خلاصه داستان: سام بالدوین پس از مرگ همسرش مگی، دچار افسردگی شدیدی شده و تنها همراه پسر هشتسالهاش جونا در سیاتل زندگی میکند. جونا که نگران پدرش است، در شب کریسمس با برنامه رادیویی دکتر مارش فیلد تماس میگیرد و از تنهایی و غم پدرش میگوید. سام مجبور به صحبت با مجری میشود و داستان عشقش به همسر فقیدش را تعریف میکند. صدای او از رادیو پخش میشود و میلیونها زن را در سراسر آمریکا تحت تأثیر قرار میدهد، از جمله آنی رید، روزنامهنگار نامزد کرده در بالتیمور. آنی که مجذوب صدای سام شده، نامهای برای او مینویسد و پیشنهاد ملاقات در ساختمان امپایر استیت در روز ولنتاین را میدهد. در همین حال، جونا به طور پنهانی به نامههای ارسالی برای پدرش پاسخ میدهد و با آنی ارتباط برقرار میکند. آنی که در آستانه ازدواج با والتر، مردی مهربان اما قابل پیشبینی است، برای تحقیق به سیاتل سفر میکند و سام و جونا را از دور میبیند. جونا متقاعد شده که آنی گزینه مناسبی برای پدرش است و تلاش میکند تا این دو را به هم برساند. سام که هنوز درگیر خاطرات همسرش است، ابتدا تمایلی به شروع رابطه جدیدی ندارد، اما عشق جونا به آنی و اصرار او باعث میشود تا سام برای ملاقات با آنی به نیویورک برود. این فیلم عاشقانه کلاسیک محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی نورا افرون، با بازی تام هنکس و مگ رایان، داستانی لطیف و به یاد ماندنی درباره عشق، سرنوشت و امید را روایت میکند.
خلاصه داستان: دو جوان تنها و سرگردان در دیترویت، کلارنس و آلاباما، در یک شب به هم میرسند و زندگیشان برای همیشه تغییر میکند. کلارنس که عاشق کمیکبوکها و فیلمهای وسترن است، با آلاباما که تازه از کار خود به عنوان یک روسپی دست میکشد، ازدواج میکند. اما زمانی که کلارنس برای نجات آلاباما، قاچاقچی مواد مخدر سابق او را میکشد و اتفاقی یک چمدان پر از کوکائین را با خود برمیدارد، زندگی عاشقانه آنها به یک فرار پرخطر و مرگبار تبدیل میشود. این زوج جوان حالا باید از دست مافیای مواد مخدر، پلیس فاسد و یک هالیوودی مرموز فرار کنند. این فیلم که توسط تونی اسکات کارگردانی شده و فیلمنامهاش را کوئنتین تارانتینو نوشته، با بازی کریستین اسلیتر، پاتریشا آرکت، دنیس هاپر، کریستوفر واکن، گری اولدمن، براد پیت، وال کیلمر و جیمز گاندولفینی، داستانی خشن، سریع و پر از دیالوگهای به یاد ماندنی است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در سال ۱۸۸۱، وایات ارپ، کلانتر سابق و افسانهای داج سیتی، به همراه برادرانش به شهر کوچک و آرام «تامبستون» در آریزونا میروند تا زندگی صلحآمیزی را آغاز کنند. اما این آرامش با ورود گروهی کلانتر شهر را به آشوب میکشند. وایات که ابتدا تمایلی به درگیری ندارد، پس از اینکه این گروه به نام «کاوبویز» به رهبری جانی رینگو، برادرانش را به خطر میاندازند و جان دوستانش را میگیرند، مجبور میشود بار دیگر اسلحه به دست بگیرد. او به همراه دوست وفادارش، داک هالیدی، که یک قمارباز و تیرانداز زبردست است، برای نجات شهر و اجرای عدالت، وارد نبردی مرگبار با شروران میشود. این فیلم حماسی وسترن محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی جورج پی. کازماتوس و با بازی درخشان کورت راسل (در نقش وایات ارپ)، وال کیلمر (داک هالیدی)، سام الیوت و بیل پکستون، داستان یکی از مشهورترین نبردهای تاریخ غرب وحشی را روایت میکند.
خلاصه داستان: مایک، یک شاعر بدبین که از تعهد هراس دارد، پس از چندین رابطه ناموفق، سرانجام با زنی زیبا به نام هریت آشنا میشود و با او ازدواج میکند. اما خوشبختی او دوامی ندارد؛ به زودی نشانههایی ظاهر میشوند که حاکی از آن است هریت ممکن است یک قاتل سریالی معروف به «عروس قاتل» باشد که همسرانش را به قتل میرساند. مایک که ابتدا این موضوع را باور ندارد، به تدریج درگیر توهم و واقعیت شده و تلاش میکند حقیقت را درباره همسرش کشف کند. این کمدی سیاه محصول سال ۱۹۹۳ به کارگردانی توماس شلمن، با بازی مایک مایرس، نانسی تراویس و مایکل ریچاردز، داستانی طنزآمیز از ترس، عشق و سوءظن را روایت میکند.
خلاصه داستان: در آیندهای تاریک و آشوبزده، شهر دِترویت در آستانه نابودی قرار دارد. شرکت شیطانی OCP که کنترل شهر را در دست دارد، قصد دارد پروژه «رِهِنِر» را اجرا کند؛ پروژهای که به معنای نابودی کامل محلههای فقیرنشین و اخراج ساکنان آنهاست. در این میان، الکس مورفی، افسر سابق پلیس که اکنون به عنوان ربات-پلیس یا «روبوكاپ» شناخته میشود، پس از تلاش برای متوقف کردن این طرح ظالمانه، توسط OCP از کار میافتد. اما زمانی که همکار وفادارش، آن لوئیس، توسط نیروهای شرکت به قتل میرسد، یک گروه مقاومت زیرزمینی به رهبری یک دختر بچه نابغه به نام نیکو، روبوكاپ را تعمیر و دوباره فعال میکنند. حالا روبوكاپ، با خاطرات انسانی خود و خشم ناشی از مرگ دوستش، به آخرین و سرنوشتسازترین نبرد خود میرود تا نه تنها از مردم بیپناه شهر محافظت کند، بلکه انتقام خون آن لوئیس را نیز بگیرد. این فیلم که در سال 1993 توسط فرد دکر ساخته شده، با بازی رابرت جان برک، نانسی آلن و ریپ تورن، سومین و آخرین قسمت از سهگانه کلاسیک روبوكاپ به شمار میرود.
خلاصه داستان: خودروی یک پناهجوی جنگی که اکنون در تهران به سر می برد به سرقت رفت. او با کمک پسرش جستجوی ناامیدانه ای را برای یافتن ماشین دزدیده شده اش آغاز می کند. در همین حین با مردی آشنا می شود که می تواند به او کمک کند و پسرش برنا نیز به دنبال چشم گمشده اش است.
خلاصه داستان: دختر جوانی که به تازگی یتیم شده است پس از زندگی در هند به انگلستان فرستاده می شود. به محض رسیدن به آنجا، او شروع به کشف محیط جدید و به ظاهر منزوی خود و اسرار آن می کند.
خلاصه داستان: فیلم ناپدید شدن (۱۹۸۸) به کارگردانی جرج اسلویزر با بازی ژن برووتس در نقش رکس، برنارد-پیر دونادیو در نقش ریموند و یوهانا تر استیگه در نقش ساسکیا، داستان مرد جوانی را روایت میکند که سه سال پس از ناپدید شدن ناگهانی نامزدش در یک پمپ بنزین، با وسواس به دنبال حقیقت میگردد و در نهایت با آدمربایی معمولی و باهوش روبرو میشود که زندگی دوگانهای دارد و راز گم شدن را فاش میکند، در حالی که فیلم به بررسی روانشناسی جنایت و انتقام میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «شرکت» به کارگردانی سیدنی پولیک در سال ۱۹۹۳، با بازی تام کروز در نقش میچ مکدییرد، وکیل جوان و باهوشی که از هاروارد فارغالتحصیل شده و پیشنهاد شغلی وسوسهانگیزی از یک شرکت حقوقی معتبر در ممفیس دریافت میکند. او و همسرش آببی (جین تریپلهورن) وارد زندگی لوکسی میشوند، اما به زودی میچ متوجه ارتباط پنهان شرکت با مافیا و FBI میشود و درگیر توطئهای مرگبار برای افشای رازها و نجات جان خود و اطرافیانش، از جمله همکاری با جین هانتر در نقش دستیار وفادار، قرار میگیرد. این اقتباس از رمان پرفروش جان گریشام، ترکیبی هیجانانگیز از تریلر حقوقی و تعقیب و گریز است.