خلاصه داستان: بتی پیج یک مدل آمریکایی معروف در دهه ۱۹۵۰ میلادی بود که با تصاویر بیبند و بار خود در مجلات و فیلمهای بزرگسالان به شهرت رسید. او با سبک منحصربهفرد خود و حضور در عکاسیهای پوشیده و برهنه، به نمادی از آزادی جنسی در آن زمان تبدیل شد. با این حال، زندگی شخصی او پر از چالشها و مشکلات بود و در نهایت از دنیای مد و هنر کنارهگیری کرد.
خلاصه داستان: یک زن جوان به نام مایوکو در یک جشن عجیب و غریب به نام "جشن عجیب" شرکت میکند. در این جشن، او با یک مرد مرموز آشنا میشود که او را به یک سفر پر از راز و اسرار دعوت میکند. مایوکو که کنجکاو است، قبول میکند و شروع به کشف اسرار این جشن و مرد مرموز میکند. در طول این سفر، او با چالشهای مختلفی روبرو میشود که باعث میشود تا شخصیت و اعتقادات خود را زیر سوال ببرد. در نهایت، مایوکو با کمک مرد مرموز، موفق میشود تا رازهای عمیق این جشن و خود را کشف کند و به یک تغییر اساسی در زندگی خود دست یابد.
خلاصه داستان: داستان فیلم «باید سگ دوست داشته باشید» در اثر گری دیویس در سال ۲۰۰۵، درباره زندگی ساره ناوک (دیان کیتون)، یک معلم دبیرستان مجرد و سارا (دیان لین)، خواهر مجرد او میگوید. پس از طلاق، ساره به دنبال عشق و رابطه جدید در وبسایتهای آشنایی آنلاین است. او با جیک (جان کاساک)، مرد جذابی که همچنین سگ دوست دارد، آشنا میشود. اما آیا این رابطه میتواند به عشق واقعی تبدیل شود یا خطرات آشنایی آنلاین بیش از انتظار خواهد بود؟
خلاصه داستان: در سال 2027، در یک دیکتاتوری تیرورگر در بریتانیا، یک مرد مقنع به نام V با انقلابی علیه حکومت ظالم و سرکوبگر میجنگد. وی با کمک یک دختر جوان به نام Evey، قصد دارد حکومت را سرنگون کند و آزادی را برای مردم برقرار کند. در طول این مسیر، V با خشونت و خشونتآمیز مواجه میشود و باید تصمیم بگیرد که آیا هدف نهایی انقلاب ارزش قربانی کردن زندگیهای بیگناه را دارد یا خیر.
خلاصه داستان: یک گروه از دوستان در یک خانه قدیمی برای اجاره زندگی میکنند. زندگی آنها با مشکلات مالی، رابطههای پیچیده و تنشهای روزمره همراه است. در این بین، یک اتفاق مرموز در خانه رخ میدهد که زندگی آنها را به هم میریزد و آنها را وادار میکند به گذشتههای خود نگاه کنند و با رازهایی که پنهان کردهاند مواجه شوند. این فیلم در سال ۲۰۱۵ ساخته شده و به دنبال روابط انسانی و تأثیر گذشته بر حال است.
خلاصه داستان: فيلم "أنا وأنت وكل من نعرفهم" يستكشف حياة مجموعة من الشخصيات المترابطة في ضواحي كاليفورنيا، حيث يتنقلون بين تعقيدات الحب والعلاقات الإنسانية في عالم يزداد انعزالاً. تدور الأحداث حول كريستين، فنانة أداء تبحث عن معنى الحياة، وريتشارد، بائع أحذية مطلق حديثاً يحاول التأقلم مع حياته الجديدة كأب أعزب. تتشابك قصصهم مع قصص شخصيات أخرى، بما في ذلك مراهقين يستكشفون الجنس والعلاقات، وطفل صغير يتواصل مع غرباء عبر الإنترنت، وزوجين مسنين يواجهان نهاية حياتهما معًا. يقدم الفيلم نظرة شعرية وغير تقليدية عن الحياة المعاصرة، ممزوجة بالفكاهة السوداء واللحظات العاطفية العميقة.
خلاصه داستان: در داستان "کجروی درخشان"، یک فیلم سینمایی هنری از کارگردان تسای مینلینگ، شخصیت اصلی به نام شی-چنگ در حال بازی در فیلمهای پورنو است و در یک روز با دوست دختر بچگیش ملاقات میکند. این دیدار در شهری اتفاق میافتد که با کمبود آب شدیدی روبهروست و مردم به جای آب، آیسکریم خیار میخورند. رابطه آنها به یک رابطه جنسی تبدیل میشود که با تصاویری شاعرانه و خشونتآمیز همراه است. فیلم با زیبایی بصری و موسیقی متنوع، موضوعاتی مانند تنهایی، تمایل جنسی و انسانیت را در جامعه مدرن و مصنوعی بررسی میکند.
خلاصه داستان: در سال 2005، در فیلم «الیزابتتاون»، یک مهندس طراحی کفش به نام درو بیله (بازیگر: اورلندو بلوم) پس از اینکه طرح جدیدش باعث خسارت ۹۷۲ میلیون دلاری به شرکتش شد، از کار اخراج میشود. در حالی که در حال خودکشی است، تلفنی از مرگ پدرش در شهر کوچکی در کنتاکی خبردار میشود. او مجبور میشود به آن شهر برود تا مراسم ختم پدرش را برگزار کند. در هواییپیما، با کلای (کرن وایت)، یک خلبان خوشصحبت و سرحال آشنا میشود که او را به سفری عاطفی و روحیای میبرد که زندگیاش را تغییر میدهد.
خلاصه داستان: در سال 1968، پس از اعتراضات دانشجویی در پاریس، فرانسوا، یک شاعر جوان، با لیلا، یک رقاص، رابطه عاشقانهای برقرار میکند. آنها در یک آپارتمان کوچک با دوستان ضد فرهنگی خود زندگی میکنند و درگیر فعالیتهای سیاسی و فرهنگی میشوند. با گذشت زمان، تضادهای ایدئولوژیک و شخصی بین آنها و دوستانشان آشکار میشود و روابط آنها به چالش کشیده میشود.
خلاصه داستان: روزگاری در کولاکهای کولومبی، روزاریو تیخرس زنی جوان و زیبا بود که با سوء استفاده و خشونت روبرو شد و تصمیم گرفت با تبدیل شدن به یک قاتل حرفهای از ستمگران انتقام بگیرد. او با کمک دو دوست ثروتمند خود، خوان و اسکار، وارد دنیای خطرناک جنایت میشود و با هر قتل، آزادی و عدالت خود را به دست میآورد. اما عشق و خیانت و مرگ در انتظار اوست و روزاریو باید تصمیم بگیرد که آیا آزادی با قیمت زندگی ارزشش را دارد.