خلاصه داستان: یک زوج جوان به نامهای جیمی و سوفیا در یک آپارتمان قدیمی در شهر نیویورک زندگی میکنند. آنها عاشقانه یکدیگر را دوست دارند و زندگی آرامی را میگذرانند. اما یک روز، جیمی متوجه میشود که سوفیا به طور مرموزی ناپدید شده است. او تمام شهر را زیر پا میگذارد و به دنبال سرنخهایی از محل نگونبختی همسرش میگردد. در این میان، جیمی با یک راز بزرگ مواجه میشود: سوفیا نه تنها ناپدید نشده، بلکه در زمان به عقب سفر کرده و در دهه ۱۹۲۰ گیر افتاده است. جیمی که نمیتواند زندگی بدون عشق خود را تصور کند، تصمیم میگیرد به هر قیمتی شده راهی برای بازگرداندن سوفیا پیدا کند. او با استفاده از یک دستگاه اسرارآمیز زمانسفر، خود را به دهه ۱۹۲۰ پرتاب میکند. در آنجا، او با دنیایی کاملاً متفاوت روبرو میشود: شهری پر از جاز، رقصهای شبانه و آداب و رسوم قدیمی. جیمی باید سوفیا را پیدا کند و او را متقاعد کند که به زمان حال بازگردد. اما این کار به آن آسانی نیست، زیرا سوفیا خاطرات خود را از دست داده و فکر میکند که همیشه در آن زمان زندگی میکرده است. جیمی باید عشق خود را به سوفیا ثابت کند و خاطرات از دست رفته او را بازگرداند. او با چالشهای زیادی روبرو میشود، از جمله افراد مشکوکی که از راز زمانسفر باخبرند و تلاش میکنند تا از آن سوء استفاده کنند. در این راه، جیمی و سوفیا دوباره عشق خود را کشف میکنند و متوجه میشوند که عشق واقعی حتی زمان هم نمیتواند آن را از بین ببرد.