خلاصه داستان: فیلم موزیکال درخشان سال ۱۹۶۹ به کارگردانی جین کلی با بازی باربارا استرایسند در نقش دوللی لیوی، یک متخصص ازدواج و معاشقهی پرانرژی و باهوش در نیویورک اواخر قرن نوزدهم است. دوللی که به تازگی از مرگ همسرش خارج شده، تصمیم میگیرد زندگی جدیدی را آغاز کند و هدفش جلب توجه هوراس وندرمایر، تاجر ثروتمند و خسیس یونکرز است. او با مهارت و زیرکی خود وارد زندگی هوراس میشود و در حالی که سعی میکند او را به ازدواج با خود ترغیب کند، به طور همزمان به عشاق جوان، از جمله منشی هوراس به نام کورنلیوس و دوستش بارنابی، کمک میکند تا به خواستههایشان برسند. این فیلم با صحنههای رقص و آواز باشکوه، طراحی لباسهای چشمنواز و بازی پرانرژی استرایسند، داستانی شاد و سرگرمکننده درباره عشق، زندگی و پیگیری شادی را روایت میکند.
خلاصه داستان: جو، یک جوان تگزاسی سادهلوح، با این تصور که میتواند با همراهی زنان ثروتمند نیویورک پولدار شود، به این شهر بزرگ میآید. او خود را به عنوان «مرد نیمهشب» معرفی میکند، اما به زودی متوجه میشود که واقعیت زندگی در نیویورک بسیار خشنتر و پیچیدهتر از تصوراتش است. در این میان، با «راتسو» ریزو، مردی بیمار و فریبنده آشنا میشود و این دو، علیرغم تفاوتهای آشکار، دوستی غیرمنتظرهای را آغاز میکنند. فیلم «مرد نیمهشب» به کارگردانی جان اشلزینجر و با بازی درخشان جان ویت و داستین هافمن، تصویری تیره و تأثیرگذار از تنهایی، رویاهای شکسته و قدرت دوستی در حاشیههای جامعه آمریکا ارائه میدهد.
خلاصه داستان: این فیلم کمدی-درام محصول سال ۱۹۶۹ به کارگردانی پل مازورسکی، داستان زوجی به نام باب (با بازی رابرت کالپ) و کارول (با بازی ناتالی وود) را روایت میکند که پس از شرکت در یک مرکز معنوی، دیدگاهشان به زندگی و روابط کاملاً تغییر میکند. آنها تصمیم میگیرند صادقانهترین و بازترین شکل ممکن را در زندگی مشترکشان تجربه کنند و احساساتشان را بدون هیچ مانعی با یکدیگر در میان بگذارند. این رویکرد جدید زندگی آنها را دگرگون میکند و باعث میشود تا دوستان نزدیکشان، تد (با بازی الیوت گولد) و آلیس (با بازی دایان کنن)، را نیز در این تجربه جدید شریک کنند. این چهار نفر به تدریج مرزهای روابط سنتی را کنار میگذارند و به دنبال تجربهای آزادانهتر و بیپروا در عشق و زندگی میروند که در نهایت آنها را به سمت موقعیتهای غیرمنتظره و چالشبرانگیزی سوق میدهد.
خلاصه داستان: میشیما یک مجسمهساز نابینا است که در یک آپارتمان متروک زندگی میکند و با مادرش که او نیز نابیناست، در انزوای کامل به سر میبرد. او که شیفتهٔ هنر و زیبایی است، تصمیم میگیرد مدلی را ربوده و در آپارتمان خود زندانی کند تا از طریق لمس کردن بدن او، به درک عمیقتری از زیبایی و کمال دست یابد. مدل که ابتدا وحشتزده است، به تدریج در دنیای تاریک و پر از مجسمههای غولپیکر او غرق شده و رابطهای پیچیده و وهمآلود بین آنها شکل میگیرد. این فیلم ژاپنی محصول سال ۱۹۶۹ به کارگردانی یاسوزو ماسومورا و با بازیگیری ایچیرو آراکیوا، میوکو فوجی و نوریکو ساتومی، اثری سورئال و روانشناختی است که مرزهای میل، هنر و جنون را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: در سال ۱۹۶۹، هنری ورنر، یک جنایتکار حرفهای، توسط پلیس فرانسه دستگیر میشود. در همان زمان، ویدال، رئیس یک خانواده مافیایی سیسیلی، برای یک سرقت جواهرات بسیار بزرگ در رم برنامهریزی میکند. ورنر که در زندان به سر میبرد، با ویدال تماس میگیرد و پیشنهاد همکاری میدهد. ویدال با کمک پسرش، روژه، و برادرزادهاش، آلدو، نقشه پیچیدهای برای فرار ورنر از زندان میکشد. پس از فرار موفقیتآمیز، ورنر به تیم ویدال میپیوندد و آنها با هم برای سرقت از یک فروشگاه جواهرات مشهور در رم آماده میشوند. این همکاری بین یک جنایتکار فرانسوی و یک خانواده مافیای سیسیلی، با وجود تفاوتهای فرهنگی و شخصیتی، به تدریج با چالشهای غیرمنتظرهای روبرو میشود. درگیریهای داخلی، خیانتهای احتمالی و فشار پلیس، زندگی همه آنها را به خطر میاندازد. این فیلم جنایی فرانسوی-ایتالیایی به کارگردانی آنری ورنوی، با بازی ژان گابن، آلن دلون و لیینو ونتورا، داستانی پرتعلیق و پر از پیچوتاب را روایت میکند که در آن وفاداری، خیانت و حرص و طمع در دنیای جنایتکاران به تصویر کشیده میشود.
خلاصه داستان: یک نویسنده مشهور به نام ژان لومونیه پس از آنکه پسر جوانش در یک تصادف رانندگی کشته میشود، زندگیاش دگرگون میشود. راننده مقصر که یک زن جوان است، از صحنه حادثه فرار میکند و پلیس نیز در پیدا کردن او ناکام میماند. ژان که از بیعدالتی به خشم آمده، تصمیم میگیرد خودش دست به کار شود و انتقام خون پسرش را بگیرد. او با تعقیب و تحقیق، هویت راننده را کشف میکند و متوجه میشود که او عضو یک خانواده ثروتمند و پرنفوذ است. ژان به تدریج وارد زندگی این خانواده میشود و نقشهای پیچیده برای انتقام میکشد. اما هرچه بیشتر پیش میرود، درگیر پیچیدگیهای اخلاقی و عواقب تصمیماش میشود. این فیلم محصول سال ۱۹۶۹ به کارگردانی کلود شابرول، با بازی میشل دوشوسوا، کارولین سلر و ژان یان، یک تریلر روانشناختی عمیق است که مرزهای عدالت شخصی و انتقام را به چالش میکشد.
خلاصه داستان: فیلم کمدی وسترن محصول سال ۱۹۶۹ به کارگردان برت کندی با بازی جیمز گارنر در نقش جیسون مککالو، یک مرد مرموز که به شهر هرج و مرجزده کلوری وارد میشود و به طور تصادفی به عنوان کلانتر جدید شهر انتخاب میگردد. او با استفاده از هوش و ذکاوت خود به جای خشونت، با خانواده قدرتمند و شرور دانبی که بر شهر حکومت میکنند، مقابله میکند. مککالو با کمک معاون ناشی خود، جو (با بازی جک الام)، و دختر شهردار، پراتی (با بازی جوآن هاکمن)، که به او دلمیبندد، سعی در برقراری نظم و قانون دارد. این فیلم با طنز هوشمندانه و موقعیتهای خندهدار، کلیشههای وسترن را به تمسخر میگیرد و داستانی سرگرمکننده و مفرح را روایت میکند که در آن یک قهرمان غیرمنتظره با زیرکی و شوخطبعی بر مشکلات غلبه میکند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان فیلم «ملعونها» (The Damned) محصول سال ۱۹۶۹ به کارگردانی لوکینو ویسکونتی و با بازیگری درخشان دیرک بوگارد، اینگرید تولین و هلگر گرادوالد، روایتگر سقوط یک خانواده صنعتی ثروتمند آلمانی در دوران ظهور نازیها است. داستان در سال ۱۹۳۳ و همزمان با به قدرت رسیدن هیتلر آغاز میشود و زندگی خانواده فن اسنبک، صاحبان یک امپراتوری فولاد، را به تصویر میکشد. با خودکشی رئیس خانواده، درگیریهای داخلی بر سر کنترل شرکت و میراث خانوادگی شعلهور میشود. در این میان، فردریش بروکمان، مدیر بیرحم شرکت، با استفاده از روابطش با نازیها و فساد اخلاقی اعضای خانواده، به تدریج کنترل امپراتوری را به دست میگیرد. این فیلم با بهرهگیری از نمادگرایی عمیق و شخصیتپردازی پیچیده، فساد، تباهی و انحطاط اخلاقی طبقه حاکم آلمان را در آستانه جنگ جهانی دوم به نمایش میگذارد و نشان میدهد که چگونه طمع و قدرتطلبی میتواند یک خاندان اشرافی را از درون نابود کند.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
فیلم سینمایی «Z» محصول سال ۱۹۶۹ به کارگردانی کوستا گاوراس، یکی از برجستهترین آثار سینمای سیاسی جهان است. این فیلم با بازی ژان-لویی ترنتینیان در نقش قاضی تحقیق و ایو مونتان در نقش یک سیاستمدار مخالف، روایتگر ترور یک سیاستمدار برجسته در کشوری اروپایی است که به نظر میرسد یک حادثه رانندگی باشد، اما تحقیقات قاضی نشان میدهد که این یک توطئه سیاسی گسترده با نقشآفرینی نیروهای نظامی و پلیس است. فیلم که بر اساس رویدادهای واقعی در یونان ساخته شده، به شکلی مستندگونه و پرتنش، فساد و خشونت سیستماتیک در یک دولت را افشا میکند و به یکی از نمادینترین فیلمهای اعتراضی تاریخ سینما تبدیل شده است.
خلاصه داستان: خلاصه داستان:
عمو سیبیلو (۱۳۸۱) به کارگردانی داریوش مهرجویی، بر اساس داستانی از صمد بهرنگی، روایتگر زندگی پسری روستایی به نام مش حسن است که برای کار به شهر میرود. او در یک مغازه خیاطی مشغول به کار میشود و با دختر صاحب مغازه، گلنار، آشنا شده و عاشق او میشود. اما پدر گلنار که مردی ثروتمند و مغرور است، با این ازدواج مخالفت میکند. مش حسن برای به دست آوردن دلار و ثروت، دست به کارهای خطرناکی میزند و در نهایت به دام یک قاچاقچی بزرگ به نام «عمو سیبیلو» میافتد. این فیلم که با بازی فرامرز صدیقی، نیکی کریمی، بهروز وثوقی و پرویز پورحسینی ساخته شده، نقدی تند بر فقر، طبقۀ اجتماعی و فساد در جامعۀ شهری ایران است.