خلاصه داستان: Bullhead (2011) یک درام جنایی بلژیکی به کارگردانی مایکل ر. روزنبرگ است که داستان یک دامدار جوان به نام جکی را روایت میکند که به دلیل تزریق هورمونهای دامی به خود، بدنی عضلانی و خشن پیدا کرده است. جکی در یک دنیای خشن و پر از خشونت زندگی میکند و تلاش میکند تا با گذشتهی خود و روابط پیچیدهی خانوادگیاش کنار بیاید. او درگیر یک جنایت میشود که زندگی او و اطرافیانش را برای همیشه تغییر میدهد. این فیلم به بررسی تأثیرات خشونت، تنهایی و انتقام در جامعهی روستایی میپردازد و با بازی درخشان یوهان هیلدنبرگ در نقش اصلی، توجه منتقدان را به خود جلب کرد. فیلم در جشنوارههای بینالمللی مختلفی مورد تحسین قرار گرفت و نامزد دریافت جایزهی اسکار بهترین فیلم خارجیزبان شد.
خلاصه داستان: وایلد سالومه، فیلمی مستند-درام از سال ۲۰۱۱ به کارگردانی آل پاچینو، به بررسی زندگی و آثار اسکار وایلد، نویسنده ایرلندی، میپردازد. این فیلم که ترکیبی از مستند، نمایش و بازسازی است، داستان زندگی پر فراز و نشیب وایلد را از شهرت ادبی تا محکومیت به زندان به دلیل همجنسگرایی روایت میکند و در عین حال تلاشهای پاچینو برای اقتباس نمایشی از نمایشنامه «سالومه» وایلد را نشان میدهد.
خلاصه داستان: در سال 2011، فیلم کمدی-درام "سیتر" داستان نوجوانی به نام جاناه هیل را روایت میکند که برای نگهداری از سه کودک شرور استخدام میشود. این کار ساده به سرعت به یک ماجراجویی پرآشوب و خندهدار تبدیل میشود، زیرا او تلاش میکند تا ضمن مراقبت از کودکان، مشکلات شخصی خود را نیز حل کند و در عین حال با یک باند مواد مخدر درگیر میشود. این فیلم با بازی جاناه هیل و با کارگردانی دیوید گوردون گرین، ترکیبی از کمدی بیپروا و لحظات احساسی را ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «مکانیک» (The Mechanic) در سال 1972 به کارگردانی مایکل وینر و با بازی چارلز برانسون در نقش آرتور بیشاپ، یک قاتل حرفهای و تکنیکی است که به «مکانیک» معروف است. او که از انزوا و تنهایی در کارش رنج میبرد، پس از قتل دوست و همکارش هری مککینن، به پسر جوان و پرخاشگر او، استیو (با بازی جیمز میسون)، پناه میبرد و آموزش او را بر عهده میگیرد. اما این رابطه استاد-شاگردی به سرعت به یک بازی خطرناک و انتقامجویانه تبدیل میشود، زیرا استیو به دنبال انتقام از قاتل پدرش است و بیشاپ را در میان توطئههای پیچیده و خیانتهای دنیای زیرزمینی جنایتکاران گرفتار میکند.
خلاصه داستان: فیلم «گلهای جنگ» به کارگردانی ژانگ ییمو، داستانی دراماتیک و تاریخی را در سال ۱۹۳۷ و در بحبوحه جنگ دوم چین و ژاپن روایت میکند. داستان با ورود یک آمریکایی به نام جان میلر به یک کلیسای کاتولیک در نانجینگ آغاز میشود که قصد دارد جسد کشیش کلیسا را دفن کند. با محاصره شهر توسط ارتش ژاپن، این مکان به پناهگاهی برای گروهی از دختران جوان دانشآموز و شش رقصنده حرفهای تبدیل میشود که به دنبال پناه هستند. در این فضای محدود و پرتنش، جان میلر با دیدن رنج و مظلومیت این زنان و دختران، کمکم از خودخواهی فاصله گرفته و برای محافظت از آنها در برابر سربازان ژاپنی، نقش یک قهرمان را بازی میکند. او در نهایت با به خطر انداختن جان خود، تلاش میکند تا آنها را از این مخمصه نجات دهد.
خلاصه داستان: The Darkest Hour یک فیلم علمی-تخیلی و آخرالزمانی محصول سال 2011 است که داستان گروهی از جوانان آمریکایی را روایت میکند که در سفری تفریحی به مسکو، با حمله ناگهانی بیگانگان به زمین مواجه میشوند. این بیگانگان که موجوداتی شفاف و انرژی محور هستند، با لمس مستقیم انسانها را از بین میبرند و باعث ویرانی گسترده شهر میشوند. گروهی از بازماندگان از جمله Sean (با بازی امیل هرش) و Ben (با بازی جوئل کیننمن) در یک سوپرمارکت پناه گرفته و باید برای زنده ماندن با تهدیدات بیگانگان و همچنین سایر انسانهای درمانده روبرو شوند. آنها در نهایت با دانشمندان روسی همکاری میکنند تا با استفاده از فناوری خود بیگانگان را شکست دهند و امیدی برای نجات بشریت ایجاد کنند.
خلاصه داستان: فیلم «هتل بهترین اگزوتیک ماریگولد» داستان گروهی از بازنشستگان بریتانیایی را روایت میکند که به دلایل مختلف از جمله مشکلات مالی، تنهایی و ناامیدی، تصمیم میگیرند دوران بازنشستگی خود را در هتلی ارزانقیمت در جیپور هند بگذرانند. این هتل که «بهترین اگزوتیک ماریگولد» نام دارد، در تبلیغاتش وعده لوکس و رفاه میدهد، اما در واقعیت بسیار فرسوده و نامناسب است. هر یک از این افراد با چالشها و غافلگیریهای فرهنگی و شخصی روبرو میشوند و در این میان، روابط جدیدی شکل میگیرد و در نهایت، هر کدام راهی برای یافتن شادی و معنای تازه در زندگی پیدا میکنند.
خلاصه داستان: فیلم «The Ages of Love» داستان سه نسل از مردان خانواده را روایت میکند که هر کدام در برههای از زندگی خود با چالشها و پیچیدگیهای عاشقانهای مواجه میشوند. در سال ۲۰۱۱، پدربزرگ خانواده، میکله، که در دهه هشتاد زندگی است، با دیدار دوباره عشق قدیمیاش، یک زن فرانسوی، زندگیاش دگرگون میشود. پسرش، جووانی، که یک روزنامهنگار است، درگیر رابطهای پیچیده با یک زن جوان و مرموز میشود. در همین حال، نوهاش، لورنزو، که یک دانشجوی بیقرار است، درگیر یک مثلث عاشقانه با دو دختر جوان میشود. این سه داستان به طور موازی پیش میروند و در نهایت به هم میرسند تا حقایقی را درباره عشق، پشیمانی و آشتی در میان نسلهای مختلف یک خانواده ایتالیایی فاش کنند.
خلاصه داستان: Texas Killing Fields در سال 2011 منتشر شد و داستان یک کارآگاه به نام مایک ساول (با بازی سام ورثینگتون) را روایت میکند که با همکاری کارآگاهی دیگر به نام برایان (با بازی جف رایت) در تگزاس به دنبال قاتلی زنجیرهای میگردند که زنان جوان را در منطقهای باتلاقی به قتل میرساند. آنها با کمک یک زن محلی به نام آن (با بازی کلی رایلی) تلاش میکنند تا این پرونده پیچیده را حل کنند و...