خلاصه داستان: فیلم «نسل» ساخته آندژی وایدا در سال ۱۹۵۵، روایتی تلخ و واقعگرایانه از زندگی نسل جوان لهستان در آستانه و آغاز جنگ جهانی دوم است؛ جایی که استنیسلاو کولتسکی (با بازی تادئوش لومنیتسکی)، کارگری جوان و بیسواد در ورشو، تحت تأثیر همکارش جرزی (زبیگنیو چیبولسکی) به جنبش مقاومت کارگری-کمونیستی میپیوندد و با عشق، فقر، خیانت و خشونت نازیها روبرو میشود. این اثر کلاسیک، اولین فیلم سهگانه جنگی وایدا، نمادی از بیداری طبقاتی و مبارزه طبقاتی در برابر فاشیسم است.
خلاصه داستان: یک بیوه از طبقه بالا عاشق یک مهدکودک بسیار جوانتر و سربهرو میشود که با مخالفت فرزندانش و انتقاد از همسالانش در کلوپ روستایی مواجه میشود.
خلاصه داستان: لوکا کارخانه ای را اداره می کند و با کارملا، همسری زیبا ازدواج کرده است. اما زیبایی همسرش توجه دون تئوفیلو فرماندار را به خود جلب می کند.
خلاصه داستان: در یک کلینیک روانپزشکی، دکترها نیز مانند بیماران دیوانه هستند.رئیس کلینیک، "دکتر استوارت مک ایور" اعتقاد دارد طراحی پرده های جدید برای کتابخانه درمان خوبی برای بیماران است."خان کارن مک ایور"، که در کارهای همسرش دخالت می کند، می خواهد نشانه ای از خود به جای بگذارد به همین دلیل پرده های جدید سفارش می دهد و...
خلاصه داستان: آلفرد هیچکاک تقدیم میکند؛ سریالی در ژانر آنتولوژی رازآلود و ترسناک به کارگردانی آلفرد هیچکاک، که به عنوان استاد ژانرهای دلهرهآور و رازآلود شناخته میشود است. چیزی که این برنامه بیش از هرچیز به خاطر آن مشهور است، سکانس آغازین هر قسمت است. هر قسمت با نشان دادن نقاشیای از هیچکاک و شروع شدن آهنگ مجموعه شروع میشود؛ سپس سایه هیچکاک را میبینیم که به صحنه وارد میشود و با سلام و عصر بهخیر برنامه را شروع میکند. قسمت آغازین هر اپیزود، حالت طنز دارد زیرا هربار هیچکاک مشغول به کاری عجیب است. بهعنوان مثال، یک دستگاه جدید را امتحان میکند یا یک نارنجک قلابی را بررسی میکند.