خلاصه داستان: یک جواهر گرانبها به نام الماس صورتی که نماد کشور لوگاریا است، توسط یک سارق مرموز به نام «شبح» دزدیده میشود. بازرس کلوزو، کارآگاه ناشی اما مصمم پلیس فرانسه، پس از سالها خانهنشینی اجباری، برای حل این پرونده دوباره به خدمت فراخوانده میشود. او به سرعت به سراغ بزرگترین مظنون خود، سرگرد سرژانت چارلز درهیو، مردی که از کلوزو متنفر است، میرود. کلوزو با روشهای غیرمعمول و رفتارهای عجیب و غریب خود، تمام تلاشش را میکند تا هم الماس را پیدا کند و هم ثابت کند که درهیو مقصر اصلی است. در این میان، سفر او به لوگاریا و مواجهه با شاهزاده خانم این کشور، موقعیتهای کمدی بیشماری را رقم میزند. پیتر سلرز در نقش بازرس کلوزو، همراه با کریستوفر پلامر و کاترین اسکلا، در این فیلم کمدی کلاسیک به کارگردانی بلیک ادواردز در سال ۱۹۷۵ به ایفای نقش پرداختهاند.
خلاصه داستان: این فیلم کوتاه انیمیشنی محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی و نویسندگی اشکان رهگذر است که داستان مردی تنها را روایت میکند که در یک اتاق کوچک زندگی میکند و هر روز صبح با بیدار شدن از خواب، با یک مشکل جدید و عجیب مواجه میشود: یک مسئله ریاضی که به شکل فیزیکی در دنیای واقعی او ظاهر میشود. او باید هر روز قبل از اینکه بتواند از خانه خارج شود، این معما را حل کند. داستان با طنزی ظریف و بصری، زندگی روزمره را به چالش میکشد و نشان میدهد که چگونه مشکلات به ظاهر ساده میتوانند زندگی را متوقف کنند. این انیمیشن کوتاه با روایتی ساده و تصویری، مفاهیم عمیقی را درباره حل مسئله و پشتکار به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: خلاصه داستان: در این فیلم ترسناک روانشناختی به کارگردانی برایان فوربز، جوآنا ابرهارت (با بازی کاترین راس) به همراه همسرش والتر (با بازی پیتر مسترسون) و فرزندانشان از منهتن به شهر کوچک و به ظاهر آرام استپفورد نقل مکان میکنند. جوآنا که یک عکاس حرفهای است، به زودی متوجه میشود که زنان شهر رفتارهای عجیب و یکنواختی دارند و تمام توجهشان را به خانهداری و راضی نگه داشتن همسرانشان معطوف کردهاند. او و دوست جدیدش، بابیه (با بازی پائولا پرنتیس)، که او نیز تازهوارد شهر شده، درمییابند که این زنان قبلاً شخصیتهای مستقلی داشتهاند. جوآنا به تدریج به راز وحشتناک شهر پی میبرد: مردان عضو باشگاه مردان استپفورد، همسرانشان را با رباتهایی که ظاهراً کامل شبیه آنها هستند، جایگزین کردهاند. این فیلم محصول سال ۱۹۷۵، با الهام از رمان آیرا لوین، به بررسی مضامین فمینیستی، سلطهگری مردانه و ترس از فناوری میپردازد و جوآنا را در تلاشی ناامیدانه برای فرار از سرنوشتی مشابه قرار میدهد.
خلاصه داستان: **Tommy** فیلمی موزیکال و فانتزی به کارگردانی کن راسل و بر اساس اپرا راک گروه The Who است که در سال ۱۹۷۵ منتشر شد. این فیلم با بازی راجر دالتری در نقش اصلی، همراه با ستارگانی چون آن-مارگارت، الویو جان، تینا ترنر، اریک کلپتون و جک نیکلسون، داستان پسری ناشنوا، کور و لال به نام تامی را روایت میکند که پس از یک ضربه روحی در کودکی، از دنیای بیرون قطع ارتباط میکند. خانوادهاش، به ویژه مادرش (آن-مارگارت)، برای بهبودی او تلاش میکنند، اما تامی در دنیای درونی خود غرق شده و تنها از طریق موسیقی و ارتعاشات با دنیا ارتباط برقرار میکند. فیلم با صحنههای بصری خیرهکننده و اجراهای موزیکال منحصر به فرد، به کاوشی نمادین در مورد آسیبهای روانی، امید و قدرت رهاییبخش موسیقی میپردازد. تامی به تدریج به یک پیامبر موسیقی تبدیل میشود و پیروان بسیاری پیدا میکند، اما این شهرت او را با چالشهای جدیدی روبرو میکند. «تامی» یک تجربه سینمایی منحصر به فرد است که موسیقی راک را با داستانی عمیق و تصاویری فراموشنشدنی ترکیب میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
راننده آمبولانس بدخلق و گوشهگیری به نام «رندال» که از زندگی شخصی خود ناراضی است، ناگزیر به همکاری با «بنزو»، کارآموز تازهکاری که به تازگی به تیم آمبولانس پیوسته، میشود. رندال که از این همکاری اجباری خشمگین است، با بنزو که فردی خوشبین و پرحرف است، درگیری شخصیتی پیدا میکند. در یکی از شیفتهای شبانه، آنها برای نجات جان یک بیمار در وضعیت بحرانی تلاش میکنند و در این مسیر، رندال مجبور میشود با گذشته تاریک و آسیبهای روحی خود روبرو شود. این سفر پرتنش در دل شب، به تدریج به سفری برای کشف خود و درک ارزش همدلی و ارتباط انسانی تبدیل میشود و رندال را وادار میکند تا معنای واقعی نجات دادن را دوباره تعریف کند.
خلاصه داستان: فیلم شعلیها (Sholay) محصول سال ۱۹۷۵ به کارگردانی رامش سیپی، یکی از نمادینترین و محبوبترین فیلمهای تاریخ سینمای هند (بالیوود) است. این حماسه وسترن هندی با بازی درخشان آمیتاب باچان، دارمندرا، هما مالینی، جایا بهادوری، سانجیو کومار و آمیتاب باچان در نقش شخصیتهای فراموشنشدنی خود، داستان دو دوست صمیمی به نامهای جی و ویرو را روایت میکند که توسط یک افسر پلیس بازنشسته به نام تهاکور برای دستگیری گابار سینگ، یک راهزن بیرحم و خطرناک، استخدام میشوند. تهاکور که خانوادهاش توسط گابار به قتل رسیدهاند و خودش نیز دستهایش را از دست داده، به دنبال انتقام است. فیلم با ترکیب فوقالعادهای از اکشن، کمدی، درام و عشق، ماجراجویی این دو قهرمان را در روستایی کوچک به تصویر میکشد و به بررسی مفاهیمی چون دوستی، وفاداری، عدالت و انتقام میپردازد. شعلیها با دیالوگهای به یاد ماندنی، صحنههای اکشن نفسگیر و موسیقی افسانهای خود، برای دههها در قلب مخاطبان جای گرفته و به عنوان یکی از برترین فیلمهای تاریخ سینمای هند شناخته میشود.
خلاصه داستان: داستان اُ (The Story of O) فیلمی فرانسوی به کارگردانی ژوست ژاکن است که در سال ۱۹۷۵ بر اساس رمانی مشهور به همین نام از پولین رئاژ ساخته شد. این فیلم با بازی کورین کلری در نقش اصلی، داستان زنی به نام اُ را روایت میکند که به خاطر عشق به یک عکاس مد به نام رنه، خود را تسلیم خواستههای او میکند و وارد دنیایی از تسلیم و بندگی میشود. او به عمارتی دورافتاده برده میشود و در آنجا تحت آموزشهای سخت و مناسک خاصی قرار میگیرد تا به عنوان بردهای کامل و مطیع تربیت شود. فیلم با نگاهی صریح و بیپرده به موضوعاتی چون سلطه، تسلیم، شهوت و مرزهای عشق میپردازد و در زمان اکران خود بحثهای فراوانی را درباره سکسوالیته و قدرت برانگیخت.
خلاصه داستان: فیلم «دستهای کثیف» به کارگردانی فردینان ریورز در سال ۱۹۵۱، با بازی دانیل ژیلن در نقش هوگو و دانیل دارویو در نقش هودرر، اقتباسی از نمایشنامه ژان-پل سارتر است که داستان جوانی ایدئالیست به نام هوگو را روایت میکند؛ او به عنوان جاسوس مأموریت دارد رهبر حزب کمونیست را در دوران اشغال آلمان ترور کند، اما با ورود همسر رهبر و پیچیدگیهای عشقی، خیانت و تردیدهای اخلاقی، دستانش واقعاً کثیف میشود و به عمق بحران هویت سیاسی و انسانی فرو میرود.