خلاصه داستان: در روستای دورافتاده تامباد، وینایاک رائو به دنبال گنجینه افسانهای هاستا، الهه طمع و ثروت، میگردد. داستان در دوران استعمار بریتانیا در هند آغاز میشود و سه نسل از خانواده رائو را در بر میگیرد، از پدربزرگ تا پسرش و نوهاش. وینایاک، که توسط مادرش با داستانهای گنج پنهان بزرگ شده، در یک خانه قدیمی متروک به جستجوی طلای گمشده میپردازد. اما او به زودی متوجه میشود که این گنج توسط موجودی ترسناک و باستانی به نام هاستا محافظت میشود و طمع او عواقب مرگباری برای خود و خانوادهاش به همراه خواهد داشت.