خلاصه داستان: هنگامی که یک مدل مد در طی سقط جنین می میرد ، دکتر وی شروع به یک سری قتل های سریالی میکند. قربانیان بعدی از آژانس مدلینگی هستند که توسط آلباتروس اداره می شود و…
خلاصه داستان: شخصیت اصلی این کارتون یک گوریل ۱۲ متری است که عاشق انگور است. این شخصیت بعد از هر صحبتی که میکند کلمهٔ انگوری را دو بار تکرار میکند. او همراه یک سگ به نام بیگلی بیگلی و روی سقف ماشین او به کشورهای مختلف جهان سفر میکند و در این سفر با ماجراهای مختلفی روبرو میشود. هیکل بزرگ گوریلانگوری باعث میشود کسانی که او را پیشتر ندیدهاند از دیدنش شوکه شوند و بترسند، همین ظاهر اوست که مردم و حیوانات دیگر را میترساند و با ترس فریاد میزنند: «وای … گووووو… ریل». گوریل انگوری و دوست صمیمیاش بیگلی بیگلی معمولاً سوار یک ون کوچک زرد میشوند البته گوریل انگوری بالای سقف ماشین مینشیند بدون اینکه سقف ماشین بشکند!
خلاصه داستان: در پاییز 1963، یک کهنه سرباز و جنایتکار جنگ کره اقرار به جنون کرد و در یک آسایشگاه روانی بستری شد و در آنجا بیماران ترسیده را علیه پرستار ظالم جمع کرد.
خلاصه داستان: سندباد و دوستش علی بابا با هم راهی سفر های ماجراجویانه ی خودشون به شاهزاده خانم زیبایی میرسند که به خاطر مکر وزیر خیانت کار باید با اون ازدواج کنه و سندباد وقتی این موضوع رو میفهمه تمامی سعی و تلاشش رو برای نجات شاهزاده خانم انجام میده در این راه اون سختی های زیاد مثل نبرد با پرنده ی غول پیکر و محافظت از الماس را تجربه میکنه!
خلاصه داستان: سیامک دزدی است که برای عباس خلکوب کار می کند. او با دوست قماربازش تقی در اتاقی اجاره ای زندگی می کند. یک روز سیامک مردی را در اتوبوس به جیب میزند اما رضا (گوگوش) آن را از او میدزدد. این باعث می شود که این دو یکدیگر را بشناسند ...
خلاصه داستان: پسر جوانی (بهروز وثوقی) که آرزوی رفتن به آمریکا را در سر می پروراند، سعی می کند با سرقت آن پول را مدیریت کند، سپس یک روز با دختری ثروتمند (گوگوش) آشنا می شود.
خلاصه داستان: خانواده نوروزی او را متقاعد می کنند که خانه قدیمی را بفروشد تا یک خانه مدرن جدید بسازد، اما ساخت آپارتمان طول می کشد و او بی پول می شود. نوروز به تنهایی ساختمان را ادامه می دهد اما اتفاقات عجیبی می افتد که دکتر...
خلاصه داستان: مرد ثروتمندی که شرکت دارد، دختر ساده لوحی عاطفه (گوگوش) را فریب می دهد که فکر می کند می خواهد با او ازدواج کند. عاطفه برای یافتن مرد ثروتمند به شمال ایران می رود. پدرش به علی (بهروز وثوقی) 70000 تومان می دهد تا برود و رتو...