خلاصه داستان: در روز کریسمس، دو غریبه - کندر هال، یک سازماندهنده رویدادهای مشغول در شیکاگو، و وِل ریلی، یک مرد اعمالی از دالاس - در یک پرواز در مسیر خانه برای تعطیلات قرار میگیرند. پرواز آنها به دلیل بوران برفی لغو میشود و مجبور میشوند تا با ماشین به دالاس بروند. در طول سفر، آنها با چالشهای غیرمنتظرهای مواجه میشوند که باعث میشود روابط عمیقتری بین آنها شکل بگیرد و هر دو درک کنند که گاهی اوقات سفر به مقصد مهمترین بخش ماجرا است.