خلاصه داستان: قصه در سال 1999 در آرژانتین رخ میدهد. بنیامین اسپوزیت، یک بازنشسته قضاتی، تصمیم میگیرد رمانی بنویسد که بر اساس یک پرونده قتل قدیمی است که او را به مدت 25 سال پس از وقوع آن آزار میدهد. او به دفتر قضایی بازمیگردد تا پرونده را مرور کند و در این راه به خاطراتش از ریکاردو مورالس، قربانی، و ایرن منسارد، همکارش که او عاشقش بود، برمیگردد. او به دنبال پاسخهایی برای سوالاتی است که سالها پیش بدون پاسخ ماندهاند و در تلاش است تا عدالت را برای قربانی برقرار کند.