سانفرانسیسکو دستوپنجه نرم میکند. داستان در ذهن رایلی رخ میدهد، جایی که پنج احساس او – شادی، غم، خشم، ترس و نفرت – بهعنوان شخصیتهایی زنده، تلاش میکنند تا او را در این تغییر بزرگ هدایت کنند. شادی، که همیشه سعی در حفظ خوشحالی رایلی دارد، با غم، که به نظر میرسد باعث مشکلات میشود، درگیر میشود. وقتی شادی و غم بهطور تصادفی از مرکز کنترل ذهن رایلی خارج میشوند و در بخشهای عمیقتر ذهن گم میشوند، باید با کمک شخصیتهایی مانند بینگبونگ، دوست خیالی کودکی رایلی، راه بازگشت را پیدا کنند تا رایلی بتواند با زندگی جدیدش کنار بیاید. فیلم با صحنههایی مانند سفر در سرزمین تخیل و قطار افکار، و همچنین لحظات احساسی مانند گریه رایلی در کلاس، به موضوعات بلوغ، مدیریت احساسات و اهمیت غم در زندگی میپردازد. با این حال، به دلیل داستان پیچیده برای مخاطبان خیلی جوان و برخی صحنههای احساسی سنگین، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن رنگارنگ، مفهوم خلاقانه ذهن، و موسیقی متن احساسی تحسین شدند، اما برخی دیالوگهای توضیحی و ریتم تند در بخشهای میانی نقد شدند.
خلاصه داستان: «اگه جرات داری عاشقم شو» یه سریال جنایی-رمانتیک چینیه که بر اساس رمان «چشماتو ببند و به من نزدیک شو» نوشته دینگ مو ساخته شده. داستان بو جینیان (والاس هو)، یه روانشناس جنایی باهوش اما عجیب و غریب رو دنبال میکنه که از آمریکا به چین برمیگرده. اون که تجربهای تلخ با یه قاتل زنجیرهای داره، با استخدام جین یائو (ساندرا ما)، یه مترجم باهوش، به حل پروندههای جنایی پیچیده میپردازه. این دو با همکاری لی ژونران (وانگ کای)، افسر پلیس، و فو زییو (ین ژنگ)، دوست جینیان، با جنایتکارایی روبهرو میشن که یه قاتل زنجیرهای مرموز به اسم ژیه هان (ژانگ لوئی) پشتشونه. در حالی که جینیان و یائو به هم نزدیکتر میشن و عاشق هم میشن، گذشته تاریک جینیان و یه دشمن خطرناک زندگیشون رو تهدید میکنه. سریال با ۲۴ قسمت پر از معما، اکشن، طنز و عاشقانهست که بهخاطر داستان قوی و شیمی بین بازیگرا امتیاز ۹.۶ از ۱۰ تو Viki گرفته. با این حال، برخی از کند شدن داستان تو قسمتهای میانی و پایانبندی عجولانه انتقاد کردن.
خلاصه داستان: «پیشبینی عشق» داستان کیم هیون-وو (مون چه-وون)، گزارشگر هواشناسی زیبا و شیک در تلویزیون رو دنبال میکنه که در زندگی واقعی، شخصیتی تندخو و عاشق مشروب داره. اون ۱۸ سال با کانگ جون-سو (لی سونگ-گی)، معلم دبستان مهربون و سادهای که همیشه تو روابط عاشقانه زیادی از خودش مایه میذاره اما شکست میخوره، دوست بوده. جون-سو سالهاست مخفیانه عاشق هیون-ووه، اما هیون-وو میگه هیچ جذابیتی بینشون نیست. هیون-وو درگیر رابطه با لی دونگ-جین (لی سو-جین)، همکار متأهلش، و قرار کور با یوم هیو-بونگ (جونگ جون-یونگ)، عکاس مهربون اما کسلکنندهست. جون-سو که از وضعیت عاطفی هیون-وو خسته شده، تصمیم میگیره احساساتشو بهش نشون بده. فیلم پر از طنز، موقعیتهای خندهدار و لحظههای عاشقانهست که قصهای شیرین درباره دوستی و عشق رو تعریف میکنه. هرچند برخی معتقدند داستان کمی کلیشهایه و شبیه «دختر گستاخ من» یا «معماری ۱۰۱» (که تو اوج داستان بهش اشاره میشه)، شیمی بین لی سونگ-گی و مون چه-وون و طنز فیلم اونو سرگرمکننده کرده.
خلاصه داستان: «ساحره افسانهای» داستان چهار زن با گذشتههای متفاوت رو دنبال میکنه که تو زندان زنان شینهوا بهخاطر جرایم مختلف، از کلاهبرداری تا قتل غیرعمد، باهم آشنا میشن. این چهار نفر—مون سو-این، که به ناحق متهم به اختلاس شده، شیم بوکنیو، زنی مهربون با گذشتهای دردناک، سون پو-ری، یه کلاهبردار زیرک، و کیم یونگاوک، مادربزرگ مقاوم—بعد از آزادی تصمیم میگیرن با کمک هم یه نانوایی به اسم «نانوایی جادویی» راه بندازن. اونا با مهارتهایی که تو کلاس نانوایی زندان یاد گرفتن، نهتنها با چالشهای کسبوکار روبهرو میشن، بلکه با دشمنان قدرتمند، از جمله خانواده ثروتمند ماکین که سو-این رو به زندان انداختن، مبارزه میکنن. سریال پر از درام، کمدی و عاشقانهست که قصهای الهامبخش درباره دوستی، انتقام و شروع دوباره رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: «آخرین» یه سریال جنایی-اکشن کرهایه که داستان جانگ تههو، مدیر مالی موفق اما مغرور رو دنبال میکنه که تو یه معامله سهام ۳۵ میلیارد وونی شکست میخوره و باعث مرگ شریک تجاریش میشه. تههو که حالا تحت تعقیب گانگسترهای طلبکار و بیپول شده، به دنیای زیرزمینی بیخانمانهای ایستگاه سئول پناه میبره. اونجا متوجه میشه که بیخانمانها یه سلسلهمراتب مخفی و اقتصاد زیرزمینی ۱۰ میلیارد وونی دارن که توسط کواک هونگسام، رئیس بیرحم، کنترل میشه. تههو برای بقا و بازگشت به زندگی عادی، باید تو این دنیای خشن بالا بیاد و با هونگسام مقابله کنه. سریال پر از اکشن، معما و پیچشهای داستانیه که قصهای عمیق درباره بقا و انتقام رو تعریف میکنه.
خلاصه داستان: «گربه خیالی» یه مینیسریال کرهای رمانتیک و کمدیه که داستان هیون جونگهیون، نویسنده وبتون سرسخت و خودمحور رو دنبال میکنه که رویای موفقیت تو کارشو داره. اون که بهخاطر شخصیت بستهش با آدما سخت ارتباط برقرار میکنه، تو یه روز بارونی با یه گربه ولگرد به اسم بوگگیل آشنا میشه و میبرتش خونه. بوگگیل، که صداشو هان یهری دوبله کرده، تبدیل به تنها دوست و همدم جونگهیون میشه. اوه ناوو، دانشجوی عکاسی که تو کافه کار میکنه، از رابطه این دو کنجکاو میشه و کمکم به جونگهیون نزدیکتر میشه. سریال پر از لحظههای شیرین، خندهدار و احساسیه که قصهای دلچسب درباره دوستی، شفا و عشق به حیوانات رو تعریف میکنه، هرچند پایانش غمانگیزه.
خلاصه داستان: «من به تو دستور میدم» یه سریال کرهای رمانتیک و کمدیه که داستان یو گوکده، سرآشپز بااستعدادی رو دنبال میکنه که بعد از طلاقش، قلب شکستهشو پشت رفتار تندش پنهان کرده. اون یه فروشگاه دوشیراک (جعبه ناهار خانگی) داره و با غذاهای خوشمزهش سعی میکنه غمهاشو فراموش کنه. وقتی پارک سونگآ، یه دختر بیکار و سرزنده، به سفارش برادرش به مغازهش میره، رابطهشون با دعواها و شوخیهای مداوم شروع میشه. با وجود بگوومگوهای همیشگی، این دو کمکم به هم نزدیک میشن و عشقی خالص بینشون شکل میگیره. سریال پر از لحظههای خندهدار، عاشقانه و درام سبکه که قصهای شیرین درباره شفا و عشق دوباره رو تعریف میکنه.