خلاصه داستان: کارگردان درخشان بریتانیایی، درک جارمن، در سال ۱۹۸۶ شاهکاری سینمایی با عنوان «کاراواجیو» خلق کرد که زندگی پرتلاطم میکلانجلو مریسی دا کاراواجیو، نقاش انقلابی ایتالیایی قرن هفدهم را به تصویر میکشد. نیگل تری، در نقش کاراواجیو، با بازی هیجانانگیز خود، شخصیت پیچیده این هنرمند را به نمایش میگذارد که درگیر روابط عاشقانه آتشین با مدلهایش، به ویژه رانوچو (شان بین) و الئونورا (تیلدا سوئینتن)، میشود. فیلم با بهرهگیری از نورپردازی دراماتیک و ترکیب هنرمندانه عناصر مدرن و تاریخی، به کاوش در فرآیند خلاقانه نقاش میپردازد و تضاد بین زندگی پرحاشیه، فقر، عشق و اشتیاق سوزان او با دستاوردهای بینظیر هنریاش را آشکار میسازد. این اثر که در جشنواره فیلم برلین موفق به کسب جایزه شد، نه تنها یک زندگینامه سینمایی، بلکه تجربهای شاعرانه و بصری است که میراث جاودان کاراواجیو را گرامی میدارد.
خلاصه داستان: میک دانلدی، شکارچی افسانهای تمساح در دل طبیعت وحشی استرالیا، زندگی سادهای را در کنار بومیان منطقه میگذراند. یک روز، سو چارلستون، خبرنگار نیویورکی، برای تهیه گزارش دربارهٔ حملهٔ تمساح به او به استرالیا سفر میکند. پس از ملاقات با میک و مشاهدهٔ سبک زندگی منحصربهفرد او، سو تصمیم میگیرد او را با خود به نیویورک ببرد تا فرهنگ و تجربیاتش را در شهری بزرگ و مدرن به بوتهٔ آزمایش بگذارد. فیلم کمدی ماجراجویی «کروکودیل دوندی» محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی پیتر فایمن و با بازی پل هوگان و لیندا کوزلوفسکی است که داستان مواجههٔ یک مرد بومی استرالیایی با تمدن شهری را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: «پرتو سبز» (The Green Ray) فیلمی به کارگردانی اریک رومر در سال ۱۹۸۶ است که دلفین شریل در نقش اصلی آن ظاهر میشود. داستان دربارهٔ زن جوانی به نام دلفین است که در آستانهٔ تعطیلات تابستانی، دوستانش شهر را ترک کردهاند و او با احساس تنهایی و بیهدفی مواجه میشود. او به دنبال عشق و معنایی در زندگی خود میگردد و در این مسیر به سفرهای مختلفی میرود؛ از جمله به کوهستان، سواحل مدیترانه و در نهایت به ساحل بیاریتز. دلفین امیدوار است که بتواند پدیدهٔ نادر «پرتو سبز» را ببیند، پرتوی که در لحظهٔ غروب آفتاب ظاهر میشود و به باور برخی، به بینندهاش توانایی دیدن درون قلب خود و دیگران را میدهد. این فیلم که بخشی از مجموعهٔ «کمدیها و ضربالمثلها»ی رومر است، با نگاهی ظریف و دقیق به احساسات و تنهایی انسان مدرن، داستانی شاعرانه و تأملبرانگیز را روایت میکند.
خلاصه داستان: این فیلم سیاه و سفید کمدی-درام محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی جیم جارموش، داستان سه مرد کاملاً متفاوت را روایت میکند: زک (تام ویتس) که یک دیجی رادیو است، جک (جان لوری) که یک دلال است و روبرتو بنینی (با بازی خودش) که یک توریست ایتالیایی است. این سه نفر در زندان نیواورلئان با هم آشنا میشوند و پس از مدتی تصمیم به فرار میگیرند. پس از موفقیت در فرار، آنها در باتلاقهای لوئیزیانا سرگردان میشوند و در این میان، تفاوتهای فرهنگی و شخصیتی آنها منجر به موقعیتهای کمدی و گاه تلخ میشود. فیلم با نگاهی طنزآمیز به زندگی و دوستی، روابط انسانی را در شرایط سخت به تصویر میکشد و با بازی درخشان بازیگرانش، به یکی از آثار ماندگار سینمای مستقل بدل شده است.
خلاصه داستان: «مذبحهی تگزاس ۲» (The Texas Chainsaw Massacre 2) محصول سال ۱۹۸۶، به کارگردانی توبی هوپر، دنبالهی فیلم کالت کلاسیک او در سال ۱۹۷۴ است. این فیلم که با بازی دنیس هاپر، کارولین ویلیامز و بیل جانسون ساخته شده، داستان را دوازده سال پس از وقایع فیلم اول روایت میکند. داستان حول محور یک دیجی رادیویی به نام «استرچ» (با بازی ویلیامز) میگردد که شاهد قتل وحشیانهی دو جوان توسط خانوادهی کاننبک است. او با کمک یک کلانتر سابق به نام «لیووینگستون» (با بازی هاپر) که به دنبال انتقام از این خانوادهی آدمخوار است، وارد نبردی مرگبار در تونلهای زیرزمینی تگزاس میشود. در این میان، «چاپ استیک» (با بازی جانسون)، قاتل زنجیرهای معروف، با ارهی برقی خود به دنبال قربانیان جدید است. فیلم با حفظ فضای ترسناک و خونین فیلم اول، اما با رویکردی طنزآمیز و اغراقشده، به یکی از آثار برجستهی ژانر اسلشر تبدیل شده است.
خلاصه داستان: میلو که در یک گالری هنری در نیویورک کار میکند، پس از جدایی از همسرش، زندگی جدیدی را آغاز کرده است. او در یک حراجی با جان، یک کارگزار بورس مرموز و جذاب آشنا میشود و به سرعت تحت تأثیر شخصیت مرموز و اغواگر او قرار میگیرد. این آشنایی به یک رابطه پرشور و عشقی شهوانی تبدیل میشود که در آن میلو وارد بازیهای روانی و جنسی میشود که جان طراحی میکند. در ابتدا، میلو مجذوب این دنیای جدید از لذت و کنترل است، اما به تدریج متوجه میشود که این رابطه به سمت سلطهجویی و تحقیر پیش میرود و آزادی و هویت او را تهدید میکند. این فیلم محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی آدریان لاین و با بازی کیم بیسینگر و میکی رورک، داستانی عمیق و تأملبرانگیز درباره مرزهای عشق، هوس و از دست دادن خود در رابطهای ناسالم را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: یک مارشال سابق FBI به نام مارک کامنسکی، که به دلیل اخراج از نیروی پلیس شیکاگو به زندگی آرام در شهر کوچکی روی آورده، ناگهان توسط پسرعموی خود، پاتریک، که یک کارآگاه پلیس است، برای نفوذ به باند مافیای خطرناک جو پالمیسانو استخدام میشود. جو، که توسط FBI تحت تعقیب است، به تازگی از زندان آزاد شده و قصد دارد کنترل تمام قلمرو خود را بازپس گیرد. مارک با هویتی جعلی و با نام مستعار «جوزف پی. برنر» وارد حلقه مافیا میشود و به سرعت اعتماد جو را جلب میکند. او در این راه با پاتریک همکاری میکند تا از درون، سازمان جنایتکار جو را نابود کند. اما این مأموریت مخفی به زودی پیچیده میشود، زیرا مارک نه تنها باید با مظنون شدن جو و افرادش مقابله کند، بلکه احساساتش به همسر زیبای جو، آن، نیز او را در موقعیت خطرناکی قرار میدهد. این فیلم اکشن و جنایی محصول سال ۱۹۸۶ به کارگردانی جان اروین و با بازی آرنولد شوارتزنگر، کاترینا هارو، سم وانامیکر و پل شنار است.
خلاصه داستان: فیلم جاودانه (Highlander) به کارگردانی راسل مولکاهی در سال 1986، داستان کنن مککلود (با بازی کریستوفر لمبرت) را روایت میکند که یکی از آخرین جنگجویان جاودانه است؛ افرادی که از قرنها پیش در میان انسانهای عادی زندگی میکنند و تنها با قطع سر یکدیگر میکشند و انرژی یکدیگر را جذب میکنند تا سرانجام در یک مبارزه نهایی در گردهمایی (The Gathering) تنها یکی از آنها باقی بماند و قدرت بیپایان به دست آورد.
خلاصه داستان: متیو دیویس، جان لیسگو و ایزابلا راسیلینی در فیلم «مخمل آبی» به کارگردانی دیوید لینچ محصول ۱۹۸۶ به ایفای نقش پرداختهاند. داستان فیلم در شهر خیالی لومبرتون در کارولینای شمالی اتفاق میافتد، جایی که یک دانشجوی جوان به نام جفری بومون (متیو دیویس) در حین پیدا کردن یک گوش انسان در مزرعهای، به طور اتفاقی وارد دنیای پر از فساد، جنایت و شهوت شهر میشود و با زنی به نام دورتی والنز (ایزابلا راسیلینی) که در یک رابطه خشونتآمیز با یک قاچاقچی مواد مخدر به نام فرانک بوث (جان لیسگو) گرفتار شده، آشنا میشود.
خلاصه داستان: فیسیس بولر در روز تعطیل یک فیلم کمدی جذاب به کارگردانی جان هیوز و بازی متیو برودریک در نقش اصلی است که در سال ۱۹۸۶ ساخته شده است. داستان درباره نوجوان باهوش و شروری به نام فیسیس بولر است که با تظاهر به بیماری، یک روز از مدرسه فرار میکند تا به همراه دوستش کامرون و دوستدخترش اسلوئن، یک ماجراجویی بیپایان در شیکاگو داشته باشد. آنها در این روز پرماجرا با مشکلاتی مواجه میشوند که شامل فرار از دست مدیر مدرسه، رانندگی با فراری ارزشمند پدر کامرون و تجربههای مختلف شهری است.