خلاصه داستان: در داستان "دوقلو بورگندی"، دو زن جوان در یک جهان خیالی از رابطههای بیمهر و عاشقانه درگیر میشوند. یکی از آنها، استادی در رشته فرمولنویسی حشرات، و دیگری دانشآموز جوانی که به عنوان خدمتکار در خانه او کار میکند. رابطه آنها بر اساس کنترل و تسلیم بوده و هر دو به طور فزایندهای به این رابطه وابسته میشوند. اما با گذشت زمان، خستگی و ناامیدی در میان میآید و آنها مجبور میشوند به دنبال راهی برای نجات رابطهشان باشند.