خلاصه داستان: اوزاک؛ فیلمی در ژانر درام به کارگردانی نوری بیلگه جیلان است. این فیلم در پنجاه و ششمین جشنواره فیلم کن برنده جایزه بزرگ شدهاست. محمود، عکاس از دنیا بریده ای ست که در استانبول زندگی می کند. آدمی بی حوصله و عصبی که روزهایش را به بطالت می گذراند. یوسف، یکی از اقوامش از روستا برای پیدا کردن کار، پیش او می آید و قرار می شود چند روزی را پیش او بماند …
خلاصه داستان: «تامس فولر» روزنامه نگاري بريتانيايي است که در سال 1952، نخستين مراحل جنگ در هندوچين را براي «لندن تايمز» پوشش مي دهد. او با «آلدن پايل»، امريکايي پر شور و منطقي و ظاهرا ساده اي آشنا مي شود که جزو تيمي پزشکي به سايگون آمده است. او پس از چندي متوجه مي شود امريکايي هايي که وارد ويتنام شده اند تيم پزشکي نيستند و «پايل» در واقع، مأمور سازمان سيا است...
خلاصه داستان: گروهی جوان با استفاده از نقشه های دقیق و ورزشهای خطرناکی مثل اسکیت و اسکی روی آب بانک میزنند و تقریبا همیشه از دست پلیس فرار میکنند تا اینکه سر و کله مردی پیدا می شود که هویتشان را میداند و در صورت دزدی نکردن از جای بخصوصی برای او آن ها را به پلیس لو میدهد...
خلاصه داستان: یک نوجوان دبیرستانی خجالتی و ترسو بعد از اینکه توسط یک عنکبوت جهش یافته گزیده میشود، خصوصیاتی همانند عنکبوت ها در بدن خود مشاهده می کند. بعد از حادثه غم انگیزی که برای خانواده اش رخ می دهد، او تصمیم می گیرد از این توانایی های منحصر به فردش، همانند قهرمانها در مقابل انسان های شرور استفاده کند.
خلاصه داستان: سریال سیم (The Wire) درباره زندگی روزمره در آمریکا است و موضوع آن به پشت پرده قاچاق در شهر بالتیمور، شهری که در آن وقایع جنایی بسیاری رخ می دهد می پردازد. وایر توسط بسیاری از منتقدان به عنوان یکی از بزرگترین سریالهای تلویزیونی در تمام دوران توصیف شده است.
خلاصه داستان: شرلوک هلمز به طوری تصادفی به دکتر موریارتی شلیک میکند و جنازه گم میشود. مطبوعات و پلیس به خاطر قتل موریارتی به او مشکوک می شوند و او در همین هنگام با دکتر واتسون آشنا می شوند و در کنار هم احتمال زنده بودن موریارتی را بررسی میکنند...
خلاصه داستان: ون وایلدر دانشجویی است که از محبوبیت زیادی میان دوستان خود برخوردار است. او هفت سال است که در دانشگاه جا خوش کرده و اصلا تمایلی به فارغ التحصیل شدن ندارد زیرا نمی خواهد از دوستانش و خوش گذرانی با آنها دور شود. یک دختر خبرنگار تصمیم دارد داستانی در مورد او بنویسد...
خلاصه داستان: یکی از غول های رسانه ای از دنیا می رود و دارایی او به یکی از خویشان دورش، «لانگ فلودیدز» می رسد. اما «لانگ فو» جوانی ساده دل، شوخ و شنگ و مقدا ری خل و چل است که از شهر کوچکی می آید و حالا در نیویورک می خواهد به سبک خودش، کارهای بزرگی صورت بدهد...
خلاصه داستان: دختری شانزده ساله به نام «لیلیا» (آکینشینا) در فقر و تنگدستی در استونی زندگی می کند. تا این که با «آندره یی» (پونوماریوف) آشنا می شود که به «لیلیا» می گوید اگر هم راه یک دیگر به سوئد بروند، زندگی بهتر و راحت تری نصیبش خواهد شد...