خلاصه داستان: فیلم اشکهای خورشید (۲۰۰۴) به کارگردانی آنتوان فوکوا با بازی بروس ویلیس در نقش سرهنگ آئورل واترز و مونیکا بلوچی در نقش دکتر لنا هندریکس، داستان یک تیم نخبه نیروی دریایی ایالات متحده را روایت میکند که در اوج جنگ داخلی وحشیانه نیجریه، مأموریت محرمانهای برای نجات یک پزشک آمریکایی از دل مناطق جنگی دریافت میکنند. اما وقتی دکتر هندریکس حاضر به ترک بیماران و بیش از ۷۰ پناهنده بیگناه نمیشود، سرهنگ واترز با چالش اخلاقی عمیقی روبرو شده و تیمش را در سفری پرمخاطره و خونین برای حفاظت از آنها در برابر نیروهای شورشی بیرحم هدایت میکند، جایی که مرز بین وظیفه نظامی و انسانیت محو میشود.
خلاصه داستان: فیلم شکارچی جایزه (۲۰۰۳) به کارگردانی پیتر برگ، با بازی دواین جانسون در نقش بکهل شکارچی جایزه بیرحم، سگان ویلیام اسکات به عنوان هانتر ماجراجوی طنزپرداز، روزاریو داوسون و کریستوفر والکن، داستانی هیجانانگیز و کمدی را روایت میکند که در آن بکهل برای بازگرداندن پسر بدهکار پدرش از اعماق جنگلهای آمازون به لسآنجلس مأموریت میگیرد، اما با کشف گنج باستانی، خیانتها و نبردهای نفسگیر با دزدان و بومیان روبرو میشود و در سفری پر از اکشن، خنده و دوستیهای غیرمنتظره، هویت واقعی خود را مییابد.
خلاصه داستان: کمپانی (۲۰۰۳)، ساخته رابرت آلتمان با بازی نوئه کمپبل در نقش رایلی، مالکوم مکداول و بازیگران برجسته باله مانند کریستوفر ویتلی، داستان زندگی روزمره و چالشهای رقصندگان جوان در شرکت باله جوفری شیکاگو را روایت میکند. فیلم با نگاهی واقعگرایانه به پشت صحنه اجراهای نفسگیر، عشق، رقابتهای شدید، آسیبهای جسمانی و روابط عاطفی پیچیده در دنیای رقص کلاسیک، تلاش رایلی برای رسیدن به اوج حرفهای را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم «گربه در کلاه» (۲۰۰۳) به کارگردانی بو ولچ با بازی مایک مایرز در نقش گربه کلاهدار شیطان، داکوتا فنینگ به عنوان سالی و اسپنسر برسلین در نقش کنور، داستان دو کودک را روایت میکند که در غیاب مادرشان در خانه تنها ماندهاند و با ورود گربهای بازیگوش و پرجنبوجوش که کلاهای بلند بر سر دارد، خانه به یک زمین بازی پر از هرجومرج و ماجراجوییهای خندهدار تبدیل میشود، در حالی که آنها تلاش میکنند تا قبل از بازگشت مادر همه چیز را به حالت اول بازگردانند.
خلاصه داستان: کتاب جنگل ۲، انیمیشن موزیکال دیزنی محصول ۲۰۰۳ به کارگردانی استیو ترینبرث با صدای جان گودمن در نقش بالو خرس مهربان، هیلی جول عوسمنت به عنوان موگلی و می ویتمن در نقش شانتی، داستان موگلی را روایت میکند که پس از زندگی آرام در دهکده انسانی، دلش برای جنگل و دوستان قدیمیاش تنگ شده و مخفیانه با بالو به جنگل بازمیگردد؛ اما شیرخان خبیث همچنان به دنبال انتقام از اوست و ماجراجوییهای پرهیجان، آوازهای شاد و دوستیهای عمیق را رقم میزند.
خلاصه داستان: فیلم استخر (Swimming Pool) به کارگردانی فرانسوا اوزون در سال ۲۰۰۳، با بازی شارلوت رامپلینگ در نقش سارا مورتون، نویسنده انگلیسی رمانهای جنایی پرفروش، روایتگر سفری است که سارا برای غلبه بر بنبست نویسندگیاش به ویلای تابستانی دوست ناشرش جان بوسکو در جنوب فرانسه میرود. ورود ناگهانی دختر جوان و سرکش جان، جولی (لودوین سانیه)، با رفتارهای پرخطر و روابط جنسی پراکندهاش، تعادل زندگی منزوی سارا را برهم میزند و او را به کاوش در تاریکیهای ذهن خود و مرزهای واقعیت و تخیل میکشاند، در حالی که یک قتل مرموز داستان را به اوج معمایی و روانشناختی خود میرساند.
خلاصه داستان: فیلم شبهای سفید (۱۹۸۵) به کارگردانی تیلور هاکفورد با بازی میخائیل باریشنیکوف در نقش نیکلای رودیانکوف، بالرین مشهور شوروی، گرگوری هاینز به عنوان ریموس، نوازنده جاز آمریکایی فراری از شوروی، و هلن میرن، داستان سقوط هواپیمای رودیانکوف در آلاسکا را روایت میکند که توسط دوست قدیمیاش ریموس نجات مییابد. آنها با هم برای نجات دوست مشترکشان جری از دست مأموران کاگب دست به یک مأموریت خطرناک میزنند و درگیر تعقیب و گریز، خیانت و کشف رازهای گذشته میشوند، در حالی که تنشهای جنگ سرد بر روابطشان سایه میافکند.