خلاصه داستان: فیلم «مالکیت دیگر دزدی نیست» (۱۹۷۳) به کارگردانی الیو پتری، با بازی فلاویو بوچی در نقش ژولیو کارمند بانک سرکش، اوگو توگنازی و ماریسا سولیناس، داستان مرد جوانی را روایت میکند که از سیستم سرمایهداری و بانکها خشمگین است و با شعار «مالکیت دیگر دزدی نیست» علیه آنها قیام میکند؛ او پولهای بانک را بدون سود و بهره به مشتریان قرض میدهد، زندگیاش را بر پایه ایدههای انقلابی و ضدسرمایهداری میسازد و درگیر درگیریهای عاطفی، سیاسی و اجتماعی میشود که به چالشهای عمیق اخلاقی و طبقاتی منجر میگردد.
خلاصه داستان: فیلم کاکل ذرت (۱۹۷۳) به کارگردانی جری شاتزبرگ با بازی جین هاکمن در نقش مکس، یک کارگر خشن و باتجربه، و آل پاچینو در نقش لاین، یک ملوان سابق نرمتن و خیالپرداز، داستان دو مرد غریبه را روایت میکند که در پی تحقق رؤیای راهاندازی یک شستشوی ماشینی، سفری جادهای از غرب به فلوریدا آغاز میکنند. در طول این سفر پرماجرا، دوستی عمیق آنها شکل میگیرد، اما با چالشهای زندگی واقعی مانند فقر، خشونت زندان و خیانتهای ناگهانی روبرو میشوند که رؤیاهایشان را به سخره میگیرد و مرزهای انسانیت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: چشم خصوصی فیلیپ مارلو به دوستش تری لنوکس کمک می کند تا از یک مربا خلاص شود و در قتل همسرش سیلویا دست دارد. او همچنین توسط آیلین وید استخدام میشود تا همسرش راجر که دیپسومنیک است پیدا کند، که اغلب زمانی که میخواهد ناپدید میشود...
خلاصه داستان: فیلم استخدامکننده (۱۹۷۳) به کارگردانی آلن بریجز با بازی رابرت میچوم در نقش لید بیت، رانندهای تنها و آسیبدیده از جنگ جهانی دوم، و سارا مایلز در نقش لیدی اشرافی مغرور، داستان رابطهای پیچیده و پرتنش عاطفی را روایت میکند که میان این دو شکل میگیرد؛ لیدی پس از مرگ همسرش به شوفر خود وابسته میشود، اما تفاوتهای طبقاتی و گذشته تلخ لید، این پیوند را به سوی تراژدی سوق میدهد و به بررسی تمهایی چون تنهایی، عشق نافرجام و تضادهای اجتماعی میپردازد.
خلاصه داستان: فیلم «مادر و فاحشه» ساخته ژان یوستاش در سال ۱۹۷۳ با بازی ژان-پییر لئو در نقش الکساندر، برنادت لافون و فرانسواز لبرون، داستان جوانی بیکار و فیلسوفنما به نام الکساندر را در پاریس پس از جنبش مه ۱۹۶۸ روایت میکند که درگیر روابط پیچیده عاطفی با سه زن است: ورونیک معشوقه وفادارش، ماری دوستدختر سابقش و هلمِت پرستاری که به او علاقهمند میشود. این درام حماسی سهساعته با دیالوگهای طولانی و واقعگرایانه، به کاوش در بحران هویت، عشق ناکام، خیانت و تنشهای جنسیتی نسل جوان دهه ۱۹۷۰ فرانسه میپردازد و نمادی از سینمای موج نوی فرانسه است.
خلاصه داستان: زندگی کن و بگذار بمیر (۱۹۷۳)، به کارگردانی گای همیلتون، با بازی راجر مور در نقش جیمز باند، جین سیمور و یافت کوتو، داستان مأمور ۰۰۷ را روایت میکند که پس از قتل سه مأمور MI6 در سانفرانسیسکو، لندن و نیواورلئان، مأموریت مییابد تا قاتل مرموز را شناسایی کند. باند به هارلم نیویورک نفوذ میکند و با کان مستر، رهبر خطرناک قاچاقچیان هروئین و جادوگر وودو، روبرو میشود که با استفاده از کروکودیلها، قایقهای تندرو و توطئههای پیچیده، قصد سلطه بر بازار مواد مخدر آمریکا را دارد. باند با کمک سولتایِ CIA و کلوییس، دختر کان مستر، در تعقیب و گریزهای نفسگیر جامائیکا و خلیج مکزیک، نقشه غرق کردن آمریکا در هروئین را خنثی میکند.
خلاصه داستان: فیلم انیمیشن علمی-تخیلی «سیاره شگفتانگیز» به کارگردانی رنه لالو در سال ۱۹۷۳، داستانی سوررئال را روایت میکند که در سیارهای بیگانه رخ میدهد؛ جایی که موجودات غولپیکر آبیرنگ به نام دراگها، انسانهای کوچک و وحشی موسوم به اومها را شکار کرده و به عنوان حیوان خانگی اهلی میکنند. ترر، جوانی کنجکاو از اومها، از اسارت دراگها فرار میکند، با همنوعانش متحد شده و در برابر ستم این موجودات برتر مبارزه میکند، در حالی که رازهای جهان و هویت اومها آشکار میشود. صداپیشگان برجستهای مانند ژنیویو گاسکل و اریک کولون به شخصیتها جان میبخشند.
خلاصه داستان: نبرد برای سیاره میمونها (۱۹۷۳)، به کارگردانی جی. لی تامپسون و با بازی رودی مکداوال در نقش قیصر، کلود آکینز و جان هیوستون، پنجمین و آخرین فیلم از سری اصلی سیاره میمونها است که در جهانی پساآخرالزمانی روایت میشود. قیصر، رهبر میمونهای هوشمند، با چالشهای داخلی از سوی میمونهای سرکش و تهدید خارجی از بازماندگان انسانهای جهشیافته روبرو است و برای حفظ صلح و جلوگیری از جنگ تمامعیار، نبردی حماسی را رهبری میکند که سرنوشت هر دو گونه را رقم میزند.
خلاصه داستان: سرزمینهای بد (۱۹۷۳)، ساخته ترنس مالیک با بازی مارتین شین در نقش کیت و سوزی اسمیت در نقش هولی، روایتی شاعرانه و جنایی از داستان واقعی زوجی جوان در دهه ۱۹۵۰ آمریکا است که پس از قتل پدر هولی توسط کیت، از جامعه فرار میکنند، مرتکب قتلهای زنجیرهای میشوند و در سرزمینهای وسیع غرب وحشی به سفری پرماجرا و مرگبار میپردازند، در حالی که هولی با صدای راوی خود زندگی پر از خشونت و عشق را توصیف میکند.
خلاصه داستان: داستان در دوران سلسله سونگ (حدود سال ۱۱۲۰) رخ میدهد و ماجراهای ۱۰۸ یاغی را روایت میکند که در برابر فساد و ظلم دولت مبارزه میکنند. این اقتباس بر لین چانگ (با بازی آتسوئو ناکامورا) تمرکز دارد که به دلیل خیانت رئیسش، کائو چیو (با بازی کی ساتو)، به یاغیان ملحق میشود و در تالابهای لیانگشانپو پناه میگیرد. سریال با فضای اکشن و ماجراجویانه، به موضوعاتی مانند عدالت، وفاداری و مبارزه با ستم میپردازد. دوبله انگلیسی با صدای برت کووک و صحنههای رزمی جذاب، این سریال را به یک اثر کالت در بریتانیا تبدیل کرده است.