خلاصه داستان: یک مرد مرموز و ساکت به نام رابرت مککال که وانمود میکند زندگی عادی و آرامی دارد، در واقع یک مأمور سابق سازمان اطلاعاتی است که مهارتهای مرگبار و بینظیری در زمینه مبارزه و تاکتیکهای نظامی دارد. او که در گذشته برای سازمانهای جاسوسی کار میکرده، اکنون تصمیم گرفته تا از آن زندگی خشن فاصله بگیرد و در آرامش زندگی کند. اما زمانی که با تری، دختر جوانی که توسط گروه خلافکاران روسی مورد آزار و اذیت قرار گرفته، مواجه میشود، وجدان او بیدار میشود و نمیتواند در برابر این بیعدالتی ساکت بماند. مککال با استفاده از مهارتهای منحصربهفرد خود، یک کمپین انتقامجویانه و بیامان را علیه شبکه خلافکاران روسی به رهبری تدی، یک گانگستر بیرحم، آغاز میکند. او با دقت و ظرافت، هر یک از اعضای این گروه خلافکار را از بین میبرد و نشان میدهد که برای محافظت از بیگناهان، به هر قیمتی حاضر است به گذشته تاریک خود بازگردد. این فیلم اکشن و انتقامجویانه به کارگردانی آنتوان فوکوآ و با بازی تحسینبرانگیز دنزل واشنگتن در نقش اصلی، داستانی پر از تعلیق و خشونت کنترلشده را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «ترک ۱۴۳» محصول سال ۲۰۱۵ به کارگردانی پل کاتانئو، روایتگر داستان واقعی و دردناک خانواده ای است که در جریان انفجار بمب در بازیهای المپیک ۱۹۹۶ آتلانتا، فرزندشان را از دست میدهند. این فیلم که با بازیگری درخشان اریک بانا در نقش جان و جولیا بلاک در نقش برندا، والدین این کودک، همراه است، به بررسی فرآیند غم و اندوه، خشم و تلاش برای ادامه زندگی پس از یک فاجعه بزرگ میپردازد. داستان بر پایه خاطرات واقعی جان و برندا و تجربیاتشان از این حادثه تروریستی و پیامدهای ویرانگر آن بر زندگی شخصی و خانوادگیشان بنا شده است. فیلم با نگاهی عمیق و انسانی، مراحل مختلف سوگواری، از انکار و خشم تا پذیرش و یافتن معنای جدیدی برای زندگی را به تصویر میکشد و مخاطب را با احساسات عمیق این خانواده همراه میکند.
خلاصه داستان: این انیمیشن خیرهکننده محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی خورخه گوتیرز، داستان منوئل را روایت میکند؛ جوانی خوشقلب که در روز مردگان ناچار میشود میان عشق به ماریا و انتظارات خانوادگی خود انتخاب کند. سه دوست دوران کودکی — منوئل، ماریا و خواکین — در شهری مکزیکی زندگی میکنند، اما سرنوشت آنها به دست دو خدای دنیای مردگان رقم میخورد: لا مورتِ مهربان و زیبا، و زیبای فریبنده اما خطرناک. وقتی شرطی میان این دو بسته میشود، منوئل باید سفری حماسی را به دنیای مردگان آغاز کند تا نه تنها عشق واقعی خود را ثابت کند، بلکه هویت و میراث خود را نیز کشف نماید. این انیمیشن با جلوههای بصری چشمنواز، موسیقیهای بهیادماندنی و طنز دلنشین، جشنی رنگارنگ از زندگی، عشق و یادبود است که مخاطبان را به سفری فراموشنشدنی در فرهنگ مکزیک دعوت میکند.
خلاصه داستان: این سریال ژاپنی محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی شینجی آراکی، داستان دو نوجوان به نامهای ناین و توولو را روایت میکند که با هویتهای جعلی در توکیو زندگی میکنند. این دو که قربانیان یک آزمایش مخفی دولتی بودهاند، با بمبگذاری و ارسال معماهای مرموز، پلیس را به چالش میکشند. یک کارآگاه بازنشسته به نام شیشیما برای تعقیب آنها استخدام میشود و در این میان، دختر دانشآموزی به نام لیزا نیز ناخواسته درگیر این ماجرا میشود. داستان حول محور انتقام، هویت و پیامدهای فاجعهبار دستکاریهای علمی میچرخد.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی پیتر بوگدانوویچ، داستان ایزابل، یک دختر جوان را روایت میکند که توسط کارگردان مشهور برادوی، آرنولد آلبرتسون، به سمت بازیگری سوق داده میشود. ایزابل که پیش از این به عنوان روسپی فعالیت میکرد، ناگهان خود را در مرکز توجه قرار گرفته و در یکی از نمایشهای آرنولد بازی میکند. اما زندگی شخصی و حرفهای او به سرعت در هم میآمیزد، زیرا همسر آرنولد، دلتا، و معشوقهاش، جوجو، نیز درگیر این نمایش میشوند و یک سری اتفاقات خندهدار و درهموبرهم را رقم میزنند. فیلم با بازی درخشان ایمیلی بلانت، اوون ویلسون، کاترین هان، و ویل فورته، یک کمدی شاد و پر انرژی است که به سبک کمدیهای کلاسیک هالیوودی ساخته شده است.
خلاصه داستان: فیلمی زندگینامهای به کارگردانی برتران بونلو که در سال ۲۰۱۴ ساخته شد و زندگی ایو سن لوران، طراح مد مشهور فرانسوی را به تصویر میکشد. گاسپار اولیل در نقش این طراح برجسته ظاهر شده و زندگی حرفهای و شخصی او را از دهه ۱۹۶۰ تا اوایل دهه ۱۹۸۰ روایت میکند. فیلم بر دوران اوج خلاقیت سن لوران تمرکز دارد و رابطه پیچیده او با شریک زندگی و تجاریاش، پیر برگه، را به تصویر میکشد. در این مسیر، مسائلی مانند اعتیاد، فشارهای صنعت مد، و جستجو برای هویت شخصی و هنری به نمایش درمیآید.
خلاصه داستان: فیلم «کریپ» محصول سال ۲۰۰۴ به کارگردانی کریستوفر اسمیت و با بازی فرانکا پوتنته در نقش کیت، زنی جوان که در متروی لندن گرفتار میشود، روایت میکند. کیت در واگنی تنها با مردی غریبه به نام کریگ (با بازی شان هریس) مواجه میشود که رفتارهای عجیب و مرموزی از خود نشان میدهد. وقتی قطار در تونلی تاریک متوقف میشود، کیت متوجه میشود که این مرد یک قاتل روانی است که قربانیانش را در مترو شکار میکند. داستان با تعقیب و گریزی نفسگیر در تونلهای مترو ادامه مییابد و کیت برای نجات جان خود باید با این موجود ترسناک مبارزه کند. این فیلم ترسناک با بهرهگیری از فضای بسته و تاریک مترو، حس اضطراب و وحشت را به خوبی به مخاطب منتقل میکند و یکی از آثار به یاد ماندنی ژانر ترسناک روانشناختی محسوب میشود.
خلاصه داستان: فیلم کالواری محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی جان مایکل مکدونا و با بازی برندن گلیسون، کریس اودوود و کلی مکدونالد است. داستان درباره کشیشی نیکوکار به نام پدر جیمز (گلیسون) است که در طول اعترافی در کلیسا، تهدید به قتل میشود. فرد ناشناس به او میگوید که در روز یکشنبه آینده او را به قتل خواهد رساند، نه به این دلیل که او کشیش بدی است، بلکه چون کشیش خوبی است. پدر جیمز هفت روز فرصت دارد تا با افرادی که در زندگیاش نقش داشتهاند روبرو شود و با مشکلات و بحرانهای جامعه مدرن و ایمان خود دست و پنجه نرم کند. این فیلم که در ایرلند فیلمبرداری شده، نگاهی عمیق و تاریک به مسائل مذهبی، اخلاقی و اجتماعی دارد و با بازی درخشان گلیسون، داستانی تأملبرانگیز را روایت میکند.
خلاصه داستان: یک سرباز جوان آمریکایی به نام ایمی کول (کریستن استوارت) برای انجام وظیفه در بازداشتگاه گوانتانامو داوطلب میشود و در آنجا با علی (پیتو نسیری)، زندانی ای که سالهاست در سلول انفرادی به سر میبرد، آشنا میشود. در ابتدا رابطه آنها پرتنش است، اما به تدریج با صحبتهایشان، دیوارهای بیاعتمادی بین آنها فرو میریزد و دوستی غیرمنتظرهای شکل میگیرد. این فیلم درام محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی پیتر ساتلر، روایتی انسانی و تأملبرانگیز از زندگی در یکی از بحثبرانگیزترین زندانهای جهان ارائه میدهد و مرزهای میان زندانبان و زندانی را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: یک کشاورز استرالیایی به نام جاشوا کانر (با بازی راسل کرو) در سال ۱۹۱۹، چهار سال پس از نبرد گالیپولی در جنگ جهانی اول، برای یافتن پیکر سه پسرش که در جنگ مفقود شدهاند، به ترکیه سفر میکند. او با کمک یک افسر ترک (یلماز اردوغان) و یک زن یونانی به نام آیشه (اولگا کوریلنکو) در استانبول و مناطق جنگی سابق، با وجود موانع سیاسی و فرهنگی، به جستجوی خود ادامه میدهد و در این مسیر با درد و رنج مشترک انسانها در جنگ آشنا میشود. این فیلم که در سال ۲۰۱۴ توسط راسل کرو کارگردانی شده، داستانی انسانی و احساسی را درباره امید، بخشش و پیوندهای فراتر از مرزها روایت میکند.