خلاصه داستان: در سال 1997، دو مرد جوان چینی، لاي یو-فاي و هوک-فاي، به هنگ کنگ میروند تا زندگی جدیدی برای خود پیدا کنند. آنها در یک آپارتمان کوچک زندگی میکنند و در رستورانهای محلی کار میکنند. در این فضای محدود، روابط عاطفی آنها شکل میگیرد و به تدریج به یک رابطه عاشقانه تبدیل میشود. با این حال، زندگی در هنگ کنگ برای آنها چالش برانگیز است و مشکلات مالی و اجتماعی آنها را بهم میزند. در این بین، لاي یو-فاي به دنبال فرصتهای بهتر برای آینده خود میگردد، در حالی که هوک-فاي با مشکلات شخصی و احساسی خود دست و پنجه نرم میکند. این فیلم به دنبال روابط عاطفی و تلاش برای زنده ماندن در یک شهر بزرگ است.
خلاصه داستان: در داستان "Open Your Eyes"، یک مرد جوان به نام سزار (کوآت) پس از یک تصادف وحشتناک، دچار آسیبهای شدید در صورت خود میشود و زندگیاش بهم میریزد. او تلاش میکند زندگیاش را دوباره سرپا کند و عشق جدیدی پیدا کند، اما به طور مرموزی به یک جنایت متهم میشود. در حالی که او تلاش میکند حقیقت را کشف کند، متوجه میشود که واقعیت پیرامونش ممکن است توهمی ساختگی باشد. این فیلم سینمایی در سال 1997 ساخته شده و به کارگردانی آمون باردم و آلیکس ده لا ایگلسیا است.
خلاصه داستان: یک جوان در حال فرار از زندان به همراه یک گروه از زندانیان دیگر، در جنگل گم میشود و با یک موجود مرموز و خطرناک مواجه میگردد که باعث مرگ یکی از اعضای گروه میشود. آنها مجبور میشوند با همکاری و تلاش برای نجات جان خود، با این تهدید ناشناخته مبارزه کنند. در حالی که زمان در حال اتمام است و امید به نجات کمتر میشود، آنها باید تصمیم بگیرند که آیا میتوانند این موجود مرموز را شکست دهند یا خودشان قربانی آن خواهند شد.
خلاصه داستان: کت، یک جوان ثروتمند و بیمار، با میلدا، یک دختر فقیر اما زیبا، رابطه عاشقانهای برقرار میکند. میلدا به دنبال امنیت مالی و کت به دنبال عشق، تصمیم میگیرند با کمک کت، مبلغ زیادی از ثروت خود را به مادر بیمار میلدا بدهند و سپس ازدواج کنند. اما پلن آنها با وقوع اتفاقات غیرمنتظره و آشکار شدن رازهایی که در زندگی آنها پنهان بوده، به هم میخورد و روابط آنها دچار تغییرات اساسی میشود.
خلاصه داستان: در یک دنیای آینده، یک خانواده فقیر در تلاشند تا زندگی خود را از نو بسازند. آنها به یک خانه مرموز دعوت میشوند که وعدهی تبدیل شدن به خانه رویایی را به آنها میدهد. اما هر چه بیشتر در آن ورود میکنند، بیشتر در شرایط عجیب و تاریکی گرفتار میشوند. خانهای که ظاهراً تمام آرزوهایشان را برآورده میکند، در واقع تبدیل به یک زندان روانی و جسمی میشود و آنها را به چالشهای مرگباری میکشاند. در این سفر ترسناک، خانواده باید با وسوسهها، ترسها و رازهایی که خانه پنهان میکند، مواجه شوند تا سرنوشت خود را مشخص کنند.
خلاصه داستان: در سال ۲۳۵۹، یک سیارهی مرموز به نام مانگالورو به زمین حمله میکند و تنها چیزی که میتواند جهان را از نابودی نجات دهد، یک موجودی با قدرت خارقالعاده است. لئون، یک رانندهی تاکسی در شهر نیویورک، به طور تصادفی با این موجود، لیلو، آشنا میشود. لیلو به همراه لئون و یک کشیش، در تلاش برای جلوگیری از نابودی زمین و جهان، با یک مأمور سیا و یک فرد ثروتمند و شرور، که قصد نابودی جهان را دارند، درگیر میشوند.
خلاصه داستان: یک گروه از مأموران اطلاعاتی و پلیس فرانسوی در تلاش برای دستگیری یک تروریست حرفهای به نام «جکال» هستند که قصد ترور رئیسجمهور شارل دوگل در سال ۱۹۶۳ را دارد. در حالی که جکال با دقت تمام یک نقشه کامل برای اجرای عملیات طراحی میکند، مأمور اطلاعاتی به نام «کلاود لبرت» با استفاده از شیوههای غیرمتعارف و تحقیقات دقیق، سعی در پیگیری و شناسایی وی دارد. این مسابقه موش و گربه در پاریس و لندن، با تنش و هیجان بینهایت، روایت میشود.
خلاصه داستان: یک جاسوس بینالمللی به نام جکال (جک) با هدف ترور یک مقام ارشد فرانسوی استخدام میشود. او با دقت و حرفهای تمام، یک لباس و شخصیت جعلی را طراحی میکند تا بتواند بدون شناسایی شدن به هدف دست یابد. در طول مسیر، مأمور پلیس فرانسوی به نام رولان مأمور تعقیب و دستگیری جک میشود و یک بازی گربه و موش بین دو نفر آغاز میشود. با گذشت زمان، جک به تدریج به هدف نزدیکتر میشود و رولان نیز به دنبال ردپای اوست. در نهایت، در یک مواجهه حساس، رولان موفق میشود جک را شناسایی و دستگیر کند و ترور مقام فرانسوی را متوقف سازد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۳۹، هنری آوستر (برد پیت) یک کوهنورد اتریشی، به همراه دوستش پیتر آفت (دافید تیولیس) به تبت سفر میکند تا کوه اورست را فتح کند. اما پس از شکست در کوهنوردی و دستگیری توسط نیروهای بریتانیایی در اردوگاههای اعتقال جنگ جهانی دوم، آنها موفق میشوند فرار کنند و به تبت برگردند. در این سفر، آوستر با دالایی لاما، رهبر معنوی تبت، آشنا میشود و دوستی عمیقی با او برقرار میکند. این دوستی باعث تغییرات عمیقی در زندگی آوستر میشود و او را به درک عمیقتری از روحانیت و فرهنگ تبتی رهنمون میسازد.
خلاصه داستان: رودنی بیکر، یک وکیل تازهکار، در یک پرونده علیه شرکت بیمهای بزرگ که درمان یک پسر مبتلا به سرطان را رد کرده، وارد میشود. او با کمک ملایم ترنر، وکیل سابقهدار، به مبارزه با قدرتهای بزرگ و فساد در صنعت بیمه میپردازد تا عدالت را برای خانواده آسیبدیده برقرار کند.