خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «بادبادکباز» به کارگردانی مارک فورستر و محصول سال ۲۰۰۷، بر اساس رمان پرفروش خالد حسینی ساخته شده است. داستان زندگی امیر، پسر خانوادهای مرفه در کابل را روایت میکند که در کودکی با خدمتکار پدرش، علی و پسرش حسن که از قوم هزاره است، دوستی عمیقی دارد. امیر که در مسابقات بادبادکبازی مهارت دارد، پس از پیروزی در یک مسابقه بزرگ، شاهد حادثهای وحشتناک برای حسن میشود اما به دلیل ترس و بزدلی برای نجات او اقدامی نمیکند. این واقعه باعث جدایی آنها میشود و سالها بعد، پس از مهاجرت امیر به آمریکا و وقوع جنگ در افغانستان، او فرصتی برای جبران گذشته و نجات پسر حسن پیدا میکند. این فیلم با بازی خالد عبدالله در نقش امیر بزرگسال و همراه با بازیگرانی چون هومایون ارشادی، آتوسا لئونی و شاه محمد کاظمی، داستانی تکاندهنده از دوستی، خیانت، گناه و تلاش برای بخشش و رستگاری را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: شِرِک، غولی سبز و دوستداشتنی که به تازگی با پرنسس فیونا ازدواج کرده، با مرگ پادشاه هارولد ناگهان با مسئولیت سنگین پادشاهی روبرو میشود. او که علاقهای به این نقش ندارد، تنها راه چاره را پیدا کردن وارث واقعی تاج و تخت میداند: آرتی، پسر نوجوان و شرور شاهزاده که در مدرسهای دورافتاده درس میخواند. شِرِک به همراه دوستان وفادارش، الاغ و گربهی چکمهپوش، سفری پرماجرا را برای بازگرداندن آرتی آغاز میکند. در همین حال، شاهزادهی افسونگر که از به سلطنت رسیدن شِرِک خشمگین است، نقشهای شیطانی میکشد و با کمک گروهی از شروران افسانهای، پادشاهی «دور دور» را به تصرف خود درمیآورد. حالا فیونا و گروهی از پرنسسهای جنگجو باید تا بازگشت شِرِک از پادشاهی دفاع کنند. این انیمیشن کمدی و ماجراجویانه محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی کریس میلر و رامان هوی، با صداپیشگی مایک مایرز، ادی مورفی، کمرون دیاز و آنتونیو باندراس، داستانی طنز و پرماجرا را درباره پذیرفتن مسئولیت، دوستی و پیدا کردن جایگاه واقعی خود در زندگی روایت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم تلویزیونی محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی ایو سیمونو، بر اساس کتاب پرفروش دی براون ساخته شده و روایتگر یکی از تاریکترین و دردناکترین فصول تاریخ آمریکا، یعنی نبرد نهایی ارتش ایالات متحده با سرخپوستان بومی در اواخر قرن نوزدهم است. داستان از سه منظر مختلف روایت میشود: چارلز ایستمن، پزشک سرخپوستی که در دنیای سفیدپوستان تحصیل کرده و تلاش میکند میان دو فرهنگ پل بزند؛ سنجمان، رهبر قبیله لاکوتا که در برابر سیاستهای دولت برای اسکان مجدد سرخپوستان مقاومت میکند؛ و هنری داو، سناتوری که با حسن نیت اما اغلب با نتایج فاجعهبار، سیاستهای دولت را در قبال سرخپوستان اجرا میکند. این فیلم با تمرکز بر رویدادهای منجر به قتلعام ووندد نی در سال ۱۸۹۰، نگاهی عمیق و انسانی به هزینههای انسانی پیشرفت و توسعه در آمریکا دارد و مبارزه یک ملت برای حفظ هویت، فرهنگ و سرزمین خود را به تصویر میکشد. بازیگرانی چون آیدان کوئین، آدام بیچ و آگوست شلنبرگ در نقشهای اصلی ظاهر شدهاند.
خلاصه داستان: یک مهندس ثروتمند به نام تدی کرافورد (آنتونی هاپکینز) که همسرش را در حال خیانت با یک افسر پلیس به نام راب نونالی (دیوید استراترن) میبیند، نقشهی قتل او را میکشد. پس از کشتن همسرش، تدی به دقت خود را برای مواجهه با پلیس آماده میکند. وکیل جوان و بااستعدادی به نام ویلی بیمور (رایان گاسلینگ) که در آستانهی انتقال به یک شرکت حقوقی بزرگ است، پرونده را به دست میگیرد و مطمئن است که میتواند به راحتی تدی را محکوم کند. اما در طول محاکمه، تدی که بسیار باهوش و زیرک است، بازی ذهنی پیچیدهای را با ویلی آغاز میکند و به نظر میرسد از همان ابتدا همه چیز را تحت کنترل دارد. این فیلم مهیج روانشناختی محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی گرگور جوردن است.
خلاصه داستان: یک گروه از جوانان پاریسی پس از یک سرقت خونین، تصمیم میگیرند به یک مسافرخانه دورافتاده در حومه شهر پناه ببرند تا از دست پلیس در امان بمانند. اما به زودی متوجه میشوند که این مکان امن نیست و در دامی مرگبار افتادهاند. آنچه که آنها نمیدانند این است که صاحب مسافرخانه و خانوادهی نئونازی او، قصد دارند از آنها برای انجام یک آیین شیطانی و وحشیانه استفاده کنند. این فیلم ترسناک و خشن محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی ژاویر ژان با بازی کارینا تستا و اورلیان وایگ، یکی از آثار برجستهی موج نو سینمای وحشت فرانسه به شمار میرود که با ترکیب ژانر اسلشر و فیلمهای اکسپلویتیشن، تماشاگر را در یک کابوس تمامعیار غرق میکند.
خلاصه داستان: دو دوست به نامهای سث و نیک که در یک فروشگاه لوازم ورزشی کار میکنند، زندگی عادی و یکنواختی دارند. آنها که از شغل خود خسته شدهاند، تصمیم میگیرند با شرکت در مسابقات اسکیتبوردینگ زیرزمینی و خطرناک، زندگی خود را تغییر دهند و به دنبال شهرت و پول بروند. اما ورود به این دنیای خشن و رقابتی، آنها را با چالشهای غیرمنتظرهای روبرو میکند که مسیر زندگیشان را برای همیشه تغییر خواهد داد. این فیلم کمدی-درام محصول سال ۲۰۰۳ به کارگردانی کیسی لا اسکات و با بازی بازیگرانی چون مایک وایلی، جوئل مور، جنیفر موریسون و وینس ویلهوسکی است که داستانی الهامبخش از تلاش برای رسیدن به رویاها را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام یلا پس از جدایی از شوهرش، برای شروع زندگی جدید به بروکسل میرود. او در آنجا با مردی مرموز به نام فیلیپ آشنا میشود که به نظر میرسد فرصتی شغلی عالی به او پیشنهاد میدهد. اما به تدریج یلا متوجه میشود که فیلیپ در حال فریب اوست و قصد دارد از او برای اهداف شوم خود استفاده کند. در این میان، یلا با پدیدههای عجیب و غیرقابل توضیحی روبرو میشود که مرز بین واقعیت و توهم را برای او محو میکند و او را در موقعیتی ترسناک و مبهم قرار میدهد. این فیلم که در سال ۲۰۰۷ توسط کریستین پتزولد ساخته شده و با بازی نینا هوس در نقش اصلی، ترکیبی از درام روانشناختی و عناصر فراطبیعی است که بیننده را تا پایان در تعلیق نگه میدارد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فیلم کاتین (۲۰۰۷) به کارگردانی آندری وایدا، روایتگر فاجعه تاریخی کشتار افسران لهستانی توسط نیروهای شوروی در جنگل کاتین است. این فیلم که با بازیگری هنرمندانه آرکادیوسز باک، ماوگوژاتا بوچکوفسکا و آندژی چیرا، داستان را از دو منظر روایت میکند: خانوادههایی که در انتظار بازگشت عزیزانشان به سر میبرند و وقایع هولناکی که در اردوگاههای اسرای جنگی رخ میدهد. وایدا با بهرهگیری از خاطرات ژنرال آندژی، حقایق تلخ این جنایت جنگی را آشکار میسازد و تصویری تکاندهنده از مقاومت، فداکاری و درد ملتی را به تصویر میکشد که سالها دروغهای تاریخ را تحمل کردهاند. این اثر سینمایی، یادبودی قدرتمند برای قربانیان این فاجعه و شاهدی بر اهمیت حقیقت و عدالت تاریخی است.
خلاصه داستان: کارگردان جان کاسدان در سال ۲۰۰۷ فیلم «سرزمین زنان» را با بازی آدام برودی، مگ رایان، کریستین استوارت و السی فیشر ساخت. کارتر وب، نویسندهی فیلمنامههای عاشقانهی سطحی، پس از جدایی از نامزدش سوفیا، دچار بحران روحی میشود. او برای فاصله گرفتن از مشکلات، به خانهی مادربزرگش در حومهی شهر میرود تا از او پرستاری کند. در آنجا با سارا هاردویک، همسایهی جذاب و مادر دو دختر نوجوان به نامهای لوسی و پِیج آشنا میشود. کارتر که در ابتدا به دنبال آرامش است، به تدریج در زندگی این خانوادهی زنمحور نقش پیدا میکند و با مشکلات و رازهای آنها، از جمله بیماری سارا و بحرانهای نوجوانی دخترانش، درگیر میشود. این آشنایی مسیر زندگی تکتک آنها را تغییر میدهد و به کارتر کمک میکند تا معنای واقعی عشق و مسئولیت را درک کند.
خلاصه داستان: میشل، یک تهیهکننده موفق تلویزیونی در لسآنجلس، در آستانه ۴۰ سالگی با چالشهای جدیدی روبرو میشود. او که مادر مجردی است و دختر نوجوانش، ایزی، را به تنهایی بزرگ کرده، اکنون درگیر رابطهای عاشقانه با آدام، بازیگری جوان و جذاب میشود که در یکی از سریالهایش نقشآفرینی میکند. این عشق با وجود اختلاف سنی قابل توجه، میشل را در موقعیتی دشوار قرار میدهد، زیرا باید بین احساساتش و فشارهای اجتماعی و شغلی تعادل برقرار کند. در همین حال، ایزی نیز با بحرانهای دوران نوجوانی خود دست و پنجه نرم میکند و رابطه مادر و دختری آنها به آزمونی جدید کشیده میشود. این فیلم کمدی-رمانتیک محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی ایمی هکرلینگ و با بازیهای درخشان میشل فایفر، پل راد، سائورز پلانکتون و تریسی اولمن، طنز ظریفی از عشق، سن و مادر بودن را به تصویر میکشد.