خلاصه داستان: نیک مارشال، یک مرد خودشیفته و موفق در تبلیغات، پس از یک حادثه تصادف با سشوار در حمام، به طور معجزهآسایی توانایی خواندن ذهن زنان را به دست میآورد. او ابتدا از این توانایی برای فریب و پیشبرد اهداف شخصی خود استفاده میکند، اما به تدریج با شنیدن افکار واقعی زنان، به درک عمیقتری از احساسات و نیازهای آنها میرسد. این تغییر نگرش زمانی به اوج میرسد که او عاشق دارسی مکگوئر، همکار جدید و رقیب خود میشود و باید بین منافع شخصی و احساسات واقعی خود انتخاب کند. فیلم کمدی رمانتیک «آنچه زنان میخواهند» به کارگردانی نانسی مایرز و با بازی تحسینبرانگیز مل گیبسون و هلن هانت، داستانی طنزآمیز و در عین حال تأملبرانگیز درباره درک متقابل بین زنان و مردان را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «هارمونیهای ورکمایستر» (Werckmeister Harmonies) ساختهی بلا تار در سال ۲۰۰۰، روایتگر داستانی عمیق و تمثیلی در یک شهر کوچک مجارستانی است که در آستانهی زمستانی سرد و تاریک قرار دارد. یانوش، مردی جوان و آرمانگرا که شیفتهی نظم و هارمونی کیهانی است، شاهد ورود یک سیرک عجیب و غریب به شهر است که شامل یک وال عظیم به عنوان جاذبهی اصلی و شخصیتی مرموز به نام «شاهزاده» است. این سیرک که در ابتدا تنها کنجکاوی مردم را برمیانگیزد، به تدریج به کانونی برای بروز ناآرامیهای اجتماعی و خشونت تبدیل میشود. تار با نماهای طولانی و سیاهوسفید خیرهکننده، فضایی سنگین و فلسفی خلق میکند و مخاطب را به تأملی عمیق دربارهی ماهیت شر، نظم، هرج و مرج و جایگاه انسان در جهان فرا میخواند. این اثر که از آخرین ساختههای سینمای هنری اروپا به شمار میرود، با بازی خیرهکنندهی لارس رودولف در نقش یانوش، اثری ماندگار و تأملبرانگیز است.
خلاصه داستان: مل گیبسون در نقش بنجامین مارتین، قهرمان جنگ فرانسوی و هندی که اکنون کشاورزی صلحطلب است، در فیلم حماسی «پاتریوت» محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی رولند امریش ظاهر میشود. او که از جنگیدن امتناع میکند، هنگامی که پسرش گابریل (هیت لجر) به ارتش قاره میپیوندد، درگیر انقلاب آمریکا میشود. پس از آنکه سرهنگ بریتانیایی بیرحم، ویلیام تاونتینگ (جیسون آیزاکس)، پسر دیگرش را میکشد، مارتین برای انتقام و دفاع از خانواده و کشورش، گروهی از شبهنظامیان را رهبری میکند و به یک جنگجوی بیامان علیه نیروهای بریتانیا تبدیل میشود. این فیلم با بازیگرانی چون کریس کوپر و جوئلی ریچاردسون، داستانی از فداکاری، شجاعت و مبارزه برای آزادی را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلم «ادعا» (۲۰۰۰) به کارگردانی مایکل وینترباتم، داستانی حماسی و عاشقانه را در پسزمینه کوهستانهای برفی کالیفرنیا در دوران تب طلا روایت میکند. دانیل دیلوئیس در نقش مردی اسرارآمیز به نام دنیل دیلون، شهری کوچک به نام کینگدم کام را بنا کرده و برای سالها به عنوان رهبر آن حکومت کرده است. زندگی او با ورود زنی به نام النور (نستور کاربنل) و دخترش هوپ (سارا پلی) که از راه دور میرسند، دگرگون میشود. النور که به دنبال شوهر گمشده خود است، رازی را فاش میکند که اساس قدرت دنیل را به خطر میاندازد. در همین حال، مردی به نام دالگلیش (پیت پاستویت) که به دنبال انتقام است، به شهر میآید و درگیریها را تشدید میکند. فیلم با بازی درخشان بازیگران و تصویربرداری تحسینبرانگیز، داستانی از عشق، فداکاری، قدرت و پیامدهای انتخابهای گذشته را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: شاهزادهها و شاهدختها یک انیمیشن فرانسوی به کارگردانی میشل اوسلو است که در سال ۲۰۰۰ منتشر شد. این فیلم که با تکنیک سیلوئت و کاغذ بریدهشده ساخته شده، شش داستان عاشقانه مختلف را در قالب تئاتر سایه روایت میکند. هر قصه در یک فرهنگ و دوره زمانی متفاوت (مصر باستان، ژاپن، آفریقا، قرون وسطی، عصر ویکتوریا و آینده) جریان دارد و به زیبایی عشق، شجاعت و فداکاری را به تصویر میکشد. این اثر هنری که با موسیقی زیبا و طراحیهای ظریف همراه شده، مخاطبان را به سفری خیالانگیز در دنیای افسانهها میبرد و نشان میدهد که عشق در هر زمان و مکانی میتواند پیروز شود.
خلاصه داستان: در کوهستانهای یخزده و خطرناک کیتو در پاکستان، پیتر گرت (کریس اودانل) و خواهرش آنی (رابین تونی) پس از یک حادثه کوهنوردی غمانگیز در گذشته که منجر به مرگ پدرشان شد، از هم جدا شدهاند. سالها بعد، آنی که اکنون یک کوهنورد حرفهای شده، برای صعود به قله کیتو همراه با یک تیم ثروتمند به رهبری الیوت وان (بیل پاکستون) عازم میشود. پیتر که اکنون یک عکاس طبیعت است، برای ثبت تصاویر از صعود خواهرش به او میپیوندد. اما فاجعه زمانی رخ میدهد که آنی و تیمش در ارتفاع بالا و درون یک شکاف عمیق یخی گرفتار میشوند. حالا پیتر باید بر ترس قدیمی خود غلبه کرده و با کمک یک گروه نجات غیرممکن به رهبری کوهنورد اسطورهای، مونتگومری ویک (اسکات گلن)، در یک مسابقه با زمان و در شرایطی فوقالعاده خطرناک، جان خواهر و دیگر بازماندگان را نجات دهد. این فیلم اکشن و ماجراجویانه محصول سال ۲۰۰۰ به کارگردانی مارتین کمبل، با بهرهگیری از جلوههای بصری خیرهکننده و صحنههای نفسگیر، مخاطب را به قلب یکی از خشنترین محیطهای طبیعی زمین میبرد.
خلاصه داستان: یک زن جوان و سرزنده به نام شارلوت فیلدینگ که در یک رستوران کار میکند، با ویل کین، مردی ثروتمند و خوشگذران که عاشق زندگی مجردی است، آشنا میشود. ویل که به دنبال روابط کوتاهمدت است، در ابتدا از احساسات عمیق شارلوت دوری میکند، اما به تدریج تحت تأثیر شور و معصومیت او قرار میگیرد و عاشقش میشود. این رابطه زمانی با چالش جدی مواجه میشود که ویل متوجه میشود شارلوت به یک بیماری نادر و لاعلاج مبتلاست. فیلم «پاییز در نیویورک» به کارگردانی چن کایگه و با بازی ریچارد گیر و وینونا رایدر، داستانی عاشقانه و تلخشیرین را درباره عشق، مرگ و معنای زندگی روایت میکند که در پسزمینه زیبای شهر نیویورک در فصل پاییز به تصویر کشیده شده است.
خلاصه داستان: در سال ۳۰۰۰ میلادی، انسانها توسط نژادی بیگانه به نام «سایکلو» به بردگی گرفته شدهاند و تمدن بشری نابود شده است. جان تراولتا در نقش «ترل»، رهبر بیرحم سایکلوها، سیاره زمین را برای استخراج طلا کنترل میکند. «جان گودمن» (با بازی بری پپپر)، یکی از بردگان انسان، به طور تصادفی وارد یک پایگاه نظامی متروک میشود و با یادگیری نحوه پرواز جنگندههای باستانی، امیدی تازه برای بشریت پیدا میکند. او به همراه دیگر انسانها، از جمله «کرکی» (با بازی فارست ویتاکر)، نقشه شورشی بزرگ را برای بازپسگیری سیاره خود میکشد. این فیلم علمی-تخیلی حماسی به کارگردانی راجر کریستین و بر اساس رمانی از ال. ران هوبارد، داستان مبارزه برای بقا و آزادی را روایت میکند.
خلاصه داستان: فیلمی تجربی و شخصی ساختهی جوناس مککیس در سال ۲۰۰۰ است که بیش از ۴ ساعت طول میکشد. این اثر یک کلاژ سینمایی از فیلمهای خانگی است که مککیس در طول چند دهه از زندگی خود و همسرش گرفته است. فیلم بدون روایت سنتی، دیالوگ یا موسیقی متن، صرفاً از تصاویر خام و لحظات روزمره تشکیل شده است: بازی کودکان، وعدههای غذایی، سفرها، و مناظر طبیعت. این تصاویر گاه با صدای خود مککیس همراه میشوند که افکارش را دربارهی عشق، زمان، حافظه و زیباییهای زودگذر زندگی به اشتراک میگذارد. «همانطور که به پیش میرفتم گهگاه تصاویر کوتاهی از زیبایی میدیدم» یک تأمل عمیقاً شاعرانه و فلسفی بر ماهیت زندگی، خانواده و قدرت سینما در ثبت و حفظ لحظات است. این فیلم به مخاطب یادآوری میکند که زیبایی در سادهترین و معمولیترین لحظات نهفته است و سینما میتواند آن را برای همیشه جاودان کند.
خلاصه داستان: در ادامه ماجراهای آن شرلی، این سریال که در سال ۲۰۰۰ به کارگردانی استفان سورچک ساخته شده، داستان زندگی آن شرلی را در دوران بزرگسالی روایت میکند. مگان فالوز در نقش آن شرلی، جکولین فیلدز در نقش دایانا و شاون اشمور در نقش فردریک، شخصیتهای اصلی این داستان را تشکیل میدهند. آن که اکنون معلم مدرسه است، درگیر عشقی عمیق با فردریک میشود و زندگی آرامی را در آونلی دنبال میکند. اما با شروع جنگ جهانی اول، فردریک به جبهه اعزام میشود و آن برای یافتن او راهی اروپا میگردد. در این سفر پرخطر، او با سختیهای بسیاری روبرو میشود و در عین حال، شجاعت و عشق واقعی خود را به فردریک ثابت میکند. این سریال که ادامه داستان محبوب آنه شرلی با موهای قرمز است، ماجراجوییهای عاشقانه و دراماتیک او را در یکی از تاریکترین دورههای تاریخ به تصویر میکشد.