خلاصه داستان: داستان زندگی رنگارنگ و افسانهای قاضی روی بین، مردی بیرحم و قانونگذار در غرب وحشی تگزاس را روایت میکند. در سال ۱۸۹۰، روی بین، که توسط پل نیومن به تصویر کشیده شده است، پس از فرار از دست قانون، به شهر کوچک و خشن وینی پو arrive میکند. او که تحت تأثیر قاضی غربی، لانگورث، قرار دارد، تصمیم میگیرد قانون را به شیوه خودش در این شهر برقرار کند. بین با بیرون راندن جنایتکاران و اعدام سریع مجرمان، کنترل شهر را به دست میگیرد و خود را به عنوان قاضی منصوب میکند. او عاشق دختری مکزیکی به نام ماریا میشود و با کمک شریک وفادارش، تاجر خوشقلب، زندگی جدیدی را آغاز میکند. اما گذشته تاریک او و تعقیبکنندگانش، بهعلاوه ظهور تمدن و قانون رسمی، آرامش او را تهدید میکند. این فیلم که در سال ۱۹۷۲ توسط جان هیوستون ساخته شده، با بازی ویکتوریا principal، آنتونی پرکینز و راد استایگر، داستانی طنزآمیز و خشن از عدالت شخصی و گذر از دوران غرب وحشی را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم "خانه آخر در سمت چپ" محصول سال ۲۰۰۹ به کارگردانی دنیس ایلادیس، بازسازی نسخه کلاسیک ۱۹۷۲ ساخته وس کریون است. داستان در مورد خانواده کلاک است که به خانه ییلاقی خود در کنار دریاچه نقل مکان میکنند. دختر نوجوان آنها، ماری (سارا پاکستون)، با دوستش پگی (مارتا مکایزاک) برای شرکت در یک کنسرت به شهر میروند. در راه بازگشت، آن دو با جاستین (اسپنسر تریت کلارک)، پسر جوانی که به آنها در پیدا کردن مواد مخدر کمک میکند، ملاقات میکنند. اما این ملاقات به فاجعهای هولناک منجر میشود. وقتی خانواده ماری متوجه میشوند که متجاوزان به دخترشان به طور تصادفی به خانه آنها پناه آوردهاند، تصمیم میگیرند که به جای قانون، خودشان عدالت را اجرا کنند. بازیگران اصلی فیلم شامل تونی گلدوین، مونیکا پاتر، گارت ویتیک و آرون پل هستند. این فیلم یک تریلر روانشناختی و انتقامجویانه است که مرزهای خشونت و عدالت را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۲، جرج کاکورو کارگردان برجستهی هالیوود، اقتباس سینمایی جذابی از رمان معروف گراهام گرین با همین نام را به پرده سینماها آورد. این فیلم کمدی-ماجراجویی که با نام «سفرها با عمهام» شناخته میشود، داستان هنری پولینگ، مردی میانسال، منظم و بیماجرا (با بازی برجستهی آلک مککاون) را روایت میکند که زندگی آرام و یکنواخت خود را در حاشیه شهر لندن میگذراند. زندگی هنری که تماماً وقف پرورش داودیهایش شده، با مرگ مادرش و حضور ناگهانی عمهی پرجنبوجوش و اسرارآمیزش، آگوستا برت (با بازی تحسینبرانگیز و اسکارگرفتهی مگی اسمیت) دگرگون میشود. آگوستا که زنی ماجراجو، عیاش و کمی کلاهبردار است، هنری را به سفری پرپیچوخم از پاریس به استانبول و ونیز میکشاند و او را با دنیایی از توطئه، عشق، پولهای مشکوک و رازهای خانوادگی مواجه میسازد. این سفر نه تنها جغرافیای زندگی هنری، بلکه نگرش او به زندگی، عشق و آزادی را برای همیشه تغییر میدهد.
خلاصه داستان: فیلم «چه چیزی چشمچران دید» (What the Peeper Saw) محصول سال ۱۹۷۲ به کارگردانی آندره هانبل و با بازی مارک لستر، بریجیت باردو و هاردی کروگر، داستانی روانشناختی و پر از تعلیق را روایت میکند. مارکوس، پسری ۱۲ ساله که به تازگی مادر خود را از دست داده، برای گذراندن تعطیلات به همراه پدرش، نویسندهای مشهور، و همسر جدید او، نویسندهای جوان و زیبا به نام ملیسا، به یک ویلای دنج ساحلی میروند. اما آرامش این سفر به سرعت با رفتارهای عجیب و مرموز مارکوس بر هم میخورد. پسرک که نسبت به ملیسا احساسات مشکوکی دارد، ادعا میکند که او را در حال خفه کردن مادرش در وان حمام دیده است. در حالی که پدرش سعی میکند این اتهامات را نادیده بگیرد و آن را به تخیلات پس از مرگ مادرش نسبت دهد، رفتارهای مارکوس روز به روز خطرناکتر و دستکاریگرانهتر میشود. او با استفاده از بیگناهی کودکانهاش، ملیسا را در موقعیتهای مشکوک و خطرناکی قرار میدهد و سعی میکند او را به عنوان فردی شرور و قاتل جلوه دهد. فیلم با بهرهگیری از فضاهای بسته ویلای ساحلی و بازی درخشان بازیگران، بهویژه مارک لستر در نقش کودکی شیطانی، مخاطب را در یک بازی ذهنی پیچیده قرار میدهد و این سؤال را مطرح میکند که آیا مارکوس واقعاً شاهد یک قتل بوده یا این تماماً بخشی از یک نقشه شوم برای نابودی زندگی جدید پدرش است. این تریلر روانشناختی با ایجاد ابهام در مورد راست یا دروغ بودن ادعاهای مارکوس، تا دقیقههای پایانی بیننده را در حالتی از تعلیق و نگرانی نگه میدارد.
خلاصه داستان: ژان-پیر لئو در نقش ژان، مردی میانسال که درگیر رابطهای عاطفی و پرتنش با مادلن (مارلین ژوبر) است، ستاره فیلم «با هم پیر نمیشویم» ساخته موریس پیالا در سال ۱۹۷۲ است. این فیلم که بر اساس رمانی نیمهاتوبیوگرافیک از خود کارگردان ساخته شده، به شکلی بیرحم و صادقانه به بررسی فراز و نشیبهای یک عشق نافرجام و ویرانگر میپردازد. دوربین پیالا بیوقفه تضادهای این رابطه را به تصویر میکشد: لحظات شور و اشتیاق در کنار مشاجرات تلخ و ویرانگر. ژان، هنرمندی خودمحور و خشن، به طور مداوم میان عشق و نفرت نسبت به معشوقهاش در نوسان است و این ناپایداری عاطفی، هسته اصلی درام را شکل میدهد. فیلم با نگاهی عمیقاً شخصی و گاه دردناک، چرخه معیوب یک رابطه ناسالم را تشریح میکند و مخاطب را به تأملی عمیق درباره ماهیت عشق، وابستگی و رهایی وامیدارد.
خلاصه داستان: در سال ۱۸۷۲، پس از آنکه رهبر آپاچی به نام اولزانا به همراه گروه کوچکی از جنگجویانش از منطقه حفاظت شده فرار میکند، ارتش آمریکا یک گروه تعقیبکننده به رهبری سروان گیتس، یک افسر باسابقه و باهوش، تشکیل میدهد. گیتس که به تازگی به منطقه اعزام شده، برای درک تاکتیکهای جنگ نامنظم و بیرحمانه دشمن، از یک پیشاهنگ متخصص آپاچی به نام «کیتسی» کمک میگیرد. در این میان، ستوان گارنیت دی بوند، افسری جوان و کمتجربه که با آموزههای متعارف نظامی پرورش یافته، در مواجهه با خشونت بیرحمانه و غیرقابل پیشبینی اولزانا و جنگجویانش، به تردید و بحران وجدان دچار میشود. فیلم «حمله اولزانا» (۱۹۷۲) به کارگردانی رابرت آلدریچ، با بازی برت لنکستر در نقش کیتسی، بروس دیویسن در نقش ستوان دی بوند و خورخه لوکه در نقش اولزانا، اثری وسترنی خشن و تأملبرانگیز است که نه تنها به تعقیب و گریز میپردازد، بلکه به شکلی عمیق به بررسی تضادهای فرهنگی، اخلاق در جنگ و طبیعت خشونت میپردازد و مخاطب را با این پرسش مواجه میکند که آیا برای مقابله با وحشیگری باید به همان اندازه وحشی بود یا خیر.
خلاصه داستان: فیلم «اصفهانی در نیویورک» به کارگردانی و بازی محسن کیایی در سال ۱۳۹۳، داستان کمدی جهانگیر اصفهانی (محسن کیایی) را روایت میکند که برای یافتن همسر سابقش رعنا (رعنا آزادیور) که به نیویورک فرار کرده، سفری پرماجرا را آغاز میکند. او با سیروس شهدی و دیگر بازیگران درگیر ماجراهای فرهنگی، سوءتفاهمهای خندهدار و چالشهای مهاجرتی میشود و در نهایت درسهایی از زندگی مدرن میگیرد.
خلاصه داستان: فیلم مشت خشم (۱۹۷۲) به کارگردانی لو وی با بازی بروس لی در نقش چن ژن، نورا میان و جیمز تیان، داستان جوانی مبارز را روایت میکند که پس از مرگ مرموز استادش در dojo چینی شانگهای اشغالی توسط ژاپنیها، برای انتقام خون استاد و مبارزه با تحقیر و سلطه نژادپرستانه ژاپنیها دست به یک سری درگیریهای رزمی خیرهکننده میزند و با مشتهای آهنینش نماد مقاومت ضداستعماری میشود.
خلاصه داستان: فیلم جونیور بونر (۱۹۷۲) به کارگردانی سم پکینپا، با بازی استیو مککوئین در نقش جونیور بونر، یک گاوچران ماهر و سرگردان است که پس از سالها غیبت به شهر کوچک پریسکات در آریزونا بازمیگردد تا در آخرین مسابقه رودیو شرکت کند. در این میان، با خانواده پراکندهاش روبرو میشود؛ برادر حریصش جک مشغول فروش مزرعه خانوادگی برای ساخت مرکز خرید است، پدر الکلیاش آیس افسرده و بیحاصل شده و خواهرش روت با زندگی خانوادگی خود دست و پنجه نرم میکند، و جونیور در تلاش برای حفظ سنتهای قدیمی و اتحاد دوباره خانواده است.
خلاصه داستان: فیلم «اونا میان سراغت!» محصول ۲۰۲۴ به کارگردانی الیجا وود با بازی اسکات تیلور-کامبتون در نقش لورا، کوری فلدمن و خود الیجا وود در نقش کلی، یک کمدی ترسناک هیجانانگیز است که داستان مرد جوانی را روایت میکند که پس از سالها به خانه مادربزرگش در حومه شهر بازمیگردد، اما با هجوم موجودات جهشیافته و وحشتناک شبیه به بیگانگان روبرو میشود و همراه با ساکنان محلی برای بقا در برابر این تهاجم غیرمنتظره میجنگد.