خلاصه داستان: یک مرد جوان به نام سیدنی که در کلینیک لوکاس معتبر کار میکند، در دنیایی زندگی میکند که شیفتگی بیمارگونهای نسبت به سلبریتیها وجود دارد. او با تزریق ویروسهای گرفته شده از ستارگان مشهور به مشتریان پولدار، امرار معاش میکند و به آنها اجازه میدهد تا به نوعی با افراد مشهور ارتباط برقرار کنند. اما زمانی که ویروس مرگبار یک بازیگر محبوب به نام هانا گایست را به بدن خود تزریق میکند، زندگیاش به سرعت دچار فروپاشی میشود و او باید قبل از اینکه ویروس او را از پا درآورد، راز پشت این بیماری را کشف کند. این فیلم علمی تخیلی و ترسناک محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی براندون کراننبرگ و با بازیگری کالب لندری جونز است.
خلاصه داستان: تراویس و جک دو دوست صمیمی هستند که در لاس وگاس زندگی میکنند و به عنوان کارآگاه خصوصی فعالیت میکنند. زندگی آنها با ورود یک زن مرموز به نام رایلی که ادعا میکند تحت تعقیب است، دچار تحول میشود. تراویس که به شدت مجذوب رایلی شده، تصمیم میگیرد به او کمک کند و این موضوع باعث ایجاد تنش بین او و جک میشود. در همین حال، تراویس با کولی، دوست دختر سابقش که یک کارآگاه پلیس است، نیز در ارتباط است و این روابط پیچیده، شرایط را دشوارتر میکند. زمانی که رایلی ناپدید میشود و یک قتل اتفاق میافتد، تراویس و جک متوجه میشوند که درگیر یک توطئه خطرناک شدهاند و باید برای نجات جان خود و حل این معما، با هم متحد شوند. این فیلم درامی جنایی به کارگردانی رونی یو و با بازی شان بین، اسکات ایزاک و جیمی کینگ است که در سال ۲۰۱۵ ساخته شد و ماجراجویی پر از تعلیق و هیجان را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: «آلفاها» (Alphas) سریال علمی-تخیلی آمریکایی محصول سال ۲۰۱۱ به کارگردانی جک بندر و با بازی دیوید استراثرن، رایان کارتز، وارن کریستوفر، آزیتا گانبی و لورا منل است. این سریال داستان گروهی از انسانهای جهشیافته به نام «آلفاها» را روایت میکند که دارای تواناییهای فوقطبیعی مانند تقویت حواس، کنترل ذهن، قدرت فوقالعاده و مهارتهای فیزیکی پیشرفته هستند. دکتر لی روزن (دیوید استراثرن)، متخصص مغز و اعصاب، این گروه را رهبری میکند و آنها تحت نظر سازمان بهداشت و خدمات انسانی آمریکا (HHS) فعالیت میکنند. آلفاها در هر قسمت با تهدیدهای مختلفی از جمله آلفاهای شرور، سازمانهای مخفی و توطئههای خطرناک روبرو میشوند و باید ضمن کنترل تواناییهای خود، از جامعه بشری محافظت کنند. این سریال با ترکیب عناصر اکشن، درام و معمایی، به بررسی پیچیدگیهای زندگی افرادی میپردازد که با وجود قدرتهای فوقطبیعی، همچنان با چالشهای انسانی و اخلاقی دست و پنجه نرم میکنند.
خلاصه داستان: فیلم انیمیشنی موزیکال و پر از ماجرا که در سال ۲۰۱۲ توسط کارگردانی خلاق ساخته شد و در آن تیا کاررا به صداپیشگی پرنسس توریا و کیتی پری به صداپیشگی کیتا پرداخت. داستان حول محور پرنسس توریا و ستاره پاپ کیتا میچرخد که هر دو از زندگی یکنواخت خود خسته شدهاند. توریا که مسئولیتهای سنگین سلطنتی دارد، آرزوی آزادی و زندگی عادی را در سر میپروراند، در حالی که کیتا که در مرکز توجهات است، به دنبال آرامش و فرار از شهرت است. زمانی که این دو در یک کنسرت ملاقات میکنند، متوجه شباهت خارقالعاده خود میشوند و تصمیم میگیرند برای یک روز جای خود را عوض کنند تا زندگی یکدیگر را تجربه کنند. توریا با نام کیتا روی صحنه میرود و کیتا نیز با نام توریا وظایف سلطنتی را بر عهده میگیرد. اما این ماجراجویی ساده زمانی پیچیده میشود که یک وزیر حیلهگر به نام سیسل قصد دارد با استفاده از این موقعیت، تاج و تخت پادشاهی را به دست آورد. توریا و کیتا باید قبل از اینکه دیر شود، هویت واقعی خود را آشکار کرده و نقشههای شیطانی سیسل را خنثی کنند. این فیلم با ترکیب موسیقیهای جذاب، صحنههای رقص پرانرژی و پیامی درباره ارزش دوستی، صداقت و پذیرش خود، تجربهای لذتبخش برای تمام خانواده فراهم میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «آنا کارنینا» شاهکار جاودانه لئو تولستوی است که در سال ۲۰۱۲ توسط جو رایت و با بازی درخشان کیرا نایتلی در نقش آنا به تصویر کشیده شد. این فیلم روایتگر زندگی آنا، زنی اشرافی و زیبا در روسیه قرن نوزدهم است که در ازدواجی بیعشق با آلکسی کارنین، سیاستمدار مطرح، گرفتار شده است. زندگی او با ورود کنت ورونسکی، افسر جوان و جذاب، دگرگون میشود و آنا درگیر عشقی پرشور و ممنوعه میگردد که تمام بنیانهای زندگی اجتماعی و خانوادگیاش را به خطر میاندازد. این عشق نافرجام در نهایت او را به سوی سرنوشتی تراژیک سوق میدهد و در کنار آن، داستان عشق پاک لوین به کیتی نیز روایت میشود که تضادی عمیق با رابطه آنا و ورونسکی ایجاد میکند.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی سیاه محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی لزلی هدلند، داستان سه دوست صمیمی به نامهای ریگان، گنا و کیتی را روایت میکند که برای مراسم عروسی دوستشان بک به نیواورلئان سفر میکنند. ریگان که توسط کیرستن دانست به تصویر کشیده شده است، به عنوان ساقدوش ارشد انتخاب شده اما از این موضوع که بک اولین نفر از گروهشان است که ازدواج میکند، احساس ناراحتی میکند. شب قبل از عروسی، سه دوست در مهمانی بکائورت شرکت میکنند و پس از آن، در حالی که مست هستند، اتفاقی لباس عروسی را پاره میکنند. فیلم صبح بعدی را به تصویر میکشد که آنها در تلاش هستند تا قبل از رسیدن به کلیسا، لباس را تعمیر کنند و خرابکاریهای شب قبل را جبران نمایند. ایزلا فیشر و لیز کاپلان نیز در کنار جیمز مارسدن و ربل ویلسون در این کمدی خندهدار و گاه تلخ بازی میکنند که روابط دوستانه و رقابتهای پنهان میان زنان را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «بِی مای اسلیو» (Be My Slave) محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی دایسوکه یاماموتو، یک درام روانشناختی ژاپنی است که روابط قدرت و سلطه را در قالب یک داستان عاشقانه تاریک بررسی میکند. این فیلم که بر اساس مانگایی به همین نام ساخته شده، داستان مردی به نام تاکومی ایشیدا را روایت میکند که یک کارمند عادی است اما در زندگی خصوصی خود تمایلات سادومازوخیستی دارد. او با زنی به نام کیریکو آشنا میشود که به نظر میرسد تمایلات مشابهی دارد و مایل است تحت سلطه او قرار گیرد. این آشنایی به شکلگیری رابطهای پیچیده و غیرمعمول منجر میشود که در آن مرزهای عشق، تسلیم و کنترل به طور مداوم مورد آزمایش قرار میگیرد. فیلم با نگاهی عمیق به روانشناسی شخصیتها، مفاهیم سنتی عشق و روابط انسانی را به چالش میکشد و مخاطب را با پرسشهای اساسی درباره ماهیت قدرت و تمایل در روابط عاطفی مواجه میسازد.
خلاصه داستان: یک مرد جوان بیست و چند ساله به نام بن ویلر که در منهتن زندگی میکند، با یک روز صبح که در آستانه در خانهاش با یک نوزاد تنها روبرو میشود، زندگیاش برای همیشه تغییر میکند. این نوزاد دختر در واقع فرزند او از یک رابطه یکشبه با دوستدختر سابقش، آنجلا است که تصمیم گرفته کودک را به او بسپارد و برود. بن که به تازگی فارغالتحصیل شده و آماده شروع زندگی حرفهای و ماجراجوییهای جدید است، ناگهان با مسئولیت پدری مواجه میشود. او با کمک دو برادرش، دنی و تکر، و دوست صمیمیاش، ریلی، سعی میکند با این شرایط جدید کنار بیاید و پدر خوبی برای دخترش اما باشد. این سریال کمدی موقعیت، ماجراهای خندهدار و شیرین بن و دوستانش را در حین بزرگ کردن اما، از نوزادی تا کودکی، به تصویر میکشد و چالشها، شادیها و درسهای زندگی را در قالب داستانی طنز و خانوادگی روایت میکند.
خلاصه داستان: **خلاصه داستان:**
فیلم بارفی! (۲۰۱۲) به کارگردانی آنورانگ کاشیاپ، داستان زندگی مردی به نام مورفی جانجیار معروف به «بارفی» (رانبیر کاپور) را روایت میکند که ناشنوا و لال است اما با روحیهای شاد و نگاهی مثبت به زندگی، در شهر کوچک دارجلینگ در دهه ۱۹۷۰ زندگی میکند. بارفی عاشق شرمیلا (ایلانا دیکروز) میشود، اما مشکلات و موانعی باعث میشوند که رابطه آنها به سرانجام نرسد. در ادامه، دختری مبتلا به اوتیسم به نام جهیل (پریانکا چوپرا) وارد زندگی بارفی میشود و این دو رابطه عمیقی با یکدیگر برقرار میکنند. فیلم با ترکیبی از کمدی، درام و عشق، داستانی لطیف و احساسی را درباره پذیرش تفاوتها و قدرت عشق بیقید و شرط به تصویر میکشد. بازی درخشان رانبیر کاپور و پریانکا چوپرا، همراه با موسیقی ماندگار و تصویربرداری زیبا، این فیلم را به یکی از آثار ماندگار سینمای هند تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: نیکل، مردی خودشیفته و نویسندهای شکستخورده، پس از سالها غیبت ناگهان در زندگی پسرش جاناتان ظاهر میشود و او را وادار میکند تا با گذشتهای که از آن گریزان بوده، روبرو شود. جاناتان که او نیز آرزوی نویسنده شدن دارد، درگیر رابطهای پیچیده با پدرش میشود که بین عشق و نفرت، پذیرش و طرد در نوسان است. زمانی که نیکل بیخانمان میشود و به دنبال پناهگاهی میگردد، جاناتان با وجود تمام مشکلات، مسئولیت مراقبت از او را بر عهده میگیرد. این فیلم دراماتیک محصول سال ۲۰۱۲ به کارگردانی پل وایتز و با بازی رابرت دنیرو و پل دینو در نقش پدر و پسر، روایتی عمیق و احساسی از پیوندهای خانوادگی، آرزوهای بربادرفته و قدرت بخشش است.