خلاصه داستان: کارآگاه سابق نیک چارلز و همسر ثروتمند و باهوشش نورا، در تعطیلات کریسمس در نیویورک، ناخواسته درگیر پرونده قتل یک مخترع به نام کلاید وینمیل میشوند. وینمیل که به تازگی به همراه معشوقهاش، دوروتی، از یک سفر طولانی برگشته، ناپدید شده و جسد او کمی بعد پیدا میشود. پدر دوروتی، که یکی از شرکای تجاری وینمیل بوده، از نیک میخواهد که این پرونده را حل کند. نیک و نورا، با همراهی سگ کوچکشان آستا، در میان شبکهای از دروغ، خیانت و رازهای خانوادگی، مصمم به پیدا کردن قاتل میگردند. این زوج خوشتیپ و طناز، با مهمانیهای پر از مارتینی و شوخیهای تند و تیز، در حالی که به نظر میرسد بیشتر به تفریح مشغول هستند تا کارآگاهی، در نهایت با جمع کردن تمام مظنونین در یک جا، پرده از راز قتل برمیدارند. این فیلم کلاسیک جنایی کمدی محصول سال ۱۹۳۴، به کارگردانی دبلیو. اس. ون دایک، با بازی درخشان ویلیام پاول و مایرنا لوی، اولین قسمت از مجموعه فیلمهای «مرد لاغر» است که بر اساس رمانی از دشیِل همِت ساخته شده است.
خلاصه داستان: یک تاجر تئاتر خوشتیپ و مغرور به نام اسکار جف (جان باریمور) در ایستگاه قطار با یک فروشنده ساده به نام لیلی گارلند (کارول لومبارد) آشنا میشود و او را به ستارهای بزرگ تبدیل میکند. اما لیلی به زودی از رفتار مستبدانه اسکار خسته میشود و برای بازی در یک نمایش به هالیوود میروند. سه سال بعد، اسکار که اکنون ورشکست شده، در قطار قرن بیستم سوار میشود و متوجه میشود که لیلی، اکنون ستارهای مشهور، نیز در همان قطار حضور دارد. او نقشه میکشد تا دوباره لیلی را به دست آورد و از شهرت او برای نجات خود استفاده کند. این کمدی دیوانهوار به کارگردانی هاوارد هاکس، با بازی درخشان باریمور و لومبارد، یکی از بهترین فیلمهای کمدی دهه ۱۹۳۰ است.
خلاصه داستان: یک فیلم هیجانانگیز و پرتعلیق به کارگردانی آلفرد هیچکاک که در سال ۱۹۵۶ ساخته شد. در این فیلم، جیمز استوارت و دوریس دی در نقش زوجی آمریکایی به نامهای بن و جو مکنا ظاهر میشوند که به همراه پسرشان هنک در تعطیلات در مراکش هستند. آنها در یک حادثه مرموز در یک رستوران گرفتار میشوند و بن راز یک توطئه ترور را میشنود. هنگامی که پسرشان توسط توطئهگران ربوده میشود تا سکوت بن تضمین شود، این زوج برای نجات فرزندشان به لندن سفر میکنند و درگیر ماجرایی پرپیچوخم و خطرناک میشوند. هیچکاک با مهارت تمام، تعلیق را در سراسر فیلم حفظ میکند و صحنههای بهیادماندنی مانند کنسرت آلبرت هال را خلق میکند که به نمادی از سینمای او تبدیل شدهاست.
خلاصه داستان: الیور که مشتاق بالا رفتن از نردبان اجتماعی با ازدواج با یک بیوه ثروتمند است، اعصاب خیانت به شریک زندگی خود استنلی را پیدا می کند. چیزی که او نمی داند این است که سرگرمی مورد علاقه او قتل است - و به نظر می رسد او نفر بعدی است. چه کسی می تواند الیور هشتم را نجات دهد؟
خلاصه داستان: استن" و "الی" سرنخ های پیدا میکنن که نشون دهنده اعمال شرور گانگستر های باتچ هست. اونا برای یک سفر دنبال همسفر میگردن و تو روزنامه آگهی میدن و دختر باتچ (قصاب) اون آگهی رو می بینه