خلاصه داستان: The Lure (2016) فیلمی موزیکال و ترسناک به کارگردانی آنجلینا شوچکو و محصول لهستان است. این فیلم که در جشنواره ساندنس به نمایش درآمد، داستان دو خواهر پری دریایی به نامهای سیلور و گلدن را روایت میکند که در دهه ۸۰ میلادی در ورشو به یک گروه موسیقی شبانه میپیوندند. آنها به عنوان خواننده و رقصنده در کلوپ مشغول به کار میشوند، اما در پس ظاهر فریبنده خود، موجوداتی خونخوار هستند که برای بقا به گوشت انسان نیاز دارند. سیلور عاشق یکی از اعضای گروه به نام میتک میشود و برای رسیدن به او حاضر به هر کاری است، اما این عشق او را در برابر خواهرش و ماهیت وحشیانه خود قرار میدهد. فیلم با ترکیب ژانرهای موزیکال، کمدی و وحشت، تمثیلی مدرن از افسانههای پریان است که در دنیای تاریک و پرزرق و برق شبهای لهستان کمونیستی روایت میشود و به موضوعاتی چون بلوغ، جنسیت و هویت انسانی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم کارآموز محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی نانسی مایرز، داستان زندگی بن ویتاکر (با بازی رابرت دنیرو)، یک بیوه ۷۰ ساله بازنشسته را روایت میکند که برای فرار از یکنواختی زندگی روزمره، تصمیم میگیرد به عنوان کارآموز سالمند در یک وبسایت مد آنلاین به نام About the Fit مشغول به کار شود. او به عنوان دستیار شخصی جولز اوستین (با بازی آن هاثاوی)، بنیانگذار جوان و پرکار شرکت، انتخاب میشود. جولز در ابتدا نسبت به حضور بن در شرکت تردید دارد، اما به تدریج با تجربه، خرد و آرامش بن آشنا شده و او به مشاوری قابل اعتماد برای جولز تبدیل میشود. این فیلم کمدی-درام با نگاهی ظریف به روابط بین نسلی، ارزش تجربه در دنیای مدرن و تعادل بین کار و زندگی، داستانی دلگرمکننده و جذاب را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «آزمایشگاه زندان استنفورد» که در سال ۲۰۱۵ توسط کایل پاتریک آلوارز کارگردانی شد، روایتگر یکی از معروفترین و بحثبرانگیزترین آزمایشهای روانشناسی در تاریخ است. این فیلم با بازی بیلی کروداپ در نقش دکتر فیلیپ زیمباردو، استاد دانشگاه استنفورد، داستان واقعی آزمایشی را به تصویر میکشد که در سال ۱۹۷۱ انجام شد. در این آزمایش، زیمباردو ۲۴ دانشجوی سالم را به دو گروه زندانی و زندانبان تقسیم کرد تا تأثیر محیط زندان بر رفتار انسان را مطالعه کند. اما آنچه قرار بود تنها دو هفته طول بکشد، پس از شش روز به دلیل رفتارهای غیرانسانی و خشونتآمیز زندانبانها و فروپاشی روانی زندانیان متوقف شد. بازیگرانی چون ازرا میلر، مایکل آنگارانو، تای شرایدن و اولیویا تیرلیبی نقشهای کلیدی را در این درام روانشناختی ایفا میکنند. فیلم به شکلی مستندگونه و با نگاهی دقیق به جزئیات، نشان میدهد که چگونه قدرت میتواند به سرعت انسانها را به سوی بیرحمی سوق دهد و چگونه نقشهای اجتماعی میتوانند هویت واقعی افراد را تحت تأثیر قرار دهند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «بیشرم» (The Shameless) محصول سال ۲۰۱۵ کره جنوبی به کارگردانی او سونگ-هون، با بازیگری تحسینبرانگیز جون جی-هیون در نقش کیم هه-کیونگ، یک کارآگاه سابق است که به دلیل اتهام قتل همکارش از پلیس اخراج شده و اکنون به عنوان یک شکارچی فراری فعالیت میکند. او مأمور می شود تا یک کارآگاه فاسد به نام پارک جون-گیل (کیم نام-گیل) را که به جرم دریافت رشوه تحت تعقیب است، دستگیر کند. هه-کیونگ برای اجرای این مأموریت، خود را به یک کارگر ساده در یک بار شبانه معرفی میکند و با کیم یو-جین (کیم مین-هی)، یک زن اسرارآمیز که با پارک جون-گیل رابطه نزدیکی دارد، آشنا میشود. او به تدریج به یو-جین نزدیک میشود تا از او به عنوان طعمه برای به دام انداختن جون-گیل استفاده کند، اما در این مسیر، احساسات واقعی و عمیقی بین او و یو-جین شکل میگیرد. این رابطه پیچیده، هه-کیونگ را در یک دوراهی اخلاقی قرار میدهد: وفاداری به مأموریتش یا دنبال کردن عشق تازهیافتهاش. فیلم با ترکیبی از تعلیق، جنایت و درام عاشقانه، تصویری تاریک و تأثیرگذار از دنیای زیرزمینی سئول و شخصیتهایی را به تصویر میکشد که در مرز بین خوب و بد، شرم و بیشرمی قدم برمیدارند.
خلاصه داستان: یک وکیل جوان و موفق به نام مت (مایکل روزنباوم) که در آستانه ارتقاء شغلی قرار دارد، پس از یک سوءتفاهم در جلسه مهمی، شغل خود را از دست میدهد و به طور موقت از کار اخراج میشود. در اوج ناامیدی و برای پرداخت هزینههای زندگی، او با زنی به نام ناتاشا (لیزی برودریک) آشنا میشود که یک اسکورت لوکس است. ناتاشا به او پیشنهاد میدهد تا به عنوان راننده و محافظ شخصی او کار کند. مت که در ابتدا با این ایده مخالف است، به مرور زمان تحت تأثیر هوش، ذکاوت و شخصیت پیچیده ناتاشا قرار میگیرد و درمییابد که او تنها یک اسکورت نیست، بلکه زنی باهوش و تحصیلکرده است که به دلایل خاصی به این شغل روی آورده است. رابطه آنها از یک همکاری ساده به دوستی عمیق و سپس عشقی غیرمنتظره تبدیل میشود و مت را با چالشهای اخلاقی و عاطفی بزرگی مواجه میکند. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۶ به کارگردانی ویل سلوین، داستانی طنزآمیز و در عین حال احساسی را درباره عشق، طبقه اجتماعی و قضاوتهای شتابزده روایت میکند.
خلاصه داستان: این انیمیشن ژاپنی محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی مامورو هوسودا، داستان پسری نه ساله به نام رن را روایت میکند که پس از مرگ مادرش، تنها و سرگردان در خیابانهای توکیو پرسه میزند. او به طور اتفاقی وارد دنیای هیولاها به نام «جوتنگای» میشود و توسط هیولایی خشن اما تنها به نام کوماتسو (که با نام کائیدو نیز شناخته میشود) به عنوان شاگرد پذیرفته میشود. کوماتسو که آرزوی تبدیل شدن به ارباب دنیای هیولاها را دارد، رن را به عنوان شاگرد خود آموزش میدهد و نام جدید «کیووتا» را بر او میگذارد. در طول سالها، این دو موجود از دو دنیای متفاوت، پیوندی عمیق و ناگسستنی شبیه به پدر و پسر را شکل میدهند. اما زمانی که کیووتا بزرگ میشود، او بین زندگی در دنیای انسانها و وفاداری به استاد و دنیای هیولاهایش گیر میافتد و باید با تاریکی درون خود نیز روبرو شود.
خلاصه داستان: در سال ۱۶۳۰ نیوانگلند، خانواده یک کشاورز مسیحی پس از اخراج از مزرعه خود در یک کلونی، به حاشیه یک جنگل بزرگ و اسرارآمیز نقل مکان میکنند. اما آرامش آنها با ناپدید شدن ناگهانی نوزاد تازه متولد شدهشان، ساموئل، در حالی که تحت مراقبت دختر بزرگ خانواده، توماسین، بوده است، به هم میریزد. با گذشت زمان، اتفاقات عجیب و ترسناکی در اطراف خانواده رخ میدهد: محصولاتشان از بین میرود، دامهایشان به طرز مرموزی میمیرند و فرزندان یکی پس از دیگری دچار توهمات و حملات وحشتآور میشوند. خانواده که درگیر ترس و بدگمانی شدهاند، به تدریج یکدیگر را متهم به جادوگری میکنند و این سوءظنها به ویژه متوجه توماسین میشود. در حالی که پدر خانواده، ویلیام، سعی در حفظ ایمان و یکپارچگی خانواده دارد، مادر، کاترین، در غم از دست دادن نوزادش به مرز جنون نزدیک میشود و پسران دوقلو، مرسی و جونااس، شاهد رؤیاهای شیطانی هستند. آنها که در انزوای کامل به سر میبرند، باور دارند که یک نیروی شیطانی در جنگل در حال تسخیر روح و جانشان است. فیلم ترسناک «جادوگر» محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی رابرت اگرز، با بازی آنیا تیلور-جوی در نقش توماسین، رالف اینسون، کیت دیکی و هاروی اسکریمشایر، داستانی هولناک از ترس، خرافات و فروپاشی یک خانواده در مواجهه با نیروهای ماوراءالطبیعه را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک داستان عاشقانه موازی که بین دو نسل مختلف در جریان است. لوک کالینز، ستاره سابق مسابقات گاو سواری بول رایدینگ، پس از یک حادثه جدی دچار تردید شده است. او با سوفیا دانکو، دانشجوی هنر که به تازگی از دانشگاه ویک فارست فارغالتحصیل شده و برای کارآموزی به کارولینای شمالی آمده، آشنا میشود. عشق این دو جوان با چالشهای زیادی روبرو است، به خصوص زمانی که لوک تصمیم میگیرد دوباره به دنیای خطرناک مسابقات بازگردد. در همین حال، آنها با یک مرد مسن به نام آیرا لوینسون آشنا میشوند که در یک سانحه رانندگی مجروح شده است. سوفیا به او کمک میکند و در ازای آن، آیرا داستان عشق عمیق خود به همسر فقیدش، روث، را برای آنها بازگو میکند. این داستان که از طریق فلشبکها روایت میشود، ماجرای رابطه آیرا و روث را از زمان جنگ جهانی دوم تا به امروز به تصویر میکشد و نشان میدهد که چگونه عشق واقعی میتواند بر تمام موانع و مشکلات غلبه کند. داستان آیرا و روث به لوک و سوفیا کمک میکند تا درک بهتری از عشق و فداکاری پیدا کنند و برای حفظ رابطه خود تلاش کنند. این فیلم در سال ۲۰۱۵ توسط جورج تیلمن جونیور ساخته شده و بر اساس رمانی از نیکولاس اسپارکس است. اسکات ایستوود و بریت رابرتسون در نقش لوک و سوفیا، و الن برستین و جک هیوستون در نقش روث و آیرا بازی میکنند.
خلاصه داستان: فیلم سروایور محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی جیمز مکتیگ و با بازی میلا یوویچ، پیرس برازنان و دیلان مکدرموت است. داستان فیلم درباره یک مأمور ویزای آمریکا به نام کیت ابوت است که در لندن مشغول به کار است. او به اشتباه در یک توطئه تروریستی قرار میگیرد و متهم به جنایتی میشود که مرتکب نشده است. حالا او باید هم از دست پلیس و هم از دست تروریستها فرار کند و در حالی که هویت واقعی خود را پنهان کرده، تلاش کند تا توطئه تروریستی را خنثی کرده و نام خود را پاک کند. این فیلم اکشن-دلهرهآور با صحنههای تعقیب و گریز نفسگیر و بازی قدرتمند بازیگرانش، تماشاگر را تا آخرین لحظه روی صندلی میخکوب میکند.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۵۳ در اتحاد جماهیر شوروی، لئو دمیدوف، افسر پلیس مخفی ام.جی.بی (تام هاردی)، به پروندهای مرموز و نگرانکننده برمیخورد: قتل یک کودک. مقامات دولتی این حادثه را یک تصادف اعلام میکنند، اما لئو که به دنبال عدالت است، به حقیقت مشکوک میشود. هنگامی که او سعی میکند تحقیقات خود را ادامه دهد، با مخالفت شدید نظام حاکم روبرو میشود و حتی به جرم خیانت تبعید میشود. در این میان، همسرش رایسا (نومی راپاس) نیز او را همراهی میکند. لئو و رایسا در حین تلاش برای بقا، متوجه میشوند که این قتل تنها یکی از یک سری قتلهای زنجیرهای کودکان است که توسط یک قاتل سریالی (گری اولدمن) انجام شده و دولت شوروی برای حفظ ظاهر، آن را پنهان کرده است. این فیلم مهیج و جنایی، به کارگردانی دنیل اسپینوزا، با بازی بازیگرانی چون جوئل کینامان، وینسنت کاسل و جیسون کلارک، داستانی تاریک و پرتنش را در پسزمینهی وحشت استالینیستی روایت میکند.