خلاصه داستان: فیلم داستان او (۱۹۷۵) به کارگردانی ژوست ژاکین با بازی کورین کلیری در نقش او و آنتونی استیل در نقش رنه، روایتی جسورانه و اروتیک از زنی جوان به نام او است که توسط معشوقش به قلعهای مرموز در روستایی دورافتاده برده میشود و در آنجا تحت آموزشهای سادیستی و تسلیم جنسی قرار میگیرد تا به بردهای کامل و مطیع تبدیل شود، در حالی که مرزهای عشق، لذت و درد را کاوش میکند و او را برای انتقال به مرد دیگری آماده میسازد.
خلاصه داستان: فیلم کندو (بیهیو) به کارگردانی ماریو کاموس در سال ۱۹۸۲، اقتباسی برنده جایزه از رمان مشهور کامیلو خوسه سلا است که زندگی پرتلاطم ساکنان یک ساختمان آپارتمانی در مادرید دهه ۱۹۴۰ را روایت میکند. با بازی درخشان آنا بلن در نقش ماتیلده، خوان دیگو به عنوان آرتیستو و ویکتور والدس، این درام اجتماعی روابط عاشقانه پنهان، خیانتهای خانوادگی، فقر و سرکوب در دوران دیکتاتوری فرانکو را با نگاهی واقعگرایانه و چندلایه به تصویر میکشد و تصویری جامع از جامعه اسپانیای پس از جنگ داخلی ارائه میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «تفنگ قدیمی» ساخته رابرت انریکو در سال ۱۹۷۵ با بازی فیلیپ نوآره در نقش جراح ثروتمند ژول و رومي اشنایدر به عنوان همسرش، داستانی تلخ و انتقامی در بستر اشغال فرانسه توسط نازیها در جنگ جهانی دوم روایت میکند؛ ژول که به زندگی آرامی در جنوب فرانسه عادت کرده، پس از قتل فجیع همسر و دختر خردسالش توسط سربازان اساس، با تفنگ قدیمی پدرش به کوهستان پناه میبرد و دست به انتقام خونین و بیرحمانهای میزند که مرزهای انسانیت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم هیولا (۲۰۲۳) به کارگردانی برتران بونلو با بازیهای درخشان لئا سایدو در نقش گابریل و جورج مککی، داستانی علمی-تخیلی و عاشقانه را در سه دوره زمانی ۱۹۱۰، ۲۰۱۴ و ۲۰۴۴ روایت میکند. در دنیایی دیستوپیایی که هوش مصنوعی امکان پاک کردن احساسات انسانی و خاطرات دردناک را فراهم کرده، گابریل برای رهایی از عشقی نفرینشده از گذشتههایش به این فناوری روی میآورد، اما ملاقات تصادفی با مردی مرموز که در زندگیهای پیشین عاشق یکدیگر بودهاند، سرنوشتشان را به چالش میکشد و مرزهای زمان، عشق و هویت را درهم میشکند.
خلاصه داستان: سریال کمدی کلاسیک بریتانیایی «فولتی تاورز» محصول سالهای ۱۹۷۵ تا ۱۹۷۹ به کارگردانی و نویسندگی جان کلیز و کونی بوت، داستان بازیل فولتی (با بازی جان کلیز)، مدیر هتل پرتلاطم و عصبی در شهر تورکی انگلستان را روایت میکند که با همسر پرحرفش سیبیل (پرونلا اسکیلز)، خدمتکار ناشی اسپانیاییاش مانوئل (اندرو ساکس) و منشی باهوش پلی (کونی بوت)، درگیر انبوهی از موقعیتهای خندهدار و فاجعهبار با مهمانان عجیبوغریب و مشکلات روزمره میشود و هر اپیزود به یکی از این هرجومرجهای بهیادماندنی ختم میگردد.
خلاصه داستان: فیلم زندانی خیابان دوم ساخته سال ۱۹۷۵ به کارگردانی نیل سایمون، داستان مل ادواردز (جک لمون)، مدیر اجرایی ۴۶ سالهای را روایت میکند که پس از اخراج ناگهانی از کار، دچار بحران روانی، افسردگی و خشم شدید میشود. همسرش آلما (آن بنکرافت) در آپارتمان شلوغ و پر سر و صدایشان در خیابان دوم منهتن نیویورک، با تمام وجود تلاش میکند تا او را آرام کند، اما مشکلات مالی، دزدیهای محله و فشارهای زندگی شهری، روابطشان را به مرز فروپاشی میرساند. این کمدی-درام تلخ و هوشمندانه، کاوشی عمیق در بحران میانسالی و تنشهای خانوادگی مدرن است.
خلاصه داستان: فیلم «دوستان من» به کارگردانی ماریو مونیچلی در سال ۱۹۷۵، داستان پنج دوست قدیمی و شیطان به نامهای نچّی، ماسِتا، رونِلا، مِلتو و گوانتو را روایت میکند که در فلورانس ایتالیا زندگی میکنند و با شیطنتهای خلاقانه، شوخیهای جسورانه و ماجراجوییهای خندهدارشان، زندگی روزمره را به یک نمایش کمدی بیپایان تبدیل میکنند. این کمدی کلاسیک ایتالیایی با بازیگران برجستهای چون اوگو توگنازی، گاستونه موسکین، ویتوریو گاسمن، ممو کاروتنوتو و رنزو مونتاگنانی، دوستی ابدی و شور زندگی را در میان بحرانهای میانسالی به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۵، فیلم «روباه و دوستانش» به کارگردانی راینر ورنر فاسبیندر، با بازی خود فاسبیندر در نقش اصلی فاکس، یک دلقک خیابانی همجنسگرای سادهلوح که پس از برنده شدن در لاتاری، وارد دنیای اشرافی برلین غربی میشود و با معشوق ثروتمندش اووه و دوستانش آشنا میگردد، اما به تدریج مورد سوءاستفاده مالی و عاطفی قرار میگیرد و به ورشکستگی و تنهایی کامل میرسد؛ این درام تلخ و انتقادی از طبقه بورژوازی و روابط انسانی، یکی از شاهکارهای سینمای نوین آلمان است.
خلاصه داستان: فیلم «مندریک» (۲۰۲۴) به کارگردانی کنی گیج، با بازی سباستین استن در نقش بنجامین لی، یک تبهکار کوچکزمانه در لندن دهه ۱۹۷۰، روایتگر تلاش او برای یافتن ریشه افسانهای مندریک با قدرتهای ماورایی است تا برادرش را از بدهیهای سنگین نجات دهد؛ این جستجوی خطرناک او را با خلافکاران قدرتمند مانند شخصیتهای جک اوکانل، تام برک، دمیان لوئیس و سونویا میزونو درگیر میکند و به سفری پر از خشونت، خیانت و رازهای تاریک تبدیل میشود.
خلاصه داستان: فیلم «خداحافظ، عشق من» (۱۹۷۵) به کارگردانی دیک ریچاردز، اقتباسی نوآر از رمان ریموند چandler است که رابرت میچم در نقش فیلیپ مارلو، کارآگاه خصوصی لسآنجلس، ظاهر میشود؛ موآ مالوی (جک اولیور)، غول سیاه تازه از زندان آزادشده، مارلو را استخدام میکند تا وِلما، معشوقه سابقش را پیدا کند، اما مارلو درگیر شبکهای از جنایت، فساد، مواد مخدر و خیانت میشود و با شخصیتهایی چون وِلما والدرز (شارلوت رمپلینگ)، لیلیِت (سیلویا مایلز) و نِلِس (جان آیرلند) روبرو میگردد و رازهای تاریک هالیوود دهه ۱۹۴۰ را کشف میکند.