خلاصه داستان: در دامنه کوههای آلپ، یک روستایی به نام کالاندر زندگی میکند که در تلاش برای زنده ماندن در شرایط سخت زمستان و مقابله با طبیعت بیرحم است. او با خانوادهاش در یک خانه ساده زندگی میکند و روزانه به دنبال غذا و سوخت میگردد. در این بین، روابط خانوادگی و احساسات انسانی در قلب داستان قرار میگیرند.
خلاصه داستان: They Look Like People داستان مردی به نام ویتی است که شبها از کابوسهایی رنج میبرد که در آن انسانها تبدیل به موجودات خطرناکی شدهاند. ویتی تصمیم میگیرد به خانه دوست قدیمیاش کریستوفر برود و در آنجا زندگی کند. کریستوفر در حال آمادهسازی برای ازدواج با دختری به نام سام است و ویتی به او کمک میکند. اما ویتی شروع به شک کردن دربارهٔ اینکه آیا کریستوفر و سام واقعاً انسان هستند یا خیر، میکند. ویتی شروع به تستهایی بر روی کریستوفر میکند و او را به یک اتاق زندانی میکند. در نهایت، ویتی متوجه میشود که کریستوفر و سام واقعاً انسان هستند و او خودش دچار یک بیماری روانی شده است.
خلاصه داستان: برنت مورین یک کمدین و بازیگر آمریکایی است که با سریال کمدی "آن را بگویید، برنت" (I'm Brent Morin) به شهرت رسید. در این سریال، او نقش یک کمدین جوان به نام برنت را بازی میکند که تلاش میکند زندگی شخصی و حرفهای خود را در شهر لس آنجلس موازنه کند. سریال به طور طنزآمیز به مسائل روزمره، روابط عاشقانه و چالشهایی که یک کمدین در آغاز راه حرفهاش با آن مواجه میشود، میپردازد.
خلاصه داستان: یک دانشمند جوان در تلاش برای کشف درمانی برای بیماریهای ویروسی، با آزمایشات خود به طور ناخواسته به یک جهش وحشتناک در بدنش منجر میشود. این جهش باعث تبدیل او به یک موجود خطرناک میشود که نیاز به خون انسان دارد تا زنده بماند. در حالی که او تلاش میکند کنترل بر وحشتناکترین خواستههایش را حفظ کند، دنیای اطرافش به طرز مرموزی آغاز به تغییر میکند و او مجبور میشود با عواقب وحشتناک آزمایشاتش مواجه شود.
خلاصه داستان: در سال 2013، هانا اندرسون، یک دختر 16 ساله، توسط دوست خانوادگیاش جیمز دی ماجیو ربوده میشود. پس از کشتن مادر و برادر هانا، دی ماجیو با او به کوههای آیداهو فرار میکند. در طول این سفر هشت روزه، هانا با شجاعت و هوشمندی خود تلاش میکند تا از دستان دی ماجیو فرار کند و زندگی خود را نجات دهد. این داستان واقعی بر اساس اتفاقات واقعی رخ داده در این پرونده جذاب ساخته شده است.
خلاصه داستان: فیلم کوتاه لکنتی محصول سال ۲۰۱۵ داستان Greenwood را روایت میکند؛ مردی تایپوگراف که به دلیل لکنت شدید زبان، در ارتباط برقرار کردن با دیگران دچار مشکل است و زندگی منزویای دارد. او با دختری به نام الی در فضای مجازی رابطه برقرار کرده و عاشق او میشود، اما زمانی که الی پیشنهاد دیدار حضوری میدهد، Greenwood با ترس و اضطراب فراوان دست و پنجه نرم میکند تا اینکه در پایان با یک اتفاق غیرمنتظره و شیرین روبرو میشود.
خلاصه داستان: فیلم سینمایی غرب آهسته محصول سال ۲۰۱۵ و به کارگردانی جان مکلین، روایتی شاعرانه و خشن از ژانر وسترن است که در آن جوانی اشرافی اسکاتلندی به نام «جی» به نامزد زندگیاش که در آمریکای قرن نوزدهم در حال فرار است، میپیوندد. او در این سفر پرخطر و مرموز در دل طبیعت وحشی کلرادو، با یک تیرانداز حرفهای و راهنمای بیرحم همراه میشود که انگیزههای پنهانی دارد و در پی کسب جایزه سرِ معشوقهی جی است. این اثر سینمایی با بازی مایکل فاسبندر و کدی اسمیت-مکفی، با تلفیقی از عشق، خیانت و خشونت، داستانی منحصربهفرد از تلاش برای بقا در مرزهای تمدن را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم اکشن و دلهرهآور فرار از مرگ محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی جان اریک داودل، داستان جک دایر (با بازی اوون ویلسون) را روایت میکند که به همراه خانوادهاش برای شروع یک زندگی جدید و کار در شرکت آبرسانی به یک کشور ناشناس در جنوب شرق آسیا سفر میکند. تنها چند ساعت پس از ورودشان، یک شورش سیاسی خونین آغاز میشود و شورشیان خارجیها را هدف قرار میدهند. جک که در کشوری بیگانه و بدون هیچ کمکی گرفتار شده، باید از تمام هوش و شجاعت خود استفاده کند تا خانوادهاش را از دستههای خشمگین شورشیان نجات دهد و به منطقه امنی فرار کند.
خلاصه داستان: فیلم ترسناک و رمانتیک قله جواهر محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی گیرمو دل تورو، داستان ادیت کوشینگ، نویسنده جوانی را روایت میکند که با توماس شارپ، یک بارون مرموز آشنا شده و با او ازدواج میکند. ادیت به عمارت قدیمی و ویران همسرش در کوهستانهای انگلستان نقل مکان میکند تا در آنجا با خواهر سرد و مشکوک توماس، لوسیل، زندگی کند. او به زودی درمییابد که این خانه پر از اسرار، ارواح خونین و گذشتهای تاریک است و باید برای نجات جان خود از وحشت موجود در این قلعه فرار کند.
خلاصه داستان: در یک بار مرموز به نام Quindecim، مردمی که در یک حادثه مرگبار جان خود را از دست دادهاند، برای داوری نهایی خود به اینجا میآیند. در این بار، دو نفر به عنوان مشتری وارد میشوند و باید بازیهایی مانند دومینو، بیلیارد یا کارتهای شطرنج را انجام دهند. هدف این بازیها کشف حقیقت شخصیتهای بازیکنان و تعیین سرنوشت آنها در آخرت است. مدیر این بار، یک مرد جوان به نام Decim، وظیفه داوری این افراد را بر عهده دارد. اما وقتی یک زن مرموز بدون خاطرهای از گذشتهاش وارد بار میشود، Decim شروع به زیر سوال بردن روشهای خود و مفهوم داوری انسانها میکند. این سریال به دنبال این سوال است که آیا داوری انسانها بر اساس اعمالشان در زندگی عادلانه است یا خیر.