خلاصه داستان: دو خواهر رقصنده به نام کیت و مارین در یک آکادمی رقص نخبه در پاریس ثبتنام میکنند، جایی که رقابت برای کسب جایزهٔ معتبر «بازیل» به شدت بالا است. کیت، یک دختر آمریکایی سختکوش اما کمتجربه، با مارین، یک دختر فرانسوی مرموز و جذاب که از خانوادهای ثروتمند و بانفوذ است، هماتاق میشود. مارین که به تازگی داغدار شده، شخصیتی پیچیده و اغواگر دارد و به سرعت کیت را وارد دنیای رازآلود خود میکند. رابطهٔ آنها ترکیبی از دوستی، رقابت و جاذبهای عمیق است که مرزها را در هم میشکند. در حالی که آنها برای آمادهسازی یک رقص انفرادی که سرنوشت حرفهایشان را تعیین میکند، تلاش میکنند، رازهای تاریک، فداکاریهای غیرمنتظره و آزمونهای شدید روحی، مسیر آنها را به سوی نقطهای بیبازگشت هدایت میکند. این فیلم درام روانشناختی محصول سال ۲۰۲۱ به کارگردانی سارا ادلر و با بازی کریستین فرای-وندت و دیانا سیلبرز است.
خلاصه داستان: کمدین سرشناس آمریکایی، بیل بر، در این ویژه برنامه استندآپ کمدی که در سال ۲۰۱۰ ضبط شد، با طنز تند و صریح خود به موضوعات مختلفی از جمله روابط زناشویی، مشکلات زندگی مشترک، تفاوتهای جنسیتی و مسائل اجتماعی میپردازد. بر که به خاطر شوخیهای جسورانه و بدون تعارفش شهرت دارد، در این اجرا نیز از کنایههای تیز خود برای به چالش کشیدن هنجارهای اجتماعی و سیاسی استفاده میکند. او با مهارت کامل، داستانهای شخصی خود را با طنز درمیآمیزد و مخاطب را به خنده وادار میکند. این اجرا در تئاتر فیلادلفیا انجام شده و یکی از بهترین کارهای بیل بر محسوب میشود که تواناییهای او را در اجرای زنده به نمایش میگذارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: کرک، یک افسر امنیتی فرودگاه معمولی که اعتماد به نفس پایینی دارد، زندگی اش با ملاقات مولی، دختر جذاب و موفق که ظاهراً کامل است، دگرگون می شود. در حالی که کرک و دوستانش از این رابطه نامتعارف شوکه شده اند، آنها باید با چالش های خانوادگی، تفاوت های اجتماعی و تردیدهای شخصی کنار بیایند تا بفهمند آیا عشق واقعی می تواند بر همه موانع غلبه کند یا خیر. این فیلم کمدی رمانتیک محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی جیم فیلد اسمیت و با بازیگری جی باروشل و آلیس ایو، داستانی طنز و دلگرم کننده درباره پذیرش خود و ارزش واقعی عشق را روایت می کند.
خلاصه داستان: فیلم کمدی موزیکال «کلمات، کلمات، کلمات» محصول سال ۲۰۱۰ به نویسندگی و کارگردانی بو برنهام است که در آن او به تنهایی روی صحنه میرود و با اجرای استندآپ کمدی، شعرخوانی و آهنگهای طنز خود، مخاطبان را به دنیای شوخطبعانه و هوشمندانهاش میبرد. این نمایش که در تئاتر ملبورن استرالیا ضبط شده، برنهام را در اوج خلاقیتش به تصویر میکشد که با کلام تیز و سریع، بازی با کلمات و طنز موقعیت، موضوعاتی چون فرهنگ پاپ، رسانههای اجتماعی و زندگی روزمره را به تمسخر میگیرد. او که پیش از این با ویدیوهای ویروسیاش در یوتیوب به شهرت رسیده بود، در این اجرای زنده ثابت میکند که نه تنها یک کمدین بااستعداد، بلکه یک موسیقیدان و ترانهسرای خلاق است.
خلاصه داستان: این سریال کمدی-درام محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی سیلویو هورتا، داستان بتی سوارز (آمریکا فررا) را روایت میکند؛ دختری باهوش اما از نظر ظاهری ساده از کوئینز که به طور غیرمنتظرهای در مجله مد معتبر «مود» در منهتن استخدام میشود. بتی با وجود ظاهر متفاوت و عدم آشنایی با دنیای مد، به عنوان دستیار شخصی دانیل مید (اریک مابیوس)، سردبیر جدید مجله که فردی خوشتیپ اما بیتجربه است، مشغول به کار میشود. او در محیطی پر از افراد سطحی و مدپرست، با چالشهای زیادی روبرو میشود اما با صداقت، هوش و شخصیت منحصر به فردش به تدریج جای خود را باز کرده و نه تنها به دانیل در اداره مجله کمک میکند، بلکه زندگی همه اطرافیانش از جمله مدیر قدرتمند مجله، ویلمینا اسلیتر (واندی مالیک)، را تحت تأثیر قرار میدهد.
خلاصه داستان: یک مرد بریتانیایی در استرالیا پس از تصادف رانندگی و از دست دادن حافظه خود، متوجه میشود که افراد خطرناکی به دنبالش هستند. او برای کشف هویت واقعی خود و فرار از دست تعقیبکنندگانش، به کمک افسر پلیس محلی به نام هلن، در سراسر بیابانهای وسیع استرالیا سفر میکند. این مینیسریال مهیج که در سال ۲۰۲۲ توسط شبکه بیبیسی ساخته شده، با بازی جیمی دورنان و دانیل مکدونل، داستانی پر از تعلیق و رمز و راز را روایت میکند که در آن هیچ چیز آنطور که به نظر میرسد نیست و هر لحظه ممکن است حقیقتی جدید آشکار شود.
خلاصه داستان: در شهری که قهرمانانش یا مردهاند یا بازنشسته شدهاند، دو کارآگاه ناجور به نامهای آلن گمبل و تری هوآتز باید نقش پررنگتری در اداره پلیس نیویورک ایفا کنند. آلن، کارآگاهی محافظهکار و حسابدار که عاشق کاغذبازی است، و تری، کارآگاهی تیرانداز که به خاطر یک اشتباه مسخره از درجه خود تنزل کرده، به عنوان شریکهای ناجور با هم کار میکنند. وقتی این دو نفر به طور تصادفی درگیر یک پرونده بزرگ کلاهبرداری مالی میشوند که توسط یک سرمایهدار ثروتمند به نام دیوید ارشون طراحی شده، فرصتی برایشان ایجاد میشود تا ثابت کنند که آنها هم میتوانند قهرمان باشند. در این مسیر پرپیچوخم، آنها باید با ماموران FBI، قاتلان حرفهای و البته مشکلات شخصی خودشان روبرو شوند و در نهایت با همکاری هم، توطئهای بزرگ را خنثی کنند. این فیلم کمدی اکشن محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی آدام مککی و با بازی ویل فرل و مارک والبرگ است.
خلاصه داستان: فیلم اسکات پیلگریم در برابر جهان محصول سال ۲۰۱۰ به کارگردانی ادگار رایت، داستان اسکات پیلگریم (مایکل سرا)، جوان ۲۲ سالهای را روایت میکند که در تورنتو زندگی میکند و نوازنده گروه راک "Sex Bob-Omb" است. زندگی او زمانی دگرگون میشود که با رامونا فلاورز (مری الیزابت وینستد)، دختری مرموز و جذاب آشنا میشود و عاشق او میگردد. اما برای رسیدن به قلب رامونا، اسکات باید با هفت اگزو (دوستپسرهای سابق شیطانی او) مبارزه کند. این فیلم که بر اساس سری کتابهای کمیک اثر برایان لی اومالی ساخته شده، با ترکیب سبک بصری منحصر به فرد، طنز سریع و صحنههای اکشن ویدئویی، داستانی خندهدار و پرانرژی از عشق، رشد شخصی و پذیرش گذشته را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «جادوگر» محصول سال ۲۰۰۶ به کارگردانی نیل برگر، داستان ادوارد آبراهامز (با بازی ادوارد نورتون)، شعبدهبازی بااستعداد در وینِ اوایل قرن بیستم را روایت میکند. ادوارد که از طبقهی کارگر برخاسته، عشق دوران کودکی خود، سوفی فون تسکن (با بازی جسیکا بیل)، اشرافزادهی زیبا را دوباره ملاقات میکند. اما سوفی نامزد ولیعهد متکبر و خشن، شاهزاده لئوپولد (با بازی روفوس سوئل) است. ادوارد با استفاده از مهارتهای خارقالعادهی شعبدهبازی خود، نه تنها برای تحتتأثیر قرار دادن دربار، بلکه برای به چالش کشیدن قدرت شاهزاده و بازپسگیری عشق ازدسترفتهی خود وارد بازی خطرناکی میشود. در این میان، بازرس اوهل (با بازی پل جیاماتی)، مأمور میشود تا رازهای ادوارد را کشف کند و مرز میان واقعیت و توهم را بیش از پیش محو میکند.
خلاصه داستان: در سال ۲۰۱۰، پل گرینگراس کارگردان تحسینشده، با فیلم «منطقه سبز» به جنگ عراق میرود. در این فیلم اکشن-جنگی، مت دیمون در نقش ستوان یکم روی میلر، رهبر گروه بازرسی سلاحهای کشتار جمعی در بغداد پس از سقوط صدام حسین، ظاهر میشود. میلر که در مأموریتهای متعدد موفق به یافتن هیچ سلاحی نمیشود، شروع به شک کردن به اطلاعاتی میکند که جنگ را آغاز کرده است. او با همراهی دستیارش، سرباز ویکتور «فیدل» گارسیا (با بازی رامون رودریگز)، و با وجود هشدارهای مافوقش، سرهنگ بریویک (گرگ کینر)، به دنبال حقیقت میرود. در این مسیر، او با فردریک، مأمور سیا (برندان گلیسون)، که به او در پیگیری یک ژنرال عراقی اطلاعات میدهد، و همچنین با مارت براون، روزنامهنگاری که برای پوشش خبری به منطقه آمده، همکاری میکند. این فیلم با بهرهگیری از سبک مستندگونه و فیلمبرداری پرتحرک گرینگراس، داستانی پرتنش و پرتعلیق را روایت میکند که مرز میان قهرمان و خائن را در میان گردوغبار جنگ و سیاست کمرنگ میکند.