خلاصه داستان: فیلم ترسناک علمی-تخیلی «فانتاسم» (Phantasm) محصول سال ۱۹۷۹ به کارگردانی دان کاسکارلی، یکی از فیلمهای کالت کلاسیک ژانر وحشت محسوب میشود. داستان حول محور پسری نوجوان به نام مایک (با بازی ای. مایکل بالدوین) میگردد که پس از مرگ والدینش، متوجه فعالیتهای مرموز و ترسناک در گورستان محلی میشود. او به همراه برادر بزرگترش جودی (بیل تورنبری) و دوستشان رجی (رجی بنیستر) به کاوش در این راز میپردازند. آنها با شخصیت شروری به نام «مرد بلند» (Angus Scrimm) روبرو میشوند که یک موجود فرازمینی است و در تالار تشییع جنازه فعالیت میکند. مرد بلند با استفاده از توپهای نقرهای مرگبار و کوتولههای پوشیده در شنل، قربانیان خود را شکار کرده و آنها را به بردههایی برای دنیای دیگر تبدیل میکند. این فیلم با فضاسازی رویایی و سورئال، صحنههای فراموشنشدنی و موسیقی متن ترسناک خود، به یکی از آثار ماندگار سینمای وحشت تبدیل شده است.
خلاصه داستان: در آلمان غربی اواخر دهه ۱۹۷۰، گروهی از انقلابیون شهری طبقه متوسط به رهبری فردریش که در یک شرکت کامپیوتری کار میکند، توسط یک کارمند پلیس مخفی به نام گروتوسکی برای انجام عملیات تروریستی دستکاری میشوند. اعضای گروه که شامل سوزان، روده، برنارد و گاستون هستند، در حالی که به ظاهر مشغول فعالیتهای عادی هستند، توسط پتر، یک کارمند پلیس مخفی دیگر که با گروتوسکی همکاری میکند، زیر نظر گرفته میشوند. این گروه که به «نسل سوم» معروف است، توسط پلیس برای انجام اقدامات خشونتبار تحریک میشود تا دولت بتواند با ایجاد ترس در جامعه، کنترل بیشتری بر مردم اعمال کند و بازار فروش کامپیوترهای شخصی را رونق بخشد. ریشتر فون بوند، رئیس پلیس مخفی، این نقشه را طراحی کرده است. در نهایت، گروتوسکی با همکاری پتر، گروه را به دام میاندازد و آنها را به قتل میرساند. این فیلم که در سال ۱۹۷۹ توسط راینر ورنر فاسبیندر ساخته شده، با بازیگری هنرمندانی چون هارک بوم، هری بائر، بولکر اسپینر، یوتا لامپه و گونتر کاوفمان، نقدی تند بر جامعه مصرفی و سیاستهای امنیتی دوران خود است.
خلاصه داستان: فیلمی موزیکال و کمدی به کارگردانی جیمز فراولی که در سال ۱۹۷۹ منتشر شد و اولین حضور عروسکهای محبوب ماپتها را بر پرده سینما به تصویر میکشد. داستان حول محور کرمیت قورباغه میچرخد که پس از ملاقات با یک کارگردان هالیوودی در فلوریدا، تصمیم میگیرد برای یافتن ثروت و شهرت به کالیفرنیا برود. در طول سفر، او با دوستان جدیدی از جمله میس پیگی، فوزی بیر، گونزو و دیگر ماپتها آشنا میشود، در حالی که توسط یک تاجر ثروتمند و شیطانی به نام داک هوپر تعقیب میشود که قصد دارد از کرمیت برای تبلیغات رستوران زنجیرهای خود استفاده کند. این فیلم با بازی هنرمندانی چون چارلز دورنینگ، آستین پندلتون و ادوارد اسنودن جونیور، ترکیبی از بازی زنده و عروسکگردانی است و با آهنگهای به یاد ماندنی و شوخیهای هوشمندانه، سفری جادویی و خندهدار را برای تمام خانواده رقم میزند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: فرانک کارور، پدری نگران، متوجه میشود که همسرش نولا در یک مؤسسه رواندرمانی عجیب و غریب تحت درمان دکتر هال رگات قرار دارد. دکتر رگات از روشی منحصربهفرد به نام «روانپالسی» استفاده میکند که به بیماران اجازه میدهد هیجانات سرکوبشده خود را به شکل فیزیکی بروز دهند. همزمان، موجودات کوچک و مرموزی که شبیه کودکان جهشیافته هستند، شروع به حمله به اطرافیان نولا میکنند و قتلعام بهپا میکنند. فرانک به زودی درمییابد که این موجودات ترسناک، که به «توده» معروفاند، تجسم خشم و نفرت سرکوبشده نولا هستند و هرچه بیشتر به حقیقت نزدیک میشود، خطر بیشتری خود و دختر کوچکش کندیس را تهدید میکند. این فیلم ترسناک روانشناختی محصول سال ۱۹۷۹ به کارگردانی دیوید کراننبرگ و با بازی الیور رید، سامانتا اگار و آرت هیندل، کابوسی هولناک درباره آسیبهای روانی، خشونت خانوادگی و عواقب وحشتناک سرکوب احساسات را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: این فیلم سینمایی محصول سال ۱۹۷۹ به کارگردانی کارول بالارد، داستان پسری جوان به نام الک رامزی (با بازی کلی مک گیلیس) را روایت میکند که همراه با پدرش در یک سفر دریایی به آفریقا است. پس از غرق شدن کشتی در یک طوفان شدید، الک به تنهایی در ساحل یک جزیره دورافتاده به هوش میآید. در آنجا با اسب سیاه زیبایی آشنا میشود که او نیز از حادثه جان سالم به در برده است. این دو به تدریج با هم دوست میشوند و پیوندی عمیق بین آنها شکل میگیرد. پس از نجات یافتن و بازگشت به خانه، هنری دالی (با بازی میکی رونی)، مربی سابق اسبدوانی، متوجه استعداد خارقالعاده این اسب میشود و به الک کمک میکند تا برای شرکت در مسابقات بزرگ آماده شود. «مادیان سیاه» یک داستان فراموشنشدنی درباره دوستی، امید و پیروزی است که با تصاویر نفسگیر و کارگردانی هنرمندانه به یکی از محبوبترین فیلمهای خانوادگی سینما تبدیل شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم سینمایی **تفالههای جامعه** (Scum) محصول سال ۱۹۷۹ به کارگردانی آلن کلارک، یکی از خشنترین و صریحترین نقدهای سیستم اصلاح و تربیت بریتانیا را به تصویر میکشد. این فیلم که با بازیهای قدرتمند ری وینستون در نقش کارلین و میکی (مایکل باسمن) همراه است، داستان گروهی از نوجوانان بزهکار را روایت میکند که در یک مرکز نگهداری اصلاحی و تربیتی (بورستال) اسکان داده شدهاند. در این محیط خشن و سرشار از خشونت، زورگویی و بیعدالتی از سوی همزندانیان و حتی کارکنان مرکز، زندگی این نوجوانان به مبارزهای روزمره برای بقا تبدیل میشود. کارلین، تازهواردی که به خاطر سرپیچی از قوانین سفت و سخت بورستال، بارها مورد تنبیه و آزار قرار میگیرد، به تدریج به رهبری مقاوم در برابر سیستم سرکوبگر تبدیل میشود. فیلم با نمایش بیپرده خشونتهای فیزیکی و روانی، فساد سیستماتیک و ناتوانی سیستم در اصلاح واقعی جوانان، تصویری تاریک و تأثیرگذار از یک نهاد شکستخورده ارائه میدهد که به جای درمان، به تشدید خشونت و تولید «تفالههای جامعه» دامن میزند.
خلاصه داستان: یک پسر روستایی ساده دل و پناه گرفته ناگهان تصمیم می گیرد خانه خانوادگی خود را ترک کند تا زندگی در شهر بزرگ را تجربه کند، جایی که ساده لوحی او هم بهترین دوست و هم بدترین دشمن اوست.
خلاصه داستان: یک باند خیابانی معروف به جنگجویان باید راه خود را از برانکس به زمین چمن خانگی خود در جزیره کونی بجنگد، زمانی که اعضای آن به دروغ متهم به ترور یک رهبر محترم باند می شوند.
خلاصه داستان: فیلم «ازدواج ماریا براون» به کارگردانی راینر ورنر فاسبیندر در سال ۱۹۷۹، با بازی برجسته هانا شیگولا در نقش ماریا براون و کلاوس لوویتش در نقش هرمان، داستان زنی جوان را در آلمان پس از جنگ جهانی دوم روایت میکند؛ ماریا در روز عروسیاش با هرمان که به جبهه اعزام میشود، تنها میماند و برای بقا در میان ویرانهها، روابطی با سربازان آمریکایی، تاجر ثروتمند و دیگران برقرار میکند، اما وفاداریاش به شوهر گمشدهاش تا بازگشت غیرمنتظره او ادامه دارد و نمادی از صعود اقتصادی و تغییرات اجتماعی آلمان غربی است.