خلاصه داستان: داستان این فیلم درام جنایی محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی جان آویلدسن و با بازی آل پاچینو، در مورد دکتر جک گرام، روانپزشک جنایی موفق و استاد دانشگاه است که به عنوان شاهد کلیدی در محکوم کردن یک قاتل سریالی به نام جان فاستر نقش داشته است. در آستانه اعدام فاستر، گرام تماس تلفنی مرموزی دریافت میکند که به او اطلاع میدهد تنها ۸۸ دقیقه دیگر زنده خواهد بود. او که ابتدا آن را یک شوخی میپندارد، به زودی متوجه میشود که تهدید جدی است و باید در این زمان محدود، هویت تهدیدکننده را کشف کند. گرام در حالی که با کمک دستیارش کیم کامینگز و دوستش فرانک پارکز تلاش میکند معما را حل کند، متوجه میشود که قاتل دیگری با الگوهای مشابه فاستر در حال کشتن افراد مرتبط با پرونده است. او باید گذشته خود را مرور کند و رازهای تاریکی را که میتواند به حل این معما کمک کند، فاش سازد. این فیلم با تعلیق بالا و ضربآهنگ سریع، تماشاگر را تا دقیقه آخر درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: این انیمه درخشان محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی ماکوتو شینکای، داستان زندگی تاکاکی تونو را روایت میکند که در کودکی با دختری به نام آکاری شینوهارا دوست صمیمی بوده است. پس از اینکه خانواده آکاری به دلیل شغل پدرش به شهر دیگری نقل مکان میکند، تاکاکی تصمیم میگیرد با قطار به دیدار او برود. این سفر طولانی و پرخطر در فصل زمستان، لحظات زیبا و بهیادماندنیای را برای آنها رقم میزند. اما با گذر زمان و دوری، ارتباط آنها کمرنگ میشود و هرکدام در زندگی خود غرق میگردند. انیمه در سه بخش مختلف، روند رشد و تغییرات زندگی تاکاکی را از نوجوانی تا بزرگسالی به تصویر میکشد و به زیبایی مفاهیم عشق، جدایی، گذر زمان و فاصله را بررسی میکند. انیمیشن خیرهکننده و موسیقی متن فوقالعاده آن، به همراه روایتی عمیق و احساسی، این اثر را به یکی از ماندگارترین آثار انیمه در ژانر درام عاشقانه تبدیل کرده است.
خلاصه داستان: یک دانشجوی جوان به نام اوتیلیا در رومانی کمونیستی دهه ۱۹۸۰، برای کمک به دوست باردارش گابیتا، تصمیم میگیرد با تمام خطرات، سفر پرمخاطرهای را برای سقط جنین غیرقانونی ترتیب دهد. آنها در اتاق یک هتل با مرد مرموزی به نام آقای بِبِه ملاقات میکنند که قرار است این عمل را انجام دهد، اما او در ازای این کار، علاوه بر پول، خواستار چیزی فراتر میشود و اوتیلیا را در موقعیتی دشوار و دردناک قرار میدهد. کارگردان کریستین مونجیو در این فیلم برنده نخل طلا، با نگاهی بیرحم و واقعگرایانه، تنهایی، شجاعت و فداکاری یک زن را در برابر سیستم سرکوبگر و قوانین غیرانسانی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم مستند-داستانی «وینیپگ من» (۲۰۰۷) به کارگردانی گای مدین، یک سفر سورئال و شخصی به قلب شهر زادگاه کارگردان است. مدین با ترکیب تصاویر آرشیوی، بازسازیهای رویایی و روایت شاعرانه خود، وینیپگ را شهری اسرارآمیز و پر از خاطرات جمعی و شخصی به تصویر میکشد. او با صدایی آرام و تأملبرانگیز، بین واقعیت و خیال در حرکت است و داستانهایی از تاریخ شهر، اسطورههای محلی و تجربیات کودکی خود را بازگو میکند. این فیلم که با بازی آن ساویج همراه است، بیش از آنکه یک مستند جغرافیایی باشد، یک کاوش عاطفی و روانشناختی در مفهوم «خانه» و هویت است. مدین با نگاهی نوستالژیک و گاه طنزآمیز، شهری را میسازد که در آن مرزهای واقعیت و رویا محو شدهاند و بیننده را به تأملی عمیق درباره خاطره و مکان فرامیخواند.
خلاصه داستان: یک نویسنده مشتاق به نام مایک انسلین که به خاطر کتابهایش در مورد اماکن ماوراءطبیعی شهرت دارد، در حال حاضر با بحران اعتقادی و شخصی عمیقی دست و پنجه نرم میکند. او که دیگر به هیچچیز اعتقاد ندارد، تصمیم میگیرد یک شب را در اتاق ۱۴۰۸ هتل دولفین، که به خاطر مرگهای مرموز و خودکشیهای متعدد به شهرت شومی رسیده است، بگذراند. مدیر هتل که از قصد او مطلع میشود، با تمام توان سعی میکند او را از این کار منصرف کند و هشدار میدهد که هیچکس نتوانسته بیش از یک ساعت در آن اتاق دوام بیاورد. اما مایک که مصمم است، وارد اتاق میشود و به زودی متوجه میشود که این اتاق تنها یک افسانه نیست، بلکه یک موجودیت شیطانی است که با استفاده از ترسها و گناهان گذشته او، به شکنجه روانیاش میپردازد و او را در یک مارپیچ هولناک از توهمات و کابوسهای غیرقابل تحمل گرفتار میکند. این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی میکائیل هافاستروم و با بازی جان کوزاک و ساموئل ال. جکسون است.
خلاصه داستان: در شهر دورافتاده بارو، آلاسکا، هر سال یک ماه کامل تاریکی مطلق بر منطقه حکمفرماست و ساکنان شهر را در انزوای کامل قرار میدهد. اما این بار، این تاریکی مرگبارترین تهدید ممکن را به همراه آورده است: گروهی از خونآشامهای وحشی که از این فرصت برای شکار بیوقفه انسانها استفاده میکنند. ابل، کلانتر شهر، و همسرش استلا باید در حالی که خونآشامها به رهبری مارلو شهر را به آشوب کشیدهاند، جان بازماندگان را نجات دهند. آنها در این ۳۰ روز تاریکی، برای بقا در برابر موجوداتی که هیچ رحمی ندارند، باید هر آنچه در توان دارند به کار گیرند. این فیلم ترسناک محصول سال ۲۰۰۷ به کارگردانی دیوید اسلید و با بازی جاش هارتنت، ملیسا جورج و دنی هوستون است.
خلاصه داستان: یک جوان سرخورده به نام الیزابت (نورا جونز) پس از یک شکست عاطفی، سفری جادهای را در سراسر آمریکا آغاز میکند تا خود را پیدا کند. او در این سفر با افراد مختلفی آشنا میشود: جرمی (جود لا)، صاحب کافهای در نیویورک که عاشق بلوبری پای است؛ آرلین (ریچل وایس)، زنی الکلی و تنها در ممفیس؛ و لسلی (ناتالی پورتمن)، قماربازی حرفهای در نوادا. این ملاقاتها به او کمک میکنند تا با دردهای گذشته خود روبرو شده و معنای عشق و اعتماد را دوباره کشف کند. این فیلم به کارگردانی وونگ کار وای و با بازی ستارگانی چون نورا جونز، جود لا، ریچل وایس، ناتالی پورتمن و دیوید استراترن، داستانی شاعرانه و بصری درباره التیام زخمهای روحی و سفر به درون خود است.
خلاصه داستان: یک پزشک جوان به نام نیکولو که در بیمارستان کار میکند، درگیر رابطهای پیچیده با یک زن مرموز و اغواگر میشود که زندگی حرفهای و شخصی او را به خطر میاندازد. در همین حال، یک معلم دبیرستان به نام فیلیپو که به تازگی طلاق گرفته، سعی میکند با شرکت در کلاسهای آشپزی، زندگی جدیدی برای خود بسازد و با یک زن جذاب آشنا میشود. این فیلم که در سال ۲۰۰۷ توسط جووانی وروتسی کارگردانی شده و بازیگرانی چون کارلو وردونه، سیلویو اورلاندو و سارا فلیپلی در آن ایفای نقش کردهاند، به بررسی جنبههای مختلف عشق و روابط انسانی در قالب چند داستان به هم پیوسته میپردازد که هر کدام نمایانگر مرحلهای متفاوت از تجربه عاشقانه هستند.
خلاصه داستان: این فیلم ایرانی محصول سال ۱۳۸۵ به کارگردانی مانی حقیقی و نویسندگی مشترک مانی حقیقی و اصغر فرهادی است. در خلاصه داستان، پیمان (با بازی نوید محمدزاده)، مردی جوان و عاشق پیشه، برای اثبات عشق خود به معشوقهاش، نگار (با بازی گلشیفته فراهانی)، در یک مسابقه تلویزیونی محبوب به نام «۱۰ به علاوه ۴» شرکت میکند. این مسابقه که توسط مجری کاریزماتیکی به نام منوچهر (با بازی شهاب حسینی) اجرا میشود، وعده جایزه یک میلیون یورویی را میدهد. اما پیمان خیلی زود متوجه میشود که این برنامه تنها یک مسابقه ساده نیست و پشت پرده آن، بازیهای پیچیده روانی، فریب و رسواییهای اخلاقی قرار دارد که او را در موقعیتی دشوار و خطرناک قرار میدهد. فیلم با نگاهی انتقادی به رسانه و جامعه، فضایی پرتنش و دلهرهآور را خلق میکند و مخاطب را تا دقیقه آخر درگیر خود نگه میدارد.
خلاصه داستان: یک مرد میانسال پس از جدایی از همسرش، در آستانه پنجاه سالگی با بحران هویت و تنهایی مواجه میشود. او که درگیر روزمرگی شده، ناگهان با زنی جوان و جذاب آشنا میشود که زندگی یکنواخت او را زیر و رو میکند. این آشنایی تازه، او را به بازنگری در ارزشها و انتخابهای گذشته وامیدارد و سوالات بزرگتری درباره عشق، وفاداری و معنای زندگی در میانسالی برایش ایجاد میکند. کارگردان جووانی وروتسی در این فیلم کمدی-درام، با بازیگری تحسینبرانگیز کارلو وردونه و بازیگرانی چون مارگارت ماد و والریا سولارینو، تصویری طنزآمیز و در عین حال عمیق از عشق در دوران میانسالی ارائه میدهد.