خلاصه داستان: سال نو مبارک، با آرزوی سالی سرشار از موفقیت و شادکامی برای شما. برای شروع سال جدید، خلاصه داستان و برچسبهای فیلم محبوب «عشق آجیلها» را برایتان آماده کردهام:
داستان فیلم «عشق آجیلها» در سال 2007 در شهر نیویورک آغاز میشود، جایی که باستر، یک سنجاب کوچک و بیپروا، به دلیل اشتباهی که مرتکب شده، از پارک محل زندگیاش طرد میشود. او برای جبران اشتباه خود و بازگشت به خانه، با یک تیم از حیوانات پارک همراه میشود تا یک بلوط عتیقه را از دست یک سنجاب دیگر به نام هنری پس بگیرند. در این مسیر پرماجرا، باستر با یک سنجاب دیگر به نام ایوی آشنا میشود و در حین ماجراجویی، دوستیهای جدیدی پیدا میکند و درسهای مهمی درباره مسئولیتپذیری و شجاعت میآموزد.
خلاصه داستان: فیلم «نیروی کشنده» (Force Majeure) داستان یک خانواده ثروتمند سوئدی را روایت میکند که برای تعطیلات به یک پیست اسکی در آلپ فرانسه سفر کردهاند. در یک روز آفتابی، در حالی که آنها در تراس رستوران مشغول صرف ناهار هستند، به دلیل رانش برف، بهمن عظیمی به سمت آنها میآید. در لحظه وحشت، پدر خانواده (توماس) به جای محافظت از همسر و فرزندانش، به تنهایی فرار میکند. خوشبختانه بهمن تنها یک رانش مصنوعی برای فیلمبرداری بوده و خطری آنها را تهدید نمیکند، اما این حادثه که تنها چند ثانیه طول کشید، بنیان خانواده را متزلزل میکند و توماس را در برابر اتهامات زن و فرزندانش قرار میدهد که چرا در لحظه خطر، آنها را رها کرده است. این اتفاق آغازگر یک بحران عمیق روانی و اخلاقی است که نقشهای سنتی مردانگی و حامیگری را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: سال ۲۰۱۴، در یک بازسازی مدرن از نمایشنامه معروف شکسپیر، فیلم «سیملین» روایتگر داستان پادشاهی بریتانیا است که با توطئهای شیطانی روبرو میشود. ایاکومو، با نفوذ در دربار و جلب اعتماد شاهزاده پستیوم، همسر جوانش ایملو را متهم به بیوفایی میکند. این ادعاها شاه سیملین را خشمگین کرده و منجر به تبعید پستیوم و آغاز جنگی خونین بین پادشاهیها میشود. در این میان، ایملو که از خانه رانده شده، با پوشش مردانه به جستجوی همسر گمشدهاش میپردازد و در نهایت، حقایق پنهان در یک محاکمه عمومی آشکار شده و عدالت برقرار میشود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «پسر با دختر آشنا میشود» (Boy Meets Girl) فیلمی کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی اریک شفل است که داستان زندگی «ریکی» (میشل هندرسون)، یک زن تراجنسیتی جوان و بلندپرواز را روایت میکند که در یک شهر کوچک در کنتاکی زندگی میکند. رویای او تبدیل شدن به یک طراح مد موفق در نیویورک است، اما زندگی در شهری کوچک و مواجهه با دیدگاههای سنتی، مسیر او را دشوار کرده است. داستان زمانی شکل جدیدی به خود میگیرد که «فرانکی» (الکساندرا تورپ)، نامزد سابق بهترین دوستش، به شهر بازمیگردد و یک دوستی عمیق و غیرمنتظره بین آنها شکل میگیرد. این رابطه جدید، تعاریف سنتی عشق، دوستی و هویت را به چالش میکشد و ریگی را در مسیر خودشناسی و پذیرش قرار میدهد. این فیلم با نگاهی لطیف و طناز به موضوع هویت جنسیتی و عشق، داستانی درباره شجاعت، پذیرش خود و پیدا کردن عشق در غیرمنتظرهترین مکانها را روایت میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «بولوار» (Boulevard) فیلمی درام و کمدی-درام محصول سال ۲۰۱۴ به کارگردانی دیتا پاتریک است. رابین ویلیامز در آخرین نقش سینمایی خود در این فیلم درخشان ظاهر شده است. داستان فیلم حول محور نولان مک (با بازی ویلیامز)، مردی میانسال و متأهل است که سالهاست در یک بانک کار میکند و زندگیای یکنواخت و سرکوبشده دارد. او و همسرش جوی (با بازی کتی بیکر) در ظاهر زندگی آرامی دارند، اما رابطهشان خالی از صمیمیت و عشق واقعی است. همه چیز زمانی تغییر میکند که نولان به طور اتفاقی با جوانی خیابانی به نام لئو (با بازی روبرتو آگیره-ساکاسا) ملاقات میکند. این آشنایی ناگهانی، نولان را با هویت جنسی و احساسات عمیقاً سرکوبشدهاش مواجه میسازد و او را به سمت مسیری جدید در زندگی سوق میدهد. نولان که ناگهان در آستانه بازنشستگی قرار گرفته، تصمیم میگیرد برای نخستین بار در زندگی خود، به دنبال حقیقت وجودیاش برود. این سفر درونی و بیرونی، زندگی او، همسرش و اطرافیانش را برای همیشه دگرگون میکند. فیلم با بازی ظریف و عمیق رابین ویلیامز، تصویری لطیف و تأملبرانگیز از خودشناسی، پذیرش و جستجوی آزادی در میانسالی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «سیاه یا سفید» (Black or White) فیلمی درام به کارگردانی مایک بایندر محصول سال ۲۰۱۴ است که با بازی کوین کاستنر در نقش الیوت اندرسون، مردی ثروتمند و مرفه که همسرش را در یک حادثه رانندگی از دست داده است. او که حالا باید به تنهایی از نوهٔ کوچکش النا (با بازی جیلیان استیندز) مراقبت کند، با خانوادهٔ پدری النا که یک خانوادهٔ آفریقایی-آمریکایی هستند، بر سر حق حضانت دخالت میکند. رجینا (با بازی اکتاویا اسپنسر)، مادربزرگ النا، برای گرفتن حضانت او به دادگاه شکایت میکند و این درگیری به یک مبارزهٔ قانونی و عاطفی تبدیل میشود که مسائل پیچیدهای مانند نژاد، طبقه اجتماعی و تعریف خانواده را در جامعهٔ امروز آمریکا به چالش میکشد.
خلاصه داستان: هری بوش، کارآگاه سختکوش اداره پلیس لسآنجلس، مردی است که عدالت را بالاتر از هر چیزی قرار میدهد. او که هنوز از مرگ مشکوک پسرش در سالهای گذشته رنج میبرد، درگیر پروندهای پیچیده میشود که زندگی شخصی و حرفهای او را به هم میریزد. این سریال که بر اساس رمانهای مایکل کانلی ساخته شده، با بازی تایتوس ولیور در نقش اصلی، تصویری تاریک و واقعگرایانه از زندگی یک کارآگاه را به تصویر میکشد. بوش در حالی که با شیاطین گذشته خود دست و پنجه نرم میکند، باید برای رسیدن به حقیقت، قوانین را نیز زیر پا بگذارد. این مجموعه با کارگردانی هنرمندانه و بازیهای تحسینبرانگیز، یکی از برترین سریالهای جنایی دهه اخیر به شمار میرود.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: ریگن تامسون (مایکل کیتون)، بازیگری که روزی در نقش سوپرمن سینما، مرد خفاش، محبوب بود، اکنون سالهاست که از اوج افتاده و تلاش میکند با کارگردانی و بازی در یک نمایش برادوی، حیثیت هنری خود را بازیابد. او درگیر مبارزه ای درونی با شهرت گذشتهاش است و همزمان باید با بازیگر بدقلق (ادوارد نورتون)، دختر در حال بهبودی از اعتیادش (اما استون) و منتقد تئاتر خشن (لیندزی دانکن) کنار بیاید. این فیلم به کارگردانی آلخاندرو گونسالس اینیاریتو و محصول سال ۲۰۱۴، با فیلمبرداری منحصر به فردی که کل فیلم را در یک پلان سکانس بلند نشان میدهد، داستانی شگفتانگیز از هویت، شهرت و جنون را روایت میکند.
خلاصه داستان: بیلی الیوت، فیلم درام موزیکال بریتانیایی محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی استفن دالدری، داستان پسر یازده سالهای به نام بیلی الیوت (با بازی جیمی بل) را روایت میکند که در شهر معدنی کوچکی در شمال شرق انگلستان در دوران اعتصاب بزرگ معدنچیان در دهه ۱۹۸۰ زندگی میکند. پدر و برادر بزرگتر بیلی، که هر دو معدنچی هستند، امیدوارند او به کلاس بوکس برود، اما بیلی به طور اتفاقی در کلاس باله شرکت میکند و به سرعت عاشق این هنر میشود. با وجود مخالفتهای شدید خانواده و فشارهای جامعه مردسالار، بیلی به کمک مربی دلسوز خود، خانم ویلکینسون (با بازی جولی والترز)، به دنبال رویای خود برای تبدیل شدن به یک رقصنده باله حرفهای میرود. این فیلم با بازیگری درخشان، موسیقی الهامبخش و روایتی احساسی، به موضوعاتی مانند شکستن کلیشههای جنسیتی، تعقیب رویاها علیرغم موانع اجتماعی و خانوادگی، و قدرت هنر در تغییر زندگی میپردازد.