خلاصه داستان: در سال 1994، لوک شیفرد، یک فروشنده ماریجوانای نوجوان، در آستانه فارغالتحصیلی از دبیرستان قرار دارد. او برای درمان مشکلات روحی خود، با پزشک روانشناسی به نام دکتر سکلر درمان میشود و در عوض از او ماریجوانا میخرد. در طول تابستان گرم نیویورک، لوک با ستیسی، دختر جوان دکتر سکلر، آشنا میشود و روابطش با پدر و مادرش و پزشک روانشناسیاش پیچیدهتر میشود. این فیلم، داستان رشد و تغییر در یک دوران بحرانی زندگی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در "ساعتهای تابستان"، سه خواهر و برادر بزرگسال پس از مرگ مادرشان، مجبور به تصمیمگیری در مورد تکلیف مجموعهای از آثار هنری با ارزش و خاطرات خانوادگی میشوند. این تصمیمات آنها را به مواجهه با تغییرات نسلها، ارزشهای فرهنگی و شکستن بندهای گذشته میکشاند. فیلم به دقت به بررسی روابط خانوادگی، گذشته و حال، و تضاد بین سنت و مدرنیته میپردازد.
خلاصه داستان: یک گروه از دانشجویان دانشکده هنر در حال آمادهسازی یک فیلم کوتاه هستند. آنها تصمیم میگیرند تا در یک اتاق قدیمی و ترک شده فیلمبرداری کنند. اما به محض ورود به آنجا، اتفاقات عجیب و غیرقابل تفسیری رخ میدهد. آینههای اتاق نقش مهمی در این اتفاقات ایفا میکنند و به نظر میرسد که آنها چیزی را بازتاب میدهند که واقعاً وجود ندارد. دانشجویان به تدریج متوجه میشوند که آینهها در واقع درهایی به دنیای دیگری هستند و آنها باید راز این آینهها را کشف کنند تا بتوانند از این اتاق نجات یابند.
خلاصه داستان: در "Rough Cut"، یک فیلم سینمایی در ژانر ترسناک و هیجانانگیز، داستان حول محور یک فیلمساز جوان میچرخد که برای تکمیل فیلم آخر خود، به یک مکان دورافتاده و مرموز سفر میکند. در این مکان، او با یک خانواده مرموز مواجه میشود که گذشته تاریکی را پنهان میکنند. هر چه فیلمساز پیشرفت میکند، رازهایی آشکار میشود که او را در یک شبکه خطرناک و مرموز قرار میدهند. با گذشت زمان، واقعیتها به گونهای پیچیده میشوند که او مجبور میشود با ترس و شک خود مقابله کند تا بتواند از این ماجرا زنده بیرون بیاید.
خلاصه داستان: یک زن مرموز از طریق تلفن با شخصی تماس میگیرد و او را مجبور میکند تا در یک توطئه بزرگ و خطرناک مشارکت کند. این زن به نظر میرسد تمام جنبههای زندگی او را تحت کنترل دارد و او را به یک بازی مرگبار وادار میکند. با گذشت زمان، این فرد متوجه میشود که او در یک شبکه بزرگتر از جاسوسی و خیانت درگیر شده است و باید تصمیم بگیرد که آیا میخواهد در این بازی خطرناک ادامه دهد یا نه.
خلاصه داستان: بریجت کارسون، یک بانکدار موفق در وال استریت، به دلیل بحران اقتصادی از کار اخراج میشود. برای تأمین هزینههای زندگی، به همراه دو همکار قدیمی خود، نینا و جکی، در یک طرح جسورانه به سرقت بانکی میپردازد. آنها با استفاده از دانش و دسترسی به سیستمهای بانکی، طرحی پیچیده را برای سرقت پول ارزی از بانک طراحی میکنند. اما هر چه پیش میروند، مسائل پیچیدهتر میشود و آنها به درگیریهای غیرمنتظرهای میافتند که زندگی آنها را به خطر میاندازد.
خلاصه داستان: یک مامور سابق FBI در حال بررسی یک شبکه تروریستی در شرق میانه است. او به دنبال یکی از اعضای اصلی این شبکه میگردد که به نام "سلیمان" شناخته میشود. در طول کار، مامور به یک بازی خطرناک میافتد که در آن هیچ کس به او اعتماد نمیکند و او نیز نمیداند که آیا میتواند به کسانی که با او کار میکنند اعتماد کند یا خیر. در نهایت، او متوجه میشود که "سلیمان" نقشی بسیار مهمتر از آنچه تصور میکرد دارد و این امر باعث میشود تا او مجبور به انجام تصمیمی سخت و خطرناک شود.
خلاصه داستان: در حالی که یک مادر مجرد تلاش میکند تا زندگی خود و فرزندانش را از نو بسازد، با یک مهاجر غیرقانونی هندی آبی ملاقات میکند که او را به یک طرح خطرناک برای قاچاق مهاجران معرفی میکند. این دو زن، با وجود تفاوتهای فرهنگی و شرایط سخت زندگی، باید با هم کار کنند تا از این طرح سود ببرند و مشکلات مالی خود را حل کنند.
خلاصه داستان: کارمند بانکی خجالتی و منفعل به نام کارل آلن زندگیاش را به کلی تغییر میدهد وقتی که در یک سمینار شرکت میکند که او را تشویق میکند که برای هر چیزی بله بگوید. او کشف میکند که تأیید همه چیز - از درخواستهای عجیب گرفته تا فرصتهای شغلی - باعث تغییرات شگفتانگیزی در زندگی شخصی و حرفهایاش میشود، همراه با ماجراجوییهای طنزآمیز و عاشقانهای که او را به چالش میکشند.
خلاصه داستان: امیلیا، دختری جوان و سرکش، پس از مرگ مادرش توسط پدرش به مدرسهای سختگیر برای دختران فرستاده میشود. او که عادت به زندگی لوکس و آزاد در کالیفرنیا دارد، در این محیط سخت و محدود با مشکلات زیادی مواجه میشود. با وجود مخالفتهای اولیه، امیلیا تلاش میکند با کمک دوستان جدید خود، از جمله دختری خجالتی به نام مولی، شرایط را تغییر دهد و خود را به یک دختر خوب تبدیل کند تا بتواند به خانه بازگردد. در این مسیر، او با چالشهای مختلف روحی و عاطفی روبرو میشود و یاد میگیرد که چگونه با مسئولیتپذیری و تلاش، زندگیاش را بهتر کند.