خلاصه داستان: در سال ۱۹۷۰، فیلم وسترن کلاسیک «دو قاطر برای خواهر سارا» به کارگردانی دان سیگل با بازی خیرهکننده کلینت ایستوود در نقش هیگینز، سرباز مزدور آمریکایی، و شیرلی مکلین در نقش خواهر سارا، داستانی هیجانانگیز در مکزیک دوران اشغال فرانسویها روایت میکند. هیگینز که به دنبال شکار سربازان فرانسوی است، سارا را از چنگال راهزنان نجات میدهد و او را راهبهای پاکدامن میپندارد، اما سارا در واقع زنی جسور، فاحشه سابق و مبارز مخفی انقلابیون مکزیکی است. آنها با دو قاطر لنگ به سفری پرمخاطره برای حمله به قطار مهمات فرانسویها میروند و در این مسیر با ماجراهای طنزآمیز، اکشن نفسگیر و کشف رازهای پنهان یکدیگر روبرو میشوند.
خلاصه داستان: فیلم «تحقیق دربارهی یک شهروند فوقالعاده مشکوک» ساختهی سال ۱۹۷۰ به کارگردانی الیو پتری با بازی درخشان جیان ماریا ولونته در نقش یک مقام ارشد پلیس ایتالیایی، داستانی نفسگیر از فساد قدرت و سیستم قضایی فاسد را روایت میکند؛ جایی که این افسر پس از قتل معشوقهاش، با دستکاری شواهد و هدایت تحقیقات جنایی، خود را به عنوان شهروندی «فوقالعاده مشکوکناپذیر» جا میزند و جامعه را به چالش میکشد تا حقیقت را ببیند، در حالی که انتقادی تیز از بوروکراسی و اقتدارگرایی دههی ۱۹۷۰ ایتالیا را به تصویر میکشد.
خلاصه داستان: فیلم دایره سرخ (۱۹۷۰) به کارگردانی ژان-پییر ملویل، داستان کورِج (آلن دلون)، خلافکاری تازه از زندان آزاد شده را روایت میکند که با ونس (ایو مونتان)، نوازنده الکلی و راننده ماهر، و وکیلی (جیان ماریا ولونته)، قاتل فراری، برای اجرای سرقت جسورانهای از جواهرفروشی معروفی در پاریس متحد میشود. این شاهکار نوآر جنایی با فضای سرد و دقیق، تعقیب و گریزهای نفسگیر پلیس به رهبری بازرس ماتیو (آندره بورویل) و پایبندی شخصیتها به کدهای اخلاقی زیرزمینی، یکی از برترین آثار سینمای فرانسه است.
خلاصه داستان: فیلم «زندگی خصوصی شرلوک هولمز» یک درام معمای-کمدی از بیلی وایلدر است که داستان شرلوک و واتسون را در مأموریتهای عجیب با زن مرموز روایت میکند. منتقدان طنز هوشمندانه، بازیهای رابرت استیونس و کالین بلکلی، و کاوش شخصیت هولمز را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم کلاسیک توصیف کردهاند که با لحظات معما، حس کشف و طنز را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «علاءالدین و چراغ جادو» یک انیمیشن کلاسیک ژاپنی است که داستان علاءالدین، جوان فقیر، را روایت میکند که با پیدا کردن چراغ جادو و جن، به کاوشی از ماجراجویی، عشق و مبارزه با جادوگر میپردازد. منتقدان روایت شاد، انیمیشنهای رنگارنگ و لحظات موسیقی را ستودهاند و آن را به عنوان یک فیلم خانوادگی و دلنشین توصیف کردهاند که با لحظات عاشقانه و ماجراجویانه، حس شادی و کشف را به شیوهای نو و دلنشین منتقل میکند.
خلاصه داستان: فیلم «گربههای اشرافی» یک انیمیشن موزیکال-کمدی است که داستان دوشس، گربهای اشرافی و سه بچهگربهاش، ماری، تولوز و برلیوز را دنبال میکند که در پاریس سال ۱۹۱۰ با مادام آدلاید، صاحب ثروتمندشان زندگی میکنند. هنگامی که مادام تصمیم میگیرد ثروتش را به گربههایش و سپس به خدمتکارش ادگار واگذار کند، ادگار، که از حسادت دیوانه شده، گربهها را با شیر مخدر ربوده و در حومه شهر رها میکند. دوشس و بچههایش با توماس اومالی، یک گربه خیابانی باهوش و خوشصدا، آشنا میشوند که به آنها کمک میکند تا به پاریس بازگردند. آنها در مسیر با گروهی از گربههای جازنواز، سگهای مزرعه و دیگر حیوانات عجیب مواجه میشوند، در حالی که ادگار تلاش میکند از بازگشت آنها جلوگیری کند. داستان با صحنههایی مانند مهمانی جاز زیر نور ماه و تعقیبوگریز خندهدار با موتورسیکلت ادگار، به موضوعات خانواده، دوستی و عشق میپردازد. با این حال، به دلیل داستان ساده، برخی شخصیتهای فرعی کمعمق و طنز گاه قدیمی، نقدهای متفاوتی دریافت کرد. انیمیشن سنتی، آهنگهای شاد مانند «Everybody Wants to Be a Cat» و فضای پاریسی تحسین شدند، اما ریتم کند و فقدان پیچیدگی برای بزرگسالان نقد شدند.
خلاصه داستان: آسیدمرتضی (بهروز وثوقی) که کفترباز است، با بیبی نابینایش (ژاله علو) در کاشان زندگی میکند. او یک کبوتر طوقی را میگیرد که همه کفتربازهای محل بهدنبالش هستند. بیبی، طوقی را بدیمن میداند و از آسیدمرتضی میخواهد که کبوتر را رها کند. از طرفی دایی آسیدمرتضی، یعنی آسیدمصطفی (ناصر ملکمطیعی) او را برای خواستگاری نامزدش طوبی (آفرین) به شیراز میفرستد. مرتضی و طوبی بههم علاقهمند میشوند و ازدواج میکنند. مرتضی، طوبی را به کاشان میبرد، اما چیزی از موضوع به بیبی و داییاش نمیگوید. بیبی مرتضی متوجه ارتباط آنها میشود و با تصور خیانت مرتضی، او را نفرین میکند. مصطفی سرمیرسد و حرفهای بیبی را میشنود. او نیز که نمیداند طوبی همسر مرتضی شده، به «عباس گاریچی» (سرکوب) و «جواد خالدار» (بهمن مفید) که با مرتضی دشمنی دارند، میگوید تا مرتضی را بکشند...
خلاصه داستان: یک زن جوان مشکل دار که به روان درمانگر مراجعه می کند تا به او کمک کند سیگار را ترک کند، تحت هیپنوتیزم قرار می گیرد و متوجه می شود که یک عاشقانه غم انگیز ویکتوریایی از یک زندگی گذشته را تجربه می کند.