خلاصه داستان: فیلمی در ژانر کمدی-درام به کارگردانی میشائل هانکه که در سال ۲۰۱۷ ساخته شد و با بازی ایزابل هوپر، ژان-لوئی ترنتینیان و ماتیو کاسوویتز، داستان خانوادهی ثروتمندی را در شمال فرانسه روایت میکند که درگیر مشکلات و تنشهای درونی هستند. این اثر که در جشنوارهی فیلم کن ۲۰۱۷ به نمایش درآمد، نگاهی تلخ و طنزآمیز به زندگی طبقهی مرفه جامعه دارد و بحرانهای اخلاقی و اجتماعی آنها را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم «عالیجناب» (Gorgeous) محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی وینسنت کوک و با بازی جکی چان، شو چی و تونی لونگ، داستان دختری جوان به نام بویی (با بازی شو چی) را روایت میکند که در یک روستای ساحلی کوچک زندگی میکند. او یک روز بطری حاوی نامهای عاشقانه پیدا میکند و برای یافتن نویسنده آن به هنگ کنگ سفر میکند. در آنجا با آلبرت (با بازی تونی لونگ)، مردی که ادعا میکند نویسنده نامه است، ملاقات میکند، اما به زودی متوجه میشود که او یک کارآگاه خصوصی است. در همین حال، بویی با سی (با بازی جکی چان)، مردی خوشقلب اما خشن که درگیر مشکلات تجاری است، آشنا میشود و بین آنها احساسات عمیقی شکل میگیرد. این فیلم ترکیبی از کمدی رمانتیک و اکشن است که در آن جکی چان علاوه بر بازیگری، نویسندگی و تهیهکنندگی را نیز بر عهده داشته است و صحنههای اکشن مهیج و مبارزات منحصربهفرد او از ویژگیهای بارز این اثر به شمار میرود.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۶۹، رئیس جمهور اولیسس اس. گرانت، دو مأمور مخفی به نامهای کاپیتان جیمز وست، یک قهرمان سابق جنگ داخلی و افسر ارتش، و آرتمیس گوردون، یک کارآگاه باهوش و متخصص در فنون استتار و اختراعات عجیب و غریب، را برای مقابله با یک تهدید مرموز علیه دولت فدرال بسیج میکند. این دو که روشهای کاملاً متفاوتی دارند، ابتدا با هم اختلاف دارند، اما به زودی متوجه میشوند که باید با هم متحد شوند تا از توطئهای عظیم جلوگیری کنند. آنها با یک نابغه شرور و دانشمند دیوانه به نام دکتر آریگیلیوس لاولیس، که از اندامهای قطعشده افراد مختلف، هیولاهای مکانیکی میسازد، روبرو میشوند. لاولیس که توسط یک ژنرال خیانتکار به نام «بلادی» کمک میشود، قصد دارد با استفاده از یک ماشین غولپیکر عنکبوتی به نام تارانتولا، ایالات متحده را به زانو درآورد و خود را به عنوان حاکم جدید این سرزمین معرفی کند. وست و گوردون در حالی که با یک زن مرموز و جذاب به نام ریتا اسکوبار نیز درگیر میشوند، در یک ماجراجویی پر از اکشن، تعقیب و گریز و طنز در سراسر غرب وحشی، باید این توطئه را خنثی کنند. این فیلم که بر اساس سریال تلویزیونی دهه ۶۰ ساخته شده، محصول سال ۱۹۹۹ و به کارگردانی بری ساننفلد است و ویل اسمیت، کوین کلاین، کنت برانا و سلما هایک در نقشهای اصلی آن به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: یک تیم فوتبال آمریکایی در شهر کوچکی از تگزاس به نام وست کین، که تحت سلطه سرمربی سختگیری به نام «باج کیلیان» قرار دارد، داستان اصلی این فیلم ورزشی را تشکیل میدهد. «جاناتان «ام.اکس» مکسون»، کاپیتان تیم و ستاره بیبدیل آن، با وجود فشارهای شدید پدرش، به دنبال کسب بورسیه تحصیلی از دانشگاهی بزرگ است. اما پس از مصدومیت او در بازی، مسئولیت هدایت تیم به «لانس هاربر»، یار ذخیره و دانشآموزی باهوش که علاقهای به شهرت ناشی از فوتبال ندارد، سپرده میشود. لانس باید بین اصول خود و خواستههای جامعهای که فوتبال را تنها راه موفقیت میداند، تعادل برقرار کند. او به همراه دیگر بازیکنان تیم، از جمله «بیلی باب»، که با مشکلات خانوادگی دست و پنجه نرم میکند، و «وندل»، که شخصیتی سرکش دارد، تلاش میکنند تا در کنار مقابله با روشهای خشن و غیراخلاقی سرمربی، هویت خود را بیابند. این فیلم محصول سال ۱۹۹۹ به کارگردانی «برایان رابینز» و با بازی «جیمز ون در بیگ»، «جان وویت»، «پل واکر»، «اسکات کان» و «رون لستر» است که به بررسی فشارهای روانی و اجتماعی در دنیای ورزشهای دبیرستانی میپردازد.
خلاصه داستان: خانواده یاماداها یک خانواده ژاپنی معمولی متشکل از تاکشی (پدر)، ماتسوکو (مادر)، نوبورو (پسر نوجوان)، نونوکو (دختر کوچک) و شایجی (مادربزرگ پیر) هستند که در کنار هم زندگی میکنند. این انیمیشن کمدی و دلنشین، داستانی خطی ندارد، بلکه مجموعهای از اسکچهای کوتاه و طنزآمیز است که لحظات روزمره، مشکلات کوچک، خندهها، دعواها و عشقهای این خانواده را به تصویر میکشد. از بحثهای ساده سر شام گرفته تا تلاش پدر برای پیدا کردن تلویزیون در یک فروشگاه بزرگ، هر صحنه با نگاهی ظریف و طنازانه، فلسفهی زندگی و ارزشهای خانوادگی را در قالب داستانهایی کوتاه و به یاد ماندنی روایت میکند. انیمیشنی به یاد ماندنی از استودیو جیبلی که با سبک هنری منحصر به فرد آبرنگی خود، زیبایی را در سادگی زندگی روزمره جستجو میکند.
خلاصه داستان: مأمور گجت یک مأمور مخفی است که پس از یک حادثه آزمایشگاهی، بدنش با انواع ابزارهای مکانیکی و تکنولوژیکی پیشرفته جایگزین شده است. او با کمک برادرزادهاش پنی و سگ هوشمندش برین، برای مقابله با سازمان جنایتکار M.A.D و رهبر مرموز آن دکتر کلاو مأموریتهای مختلفی را انجام میدهد. این مجموعه پویانمایی محصول سال ۱۹۸۳ به کارگردانی برونو بیانکی، دیوید فینچر و دیگران است که داستان مأمور ناشی اما خوشقلبی را روایت میکند که همیشه در نهایت موفق میشود شر را شکست دهد.
خلاصه داستان: این فیلم تلویزیونی که در سال ۱۹۹۹ به کارگردانی رافائل زیمبالیست جونیور ساخته شد، یکی از قسمتهای مجموعه «مجموعه کتاب مقدس» است و داستان زندگی استر، دختری یهودی را روایت میکند که توسط پسرعموی خود مردخای بزرگ شده است. پس از آنکه وشتی، ملکه پادشاه اخشورش (احشوروش)، از فرمان پادشاه سرپیچی میکند، استر در مسابقه زیبایی شرکت کرده و به عنوان ملکه جدید انتخاب میشود. در این میان، هامان، وزیر اعظم پادشاه، که از مردخای به دلیل عدم احترام به او کینه به دل گرفته، نقشه میکشد تا تمام یهودیان قلمرو پادشاهی را از بین ببرد. استر با شجاعت تمام و با به خطر انداختن جان خود، نزد پادشاه رفته و هویت یهودی خود را فاش میکند تا قومش را از نابودی نجات دهد. لوک گاس و جین سیمور در نقشهای اصلی این درام تاریخی و مذهبی به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در لهستان تحت اشغال نازیها در طول جنگ جهانی دوم، مردی یهودی به نام یاکوب هایم در یک گتو زندگی میکند. او به طور تصادفی از یک ایستگاه رادیویی آلمانی خبری درباره پیشروی نیروهای شوروی میشنود که به زودی به این منطقه خواهند رسید. زمانی که یاکوب این خبر را با دیگران در میان میگذارد، مردم برای شنیدن آن هیجانزده میشوند. برای حفظ امید در میان ساکنان گتو، یاکوب مجبور میشود ادعا کند که یک رادیو مخفی دارد و اخبار را از آن میشنود، در حالی که چنین چیزی در واقعیت وجود ندارد. این دروغ به تدریج به منبع امیدی برای مردم تبدیل میشود، اما با گسترش آن، خطرات نیز افزایش مییابد، زیرا نگهبانان نازی به دنبال منبع این اطلاعات میگردند. رابین ویلیامز در نقش یاکوب هایم، همراه با آلن آرکین، هانک آزاریا و لیو شرایبر، در این درام تاریخی به کارگردانی پیتر کاسوویتز در سال ۱۹۹۹ بازی میکنند. این فیلم روایتگر قدرت امید و فداکاری در تاریکترین روزهای تاریخ است.
خلاصه داستان: یک معلم روستایی در یک مدرسه دورافتاده در چین، به دلیل مرخصی استعلاجی مجبور به ترک کلاس خود میشود. او از یک دختر نوجوان ۱۳ ساله به نام وی مینژی میخواهد که به عنوان معلم جایگزین، از کلاس مراقبت کند و به او قول میدهد که در ازای این کار، مبلغی اضافی به او پرداخت خواهد کرد. تنها شرط معلم این است که وقتی او بازگردد، حتی یک دانشآموز هم نباید از کلاس کم شده باشد. وی مینژی که خودش به تازگی تحصیلات ابتدایی را به پایان رسانده، با چالشهای زیادی روبرو میشود؛ دانشآموزان او را جدی نمیگیرند و یکی از شاگردان به نام ژانگ هویکه، به دلیل مشکلات مالی خانوادهاش مجبور به ترک مدرسه و رفتن به شهر برای کار میشود. حالا وی مینژی باید هر طور شده او را پیدا کرده و به مدرسه بازگرداند تا بتواند به قول خود به معلم اصلی عمل کند. این فیلم به کارگردانی ژانگ ییمو در سال ۱۹۹۹ ساخته شده و با بازیگرانی غیرحرفهای، داستانی واقعگرایانه و تأثیرگذار از تعهد، مسئولیت و اهمیت آموزش را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: هومر ولز، جوانی که در یتیمخانه بزرگ شده، تحت آموزش دکتر لارچ، پزشک و مدیر یتیمخانه، قرار دارد و با مهارتهای پزشکی آشنا میشود. پس از اینکه خانوادهای ثروتمند برای سقط جنین به یتیمخانه مراجعه میکنند، هومر تصمیم میگیرد یتیمخانه را ترک کرده و به همراه آنها به مزرعه سیب و کارخانه تولید آب سیب برود. در آنجا او با دنیای جدیدی از روابط انسانی، عشق و مسائل اخلاقی مواجه میشود. او عاشق کندی، دختر خانواده، میشود و در عین حال با تصمیمات دشوار اخلاقی درباره سقط جنین و زندگی شخصی خود دست و پنجه نرم میکند. هومر باید بین آموزههای دکتر لارچ و ارزشهای جدیدی که در زندگی تجربه میکند، تعادل برقرار کند. این فیلم به کارگردانی لاسه هالستروم، محصول سال ۱۹۹۹ و با بازی توبی مگوایر، شارلیز ترون و مایکل کین، داستانی عمیق درباره انتخابهای انسانی، عشق و مسئولیت است.